تعریف لهجه(accent): 

در بسياری از متون دانشگاهی زبان‌شناسی و به خصوص جامعه‌شناسی زبان (نام تعداد بسیار معدودی از آن‌ها در پايان اين مقاله موجود است) لهجه  دربرگيرنده‌ی کليه‌ی ويژه‌گی‌های تلفظی و آوايی کلام تعريف شده است. به عبارت ديگر، نحوه‌ی تلفظ کلام هم در سطح فردی و هم جمعی، لهجه بوده و مسلمأ با افزايش افراد، افزايش دگرگونی‌های تلفظی را نيز شاهد خواهد بود.

تعریف گويش (dialect):

گويش‌ها شديدأ متأثر از مرسومات فرهنگی و قواعد رفتاری منطقه‌يی است. فرض بفرماييد که يک تهرانی سنت‌گرا بخواهد بگويد که از ميهمان خود به خوبی پذيرايی کرده، شايد بگويد «يه چلوکباب خوشمزه مهمونش کردم». حال آن‌که در کرمانشاه اين جمله بعيد است که آن‌چنان چاره‌ساز باشد چون احتمالأ چلوکباب بايد جای خود را به چلوخورشت خلال دهد، همان‌گونه که در مناطق اطراف خزر چلوماهی سفيد و نه چلوکباب نشانه‌ی ميهمان‌نوازی است. در اصفهان هم احتمالأ بريونی اين نقش را ايفا می‌کند.

    البته گويش‌ها را نبايد فقط محدود به فاصله‌ی جغرافيايی کرد. هرچند اين فصله قديمی‌ترين و اصلی‌ترين دليل پيدايش گويش‌هاست. تفاوت‌های طبقات اقتصادی-اجتماعی، ميزان سواد و تحصيلات، رشته‌ی تخصصی، آشنايی افراد با زبان‌های ديگر، سن و تفاوت‌های نسلی، ميزان تقليد از مذاهب و ايدئولوژی‌های گوناگون و تعدادی عوامل ديگر نيز در پيدايش گويش‌های متفاوت تاثيرگذار بوده و بيش از پيش تفاوت‌ها در صحبت کردن افراد متعلق به يک گويش را ايجاد می‌کنند.

خواننده‌گان محترم دقت کنيد. حال آن‌که اگر مثلأ به اصفهان سری بزنيد متوجه خواهيد شد که ماجرا محدود به تلفظ و لهجه نيست. به عنوان نمونه، آن‌ها در بين خود از اصطلاح «تاب خوردن» برای گشت و گذار استفاده می‌کنند: «غروب که هوا خنک شد بريم تو شهر يه تابی بخوريم». خيلی از آنان به باجناق «همريش» می‌گويند. در برخی نقاط ديگر کشور به جای «مال من» می‌گويند «برای من». در سفر به شيراز درمی‌يابيد که «عرق» به انواع نوشيدنی‌های گياهی فاقد الکل از قبيل عرق بيدمشک و غيره گفته می‌شود، حال آن‌که در بسياری جاهای ديگر اين‌گونه نيست. در برخی نواحی ايران رايج است به جای «اشکال نداره» بگويند «طوری نيست». اين‌گونه تفاوت‌ها از محدوده‌ی تلفظ فراتر رفته و پديدآورنده‌ی گويش (dialect) يا مجموعه‌ی خاصی از بيان آوايی، لغوی، صرف و نحوی، معنايی و حتی کارکردی يک زبان است.

 فرق بین لهجه و گویش:

   در واقع لهجه، زيرمجموعه‌يی از گويش است به اين معنا که هر گويش لهجه‌ی خاص خود را داراست. اما برای شناخت و توصيف يک گويش، بررسی لهجه فقط بخشی از ماجراست. گويش‌ها نه تنها در لهجه بلکه در برخی لغات و اصطلاحات نيز تفاوت دارند. هم‌چنين گويش‌ها دارای تفاوت‌های صرف و نحوی نيز هستند که البته معمولن ميزان تفاوت‌های صرف و نحوی کمتر از دو مورد قبلی است زيرا اساسن صرف و نحو شالوده‌ی سازنده‌ی زبان است. گويش‌ها نهايتأ زيرمجموعه‌ي يک زبان هستند. به عنوان مثال هرچه‌قدر گويش فارسی مشهدی با گويش فارسی نايينی متفاوت باشد، نهايتن اگر قرار باشد يک مشهدی با گويش خاص خود با يک نايينی محاوره کند، مخاطب نايينی وی متوجه کليت مطلب وی می‌شود ولو آن‌که برخی موارد را متوجه نشده و از وی تقاضای تکرار مجدد يا بيان به گونه‌يی ديگر را کند. در کل اين دو فرد دو گويش متفاوت از يک زبان واحد (فارسی) را با هم صحبت می‌کنند. حال آن‌که چنين فهم مشترکی بين يک عرب‌زبان و فارسی‌زبان به رغم تشابهات لغوی اين دو زبان برقرار نيست. دليل ساده: عربی و فارسی دو زبان متفاوت‌اند نه دو گويش از يک زبان.

