رواج مذهب تشیّع و زیدیه در گیلان و مازندران

https://s34.picofile.com/file/8488970284/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C12_%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87.jpg

رواج مذهب تشیّع و زیدیه در گیلان و مازندران

محمد ولی تکاسی

mwtokasi@yahoo.com

مقدمه

بررسي مذهب و اوضاع ديني عصر آل کيا، از اهميت بسياري برخوردار است. گرچه آل کيا از نظر مذهبي، ميراث دار علويان زيدي بودند، اما چگونگي برخورد آنها با مذاهب ديگر و همچنين تغيير مذهب از تشيع زيدي به تشيع امامي در اواخر نيمه ي اول قرن دهم هجري بسيار مهم و قابل تأمل است.

پيش از قدرت گيري آل کيا در گيلان شرقي (بيه پيش) سرزمين گيلان از نظر مذهبي همانند تقسيمات جغرافيايي آن، به دو بخش شيعه ي زيدي و سني مذهب تقسيم شده بود. مؤلف تاريخ الجايتو در قرن هشتم هجري لاهيجان و اطراف آن را زيدي و از طرفداران ناصر (کبير) و بخش غربي آن را سني نشين که «يکسر مذهب امام زاهد عابد احمد حنبل دارند »، ذکر مي کند.(نشریه شیعه شناسی26،کاشاني ،1348،ص57).

واژه "مازندران " نیز كه از نظر جغرافیایی بخش بزرگی از طبرستان بوده است. در حوالی سده هفتم هـ.ق مقارن با حکومت مغولان جانشین نام "طبرستان" شد. واژه رویان[1] نیز شامل منطقه وسیعی از طبرستان بود که با رستمدار امروزی منطبق است.

طبرستان آخرین قسمت از ایران بوده که به کیش مسلمانی در آمده است و حکمرانان آن دیار به نام اسپهبدان تبرستان بیش از یک قرن پس از فتوحات عرب ها در کوهستان های خود مستقل باقی ماندند و تا نیمه قرن دوم قرن 2 ه.ق هنوز روی سکه هایی که در آن منطقه ضرب می شد خط پهلوی نقش بسته بود و مردم بر دین زردشتی باقی بودند. درباره اولین حمله عربها به تبرستان روایاتی متعدد موجود است. از جمله اینکه مسلمانان در زمان خلافت عمر وارد تبرستان شده اند(ملگونوف 1364: 29) و برخی نویسندگان دیگر می گویند که در سال 30 ه.ق در زمان خلافت عثمان، سعید بن عاص درصدد فتح تبرستان برآمد که توانست سواحل تبرستان، رویان و دماوند را به تصرف خود درآورد(عطاری 1386: 615).

جیل بن جیلانشاه(گاوباره) همزمان با روزگار علی بن ابیطالب (ع) از جانب یزدگرد سوم صاحب عنوان (فرشوارگرشا) شد و بر گیلان و طبرستان حکمران بود. او در سال چهلم هجری در گذشت و فرزندان او دابویه حاکم گیلان و پادوسبان حاکم رویان شدند. با حمله اعراب به ایران در زمان عثمان(سال 31 ه.ق)و تسخیر ایران مردم گیلان و مازندران به دلیل وجود جنگل های انبوه و باتلاقی بودن منطقه تا مدتها در مقابل حمله اعراب مقاومت نموده و بر کیش و آیین آبا و اجدادی خود باقی ماندند.کیابزرگ امید یار نزدیک حسن صباح گیلان را مورد حمله قرار داد.

