مرد: بیخود نوبا، مَردِکَه گَپ بَزابا نوشتینین!

مرد: بیهوده نبود. مرد حرف زده بود نوشتنی!

 

زن: چی با مگر! هَندَه چَرِه گَتِه گَتِه گپ زَنِه؟.

زن: چه بود مگر! باز هم حرف های بزرگ بزرگ می زنی؟.

 

مرد: دوری و دوستی. دور باش خوش باش!

مرد: دوری و دوستی بهتر است. دور باش و خوش باش.

 

زن: فامیل فقط میل بِمانسِه! هیتَه چوت خا زَنِن. وَلا با کَلا با! راس بیشی وَل بیشی تِرِه جی دَرِن!

زن: فامیل فقط میل آن مانده است. هی چوب می زنند. کج و مُعوَج شد فلان و بَهمان شد! راست بروی کج بروی از تو بد می گویند!

 

مرد: تو پی نوکون. هِچ کی نوگَنِه بیه یِه چیزی تِرِه هَدَم  همه گونِن هَدِه!

مرد: تو توجه نکن .کسی نمی گوید بیا چیزی به تو بدهم همه می گویند بِدِه!

 

زن: خدا هِچ بنده  مسلمان اسیر و مُختاج خلق خدا  نوکونَه.مردوم فقط خوشته پیش دیم نیا کانِن!

زن: خدا هیچ بنده مسلمانی را اسیر و محتاج مردم نکند. مردم فقط تا روی نوک بینی خود را می بینند!

 

مرد: از" تَلا گُرِه" تا "شَنسَه سَر" سگ دو زَنِم تا مُختاج نامرد نباشَم! همیشیک می دَست  دراز باشَه!

مرد: از صبح خروس خوان تا عصر سگ دو می زنم تا محتاج نامرد نباشم! همیشه دست من پر باشد!

 

زن: آدم خوشتِه تکلیف ایشانَ هَمرَه نُدانه از بَس فضولِن. آدم بی زیری دارِه!

زن: آدم تکلیف خودش را با آنها نمی داند از بس فضول هستند. آدم بیزار است!.

 

 

نتیجه اخلاقی:

دخالت در کار و زندگی دیگران کاری نکوهیده و ناپسند است.