 

 

 

 گیلکی رامسری:

با توجه به موارد فوق گیلکی رامسری یک لهجه است که در داخل مناطق مختلف شهری و روستایی کمی متفاوت است .

 گویش  گیلکی که احتمالأ زیر مجموعه ای از زبان پهلوی می باشند  در استانهای گلستان -مازندران و گیلان و ... وجود دارند.  ولی این لهجه است که در شرق و غرب مازندران و گیلان فرق می کند.

گیلکی رامسری در حال حاضر به زبان فارسی نزدیکتر است تا گیلکی اصلی رامسری که به گیل گالشی معروف است. ناگفته نماند در داخل شهر و آبادیهای اطراف رامسر نیز مردم به لهجه های متفاوت و ایماء و اشارات متنوعی نیز تکلّم می نمایند که با شنیدن آن می توان محل زندگی این افراد در نقاط مختلف شهر رامسر را حدس زد. به هر حال در این مقال سعی بر این است که از کلمات رایج  و  شیرین گیلکی رامسری جهت آموزش افراد علاقمند بصورت هفتگی استفاده شود.متأسفانه با هجوم کلمات بیگانه و تجددگرایی و اصرار مادران گرامی در شهرستان رامسر که بعضأ خودشان هم فارسی را خوب بلد نیستند ولی می خواهند فرزندانشان از همان اوان کودکی فارسی را خوب آموخته و صحبت کنند، ضربات جبران ناپذیری به گیلکی رامسری وارد شده است .شاید این امر به ترویج فرهنگ گیلکی رامسری کمک نماید . باشد تا اساتید محترم ادبیات فارسی  با همکاری انجمن شعر و ادب ( اهل قلم)  و اداره آموزش و پرورش شهرستان  رامسر چاره ای بیاندیشند. تا این سنت و لهجه را که از پیشینیان به ما به ارث رسیده است، برای نسل فردا  و به رسم امانتداری صحیح و سالم از خود به یادگار بگذاریم.

محمد ولی تکاسی

 

 

آموزش لهجه گیلکی

حروف الفباء مورد استفاده در لهجه گیلکی رامسری با حروف الفباء فارسی یکی است.به بیان یکی از اساتید ادبیات فارسی زبان گیلکی منشعب از زبان کردی است و گیلکی بیشتر لهجه است و زبان محسوب نمی شود. اگر دستور زبان جدیدی برای آن وضع می شد و حروف یا کلمات جدیدی در آن وارد می شد می توانستیم گیلکی را از شیرین ترین زبانهای دنیا معرفی کنیم.

دستور زبان در گیلکی به زبان انگلیسی نزدیک تر است و بیشتر اسامی به صورت اضافه مغلوب بیان می گردند. جای مضاف و مضاف الیه عوض می شود و همینطور گاهی اوقات جای صفت و موصوف. نظیر شم افروز اکبر:یعنی اکبر فرزند خانمی به نام شمع افروز و یا  کش پیرهن: پیراهن کش -پیراهنی که از کاموا و... بافته شده است .گیلکی رامسری در حال حاضر به زبان فارسی نزدیکتر است تا گیلکی اصلی رامسری که به گیل گالشی معروف است. ناگفته نماند در داخل شهر و آبادیهای اطراف رامسر نیز مردم به گویش های متفاوت و ایماء و اشارات متنوعی نیز تکلم می نمایند که با شنیدن آن می توان محل زندگی این افراد در نقاط مختلف شهر رامسر را حدس زد.