بقیه در ادامه نوشته


[1] - منوچهر ستوده در مقدمه تاریخ رویان تألیف اولیاءالله آملی، پس از ارائه گزارش های مورخان و جغرافیانویسان مسلمان از سده های اولیه هجری قمری تا قرن هشتم، ضمن یك تحلیل و جمع بندی، می نویسد كه كوره رویـــان خاكی است شامل كوه و دشت در مغرب خاك طبرستان شامل شهرهای ناتل، چالوس، كلار، سعیدآباد، كجه یا شهر رویان (حاكم نشین رویان یا كجور)، گیلاناباد، پای دشت، بهرامه ده، قراطادان، و ولاشجرد. وی همچنین می نویسد كه حد شمالی رویان دریا، جنوبی آن كوههای ری، مرز غربی آن چالوس و كلار، و محدوده شرقی آن دهكده های ناتل رستاق است (ستوده، 1348: 12). ستوده در همین مقدمه به چگونگی وضع و استعمال لغت رستمــدار از دو جزء رستم و دار به معنای درخت كه از اوائل قرن هفتم هجری قمری در متون تاریخی و جغرافیائی به كار رفته، اشاره می كند و معتقد است كه حدود خاك رستمدار كاملاً قابل انطباق با خاك رویان است. از اوائل قرن هفتم هجری لغت كهنسال رویان رفته رفته به باد فراموشی سپرده شد و كلمه رستمدار بر این ناحیه قدیمی اطلاق شد (همان: 16-13).

ادامه نوشته

مسکن ملی رامسر (با 60 درصد پیشرفت فیزیکی)

https://s34.picofile.com/file/8488965050/%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%86_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%B11404.jpg

رئیس اداره راه و شهرسازی رامسر، تنکابن و عباس‌آباد از برگزاری همایش تخصصی مبحث ۲۱ مقررات ملی ساختمان و پدافند غیرعامل در دانشگاه آزاد رامسر خبر داد و گفت: همچنین همایش بازآفرینی شهری به میزبانی شهرداری رامسر برگزار خواهد شد که در آن از افراد اثرگذار برای بررسی وضعیت بازآفرینی شهری دعوت می‌شود.

بقیه مطالب در اینجا

دیگری اسبِ سوار همیشیک پیاده

ای روزا هر کی از راه رِسَنه گونه:

مو فلان کار کانِم اگر فلانی شاخ هالِ بَهَلَّه! اگر تی پُشتِ گوشَم بِدی ایشان کارَم وینِه!. خیلی هارت و هورت زَنن! نی یَه!(اینطور نیست).

"یِه جُو غیرت خَنِه یِه اَرزن هِمّت". اَلَن همه تِرِه گونِن: اگر اینجوری باشَه مو اُنجوری اُکاره انجام دَ تونوم. هنوز در امّا و اگرها بِمانسِن. خوشتِه دور چرخ خارِن هَندَه وَگِردَنِن هَنِن خوشته اوّلِ جا سَر.

روزی روزگاری "داو"(داب) با اگر سَر بیشی بی تی حرف وَسِه نوشا!. هیته دَرجَنِن ای­کَلَنِن(پاره می­ کنند و می­ریزند). آخر بنده خدا اگر نوتونی کاری بوکونی چَرِه حرفِشه زَنِه تا چند روزی دونیا بر مُراد تو باشَه بعدش چی؟

از خلق خدا نترسِنه از خدا بَتِرس. اگر کاری هم خَنه بوکونی کارستان، به غیر خدا به کمک هِچ کَس چشم امیّد نِدار." دیگری اسبِ سوار (سرنشین) همیشیک پیادَه".

آهای آدم عاقل، به پیر به پیغمبر، تی روزیَه فقط از خدا بِخَه. هون تِرَرِه وَسِّه. تِرِه در بدترین حالات دستگیری کانِه.

اَلَن خلق یِه مشت پولَ رِه، هر روز به یِه رنگ دَرهَنِن. "خودِه پُلُت دار وَلگ مانِن هر راه باد زَنِه هورو شونِن". "خودِه توسا دار مُثان فقط هَچی دود کانِن". "اُشانِ تَش هَمرَه هِچ کی گرما بوتِه نوتونِه(گرم دَکِت نوتِه)".

زیندیگی هم سَر به جوری دَرِه هم سَر به جیری. "خوشتِه اَسوِ(اسب) تنگ دَکِش". "پشت مَچه گازِه گیر". بِن تی دِل چی گونِه ، عقل هَمرَه وِرِه باپُچ . به خدا توکّل بوکون. به بُشا روزشان حسرت نُخار به روزهای خوش آینده امیدوار باش. ان شاءالله تی دستِ هم خدا گَرِه.

شیر هم به اُ شیرگیری وگردنَه خوشته پِسی یِه هَم نیا کانِه. اگر هم اَلَن به مال و مَنصَبی بَرسی یِه. سری از توی سرها دَر بیَردِه وَگِرد خوشته پِسی یَه هم نیا بوکون بِن کی بی! اَلَن چی وَکِته؟!!!!!!!. سِلامِت باشی.