به هر حال در این مقال سعی بر این است که از کلمات مشکل ولی شیرین گیلکی جهت آموزش افراد علاقمند بصورت هفتگی استفاده شود. متأسفانه با هجوم کلمات بیگانه و تجددگرایی و اصرار مادران گرامی در شهرستان رامسر که بعضأ خودشان هم فارسی را خوب بلد نیستند ولی می خواهند فرزندانشان از همان اوان کودکی فارسی را خوب آموخته و صحبت کنند، ضربات جبران ناپذیری به گیلکی رامسری وارد شده است .شاید این امر به ترویج فرهنگ گیلکی رامسری کمک نماید . باشد تا ادبیاتی های رامسری با همکاری انجمن شعر و ادب و اداره آموزش و پرورش شهرستان چاره ای بیاندیشند تا این سنت و زبان که از پیشینیان به ما ارث رسیده برای نسل فردا  و به رسم امانتداری از خود به یادگار بگذاریم.

منتظر نظرات و پیشنهادات سازنده شما دوست گرامی هستیم.

محمد ولی تکاسی

کچال: به فتح ک و سکون در لام

محلی است که برای روشن کردن آتش و آشپزی استفاده می شود.

 

 

 

 

 

آموزش لهجه گیلکی

(ویژه نونهالان و نوجوانان)

حروف الفباء مورد استفاده در لهجه گیلکی رامسری با حروف الفباء فارسی یکی است.به بیان یکی از اساتید ادبیات فارسی زبان گیلکی منشعب از زبان کردی است و گیلکی بیشتر لهجه است و زبان محسوب نمی شود. اگر دستور زبان جدیدی برای آن وضع می شد و حروف یا کلمات جدیدی در آن وارد می شد می توانستیم گیلکی را از شیرین ترین زبانهای دنیا معرفی کنیم. دستور زبان در گیلکی به زبان انگلیسی نزدیک تر است و بیشتر اسامی به صورت اضافه مغلوب بیان می گردند. جای مضاف و مضاف الیه عوض می شود و همینطور گاهی اوقات جای صفت و موصوف. نظیر شَمْ اَفروز اَکْبَر: یعنی اکبر فرزند خانمی به نام شمع افروز و یا  کَشْ پیرْهَن: پیراهن کش -پیراهنی که از کاموا و... بافته شده است .

 یا گَتِه کیجا:  یعنی دختر بزرگ.

 درس اول :) 23/07/87)

نشانه های آواشناسی

توجه:

 در انتقال مطالب به وبلاگ علیرغم کوشش مدرس این درس مکان چند حرف عوض می شود که باید مد نظر قرار گیرند و با نگاه به  تلفظ انگلیسی کلمات می توان  پی به اشتباه برد.

ou   uo        تلفظ نو

  ei   ieتلفظ نی

ə   =   مصوت مرکزی اختصاصی

  معمولا در آخر کلمات گیلکی می آید و معنای هِهْ ( با کسره روی ه و ه دوم ساکن) می دهد که اشتباها در وبلاگ اول تلفظ آواشناسی قرار می گیرد. با نگاه به  تلفظ انگلیسی کلمات می توان  پی به اشتباه برد.

درس اول : (23/07/87)            نشانه های آواشناسی

 ردیف

نشانه

معادل فارسی

ردیف

نشانه

معادل فا رسی

1

در فارسی:  سَر

a

18

خ

x

2

مال

â

19

د

d

3

â کشیده

:â

20

ر

r

4

گُل

o

21

ز

Z

5

نور

u

22

ژ

ž

6

دیر

i

23

س

s

7

مصوت مرکزی اختصاصی

ə

24

ش

Ŝ

8

نو

ou

25

ف

f

9

نی

26

ق

q

10

ب

b

27

ک

k

11

پ

P

28

گ

g

12

ت

t

29

ل

l

13

ج

j

30

م

m

14

چ

ĉ

31

ن

n

15

ه - هاء

һ

32

و

v

16

سکون

°

33

ی

y

17

ع

ë

34

غ

ÿ

مثال:

1-گَردِهْ ( با فتحه روی گاف – کسره روی دال –هاء ساکن)

     ərdea g                یعنی گرد و خاک

 2- پیلِّهْ (با تشدید روی لام – کسره در قرائت لام دوم –هاء ساکن)

     (əpylle )  یعنی: بچه یا آدم بزرگ-شیء یا موجود بزرگ

3-کَچالْ (با فتحه روی کاف و لام ساکن)

(Kaĉâl

محلی است که برای روشن کردن آتش و آشپزی استفاده می شود.

 

 

 

 

 

 

 

درس دوم: (01/08/87)

 

ضمایر فاعلی :

 

این ضمایر جانشین اسم هستند و به جای آنها نیز  برای انجام دهنده کارها (کننده ) در مکالمات روزمره بکار می روند.

 

ردیف

معادل فارسی

معادل گیلکی

تلفظ انگلیسی

آواشناسی

توضیحات

1-

من

مُ

mo

mo

-

2-

تو(شما)

تُ

to

to

-

3-

او

اُنْ

on

on

-

4-

ما

اَمِِ

Ame

amə

-

5-

شما

شِمِهْ

shemeh

Ŝmə

-

6-

ایشان(آنها)

اٌشانْ

oshan

oŜân

-

 

مثال: مُوْ  (با ضمه روی م و  و ساکن)   

مُو  بُگوتِم =( من گفتم)

 

 

 

 

 

 

 

 

درس سوم:(08/08/78)

ضمایر مفعولی:

ردیف

معادل فارسی

معادل گیلکی

تلفظ انگلیسی

آواشناسی

توضیحات

1-

مرا

(برای من)

ِمرَرِهْ

(می شی یَِرِِهْ)

Merareh

(mishiyareh)

mrareə

-

2-

شما را

ِِشمِرَرِهْ

shemerareh

Ŝmrareə

-

3-

او را

ُانَرِِهْ

onareh

onareə

-

4-

ما را

اَمِرَرِهْ

amerareh

amrareə

-

5-

شما را

شمِرَرِهْ

shemerareh

Ŝmrareə

-

6-

آنها(ایشان) را

ُاوشانَرِهْ

oshanareh

oŜânareə

-

 

مثال: مِرَرِهْ ( با کسره م اول-فتحه  بر روی ر اول و کسره بر روی ر دوم و ه ساکن) 

                          

   مِرَرِهْ بِیَرْ  = ( برای من بیاور)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس چهارم (15/08/87)

 

 

 

صفات ملکی:

 

 

ردیف

معادل فارسی

معادل گیلکی

تلفظ انگلیسی

آواشناسی

توضیحات

1-

مال من

می شی

Mishi

miŜi

-

2-

مال تو

تی شی

Tishi

tiŜi

-

3-

مال او

اُنِ شی

Onoshi

onoŜi

-

4-

مال ما

اَمِشی

Ameshi

ameŜi

-

5-

مال شما

شِمِه شی

Shemishi

ŜemeŜi

-

6-

مال آنها

اُشانِ شی

Oshaneshi

oŜâneŜi

-

 

 

مثال:

 

ای کیتابْ می شِیَه = این کتاب مال من است.

 

 

ای خودکار تی شِیَه = این خودکار مال تو است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس پنجم(22/08/87)

 

 

ضمایر ملکیLجانشین اسم اند)

 

 

 

ردیف

معادل فارسی

معادل گیلکی

تلفظ انگلیسی

آواشناسی

توضیحات

1-

مال من

می شی

Mishi

miŜi

-

2-

مال تو

تی شی

Tishi

tiŜi

-

3-

مال او

اُنِ شی

Onoshi

onoŜi

-

4-

مال ما

اَمِشی

Ameshi

ameŜi

-

5-

مال شما

شِمِه شی

Shemishi

ŜemeŜi

-

6-

مال آنها

اُشانِ شی

Oshaneshi

oŜâneŜi

-

 

مثال:

 

 

ای کیتابْ  هِسِهْ می شِی = این کتابِ من است.

 

 

 

 

ای خودکار هِسِهْ تی شِیَ = این خودکار تو ست.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس ششم(29/08/87)

 

زمانها:

 

زمان در لهجه گیلکی بیشتر از طریق اصوات و کشش صداها و بدون استفاده از قانون خاصی به فرد مخاطب بیان می شوند و گوینده مثل زبان فارسی نمی تواند بر اساس قانون و قاعده زمان انجام فعل را به مخاطب تفهیم نماید و بیشتر از راه شنیداری و تکرار این امر میسر می شود.

 

زمان حال ساده :

بر وقوع یا انجام کار و حالتی در زمان حاضر دلالت می نماید.

ردیف

معادل فارسی

معادل گیلکی

تلفظ انگلیسی

آواشناسی

توضیحات

1-

می روم

شادَرِم

Shadarem

Ŝadarem

-

2-

می روی

شادَرِِِ

Shadare

Ŝadare

-

3-

می رود

شادَرِه

shadareh

Ŝadareə

-

4-

می رویم

شادَریم

Shadarim

Ŝadarim

-

5-

می روید

شادَرِه

Shadareh

Ŝadareə

-

6-

می روند

شادَرِن

Shadaren

Ŝadaren

-

 

مثال:

مو  شادَرِم بازار

یعنی: من به بازار می روم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس هفتم (06/09/87)

زمان گذشته ساده  

 

 

 

ردیف

معادل فارسی

معادل گیلکی

تلفظ انگلیسی

آواشناسی

توضیحات

1-

من رفتم

مو بُشام

Mo bosham

Mo

 boŜam

-

2-

تو رفتی

تو بُشِ

To boshe

To

boŜe

-

3-

او رفت

اُن بُشا

On bosha

On

 boŜa

-

4-

ما رفتیم

اَمِه بیشِم

Ame bishem

Ame

 byŜem

-

5-

شما رفتید

شُمُه بیشِن

Shomo  bishen

Shomo

 byŜen

-

6-

آنها رفتند

اُشان بُشان

Oshan boshan

OŜan

boŜan

-

مثال:

مُو دُگروز بُشام یِیلاق جِواهرده.

یعنی: من دیروز به ییلاق جواهرده رفتم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس هشتمL13/09/87)

زمان ماضی بعید

بر انجام فعلی قبل از فعل گذشته ساده دلالت می کند.

 

ردیف

معادل فارسی

معادل گیلکی

تلفظ انگلیسی

آواشناسی

توضیحات

1-

رفته بودم

مو بُشابام

Mo boshabam

Mo

boŜabam

-

2-

رفته بودی

تو بِیشِه بی

To bishebi

To

boŜeby

-

3-

رفته بود

اُن بُشابا

On boshaba

On

boŜaba

-

4-

رفته بودیم

اَمِه بیشِه بیم

Ame bishebim

Ame

byŜebym

-

5-

رفته بودید

شُمُه بیشه بین

Shomo  bishebin

Shomo

byŜebyn

-

6-

رفته بودند

اُشان

بُشابا ن

Oshan boshaban

Oŝan

boŜaban

-

 

مثال:

قبل از اینکه تو بَرِِسی     مُو بَرِِسی بام.

 

یعنی: قبل از اینکه شما برسید من رسیده بودم.

 

 

 

 

درس نهم (20/09/87)

زمان آینده:

در اینجا شکل ظاهری کلمات فعل با زمان حال ساده یکی است .تفاوت فقط در اصوات و نحوه ادا کردن کلمات و تلفظ آنها می باشد، تا منظور گوینده کاملا روشن شود.

 

ردیف

معادل فارسی

معادل گیلکی

تلفظ انگلیسی

آواشناسی

توضیحات

1-

می خواهم  بروم

شادَرِم

Shadarem

Ŝadarem

-

2-

می خواهی بروی

شادَرِِِِه

Shadare

Ŝadareə

-

3-

می خواهد برود

شادَرِِ

Shadare

Ŝadare

-

4-

می خواهیم برویم

شادَریم

Shadarim

Ŝadarim

-

5-

می خواهید بروید

شادَرِِِ

Shadare

Ŝadareə

-

6-

می خواهند بروند

شادَرِن

Shadaren

Ŝadaren

-

 

اوشان فردا ییلاق شادَرِن:

یعنی :

آنها فردا به ییلاق خواهند رفت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس دهم(27/09/87)

آینده استمراری:

در این قسمت نیز فعل ها مثل آینده ساده بوده ولی با ایماء و اشارات و لحن بیان مخاطب را متوجه منظور خود می نمایند.

 

ردیف

معادل فارسی

معادل گیلکی

تلفظ انگلیسی

آواشناسی

توضیحات

1-

می خواهم  بروم

شادَرِم

Shadarem

Ŝadarem

-

2-

می خواهی بروی

شادَرِِِِه

Shadare

Ŝadareə

-

3-

می خواهد برود

شادَرِِ

Shadare

Ŝadare

-

4-

می خواهیم برویم

شادَریم

Shadarim

Ŝadarim

-

5-

می خواهید بروید

شادَرِِِ

Shadare

Ŝadareə

-

6-

می خواهند بروند

شادَرِن

Shadaren

Ŝadaren

-

 مثال:

1-مو از فردا شادَرِم کارِ سَر

یعنی: من از فردا می خواهم سر کاری بروم(ادامه ).

 

2- دِ حَق نِدَرِه از فَردا بیشی بام سَر

یعنی: دیگر از فردا به بعد حق رفتن به پشت بام خانه را نداری.(ادامه).

 

 ان شاءاله در صورت امکان به بررسی ضرب المثل ها و صنعت ایجاز و کنایات در درسهای بعدی می پردازیم.

با ما باشید و نظرات اصلاحی خودتان را برایمان ارسال فرمائید.

ادامه دارد.....