کاهش سطح آب دریای خزر، تهدید جدی برای 150 گونه آبزی موجود در آن است

https://snn.ir/files/fa/news/1403/11/23/2653129_927.jpg

مقدمه

دریای خزر به عنوان بزرگترین توده آبی بسته دنیا دارای اهمیت و جایگاه ویژه‌ای در منطقه اوراسیا و جهان می‌باشد که سبب توجه گسترده کشورهای منطقه و فرامنطقه‌ای به آن گردیده است. این دریا و سواحل پیرامون آن دارای اهمیت بسیار زیادی از جنبه‌های راهبردی، زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی (شیلات، گردشگری و حمل و نقل) می‌باشد. بر این اساس مرکز اقیانوس‌شناسی دریای خزر جهت اجرا و گسترش مطالعات دریایی در مجاورت سواحل جنوبی دریای خزر در سال 1387 راه‌اندازی گردید. اندازه‌گیری‌های میدانی، داده‌برداری مستمر، بررسی تغییرات کوتاه‌مدت و بلندمدت پدیده‌های فیزیکی و دینامیکی دریا، اندرکنش جو و دریا، مطالعه ساختارهای شیمیایی، زیستی و زمین‌شناختی از مهمترین اهداف ترسیم شده مرکز می‌باشند.

این مرکز با برخورداری از آزمایشگاه‌ها و تجهیزات پیشرفته نمونه‌برداری و اندازه‌گیری‌های میدانی در زمینه اقیانوس‌شناسی فیزیکی و شیمیایی، و همچنین زیست‌شناسی و زمین‌شناسی دریا و کادر علمی متخصص، توانایی انجام طرح‌ها و پروژه‌های ملی و منطقه‌ای را دارا می‌باشد. مرکز اقیانوس‌شناسی دریای خزر به عنوان یکی از اعضای اصلی اتحادیه دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی دولتی حاشیه دریای خزر در پژوهش‌ها و فعالیت‌های علمی بین‌المللی مشارکت می‌نماید. این مرکز همکاری‌های علمی و پژوهشی ارزشمندی را با دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی و ارگان‌های اجرایی منطقه جهت انجام طرح‌های مشترک دریایی دارا می‌باشد. این مرکز با راه­اندازی کمیته اقیانوس‌شناسی دریای خزر با مشارکت نهادهای اجرایی و تحقیقاتی استانهای ساحلی جنوب دریای خزر سعی در ارائه راه‌کارهای علمی و اجرایی پیرامون مسائل مطرح و روزمره دریای خزر دارد.

درباره دریای خزر

دریای خزر که به یونانی (Kaspion pelagos) و به لاتین (Caspium mare) نامیده می شود، بزرگترین گستره آبی واقع در قلمرو پنج کشور (فدراسیون روسیه، جمهوری قزاقستان، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و جمهوری اسلامی ایران) است. رودهای عمده حوضه آبریز دریا خزر عبارتند از: ولگا - اورال- ترک- کورا- سولاک و سفید رود. دریای خزر دارای شکل (L ) وارونه است و از شمال به سمت جنوب کشیده شده است.
شمالی ترین نقطه آن در مختصات جغرافیایی ( E 28 21 29 و N 51 31 59 ) و جنوبی ترین قسمت آن در (E 27 27 60 و N 21 16 37) قرار دارد. طول این دریا نزدیک به 1220 کیلومتر و پهنای متوسط آن 330 کیلومتر است. طول خط ساحلی آن 7000 کیلومتر و مساحت کل آن 436000 کیلومتر مربع می باشد.

این دریاچه که در پنج کشور ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان قرار دارد، منابع غنی از نفت، گاز و ماهی را در خود جای داده و به‌عنوان یک مسیر حمل‌ونقل و قطب گردشگری برای این کشور‌ها محسوب می‌شود. اما در سال‌های اخیر، دریای خزر با بحران کاهش سطح تراز آب مواجه شده است. این کاهش سطح آب که به دلیل تغییرات اقلیمی، مدیریت نادرست منابع آبی و کاهش منابع آب ورودی به دریاچه رخ داده، تهدیدی جدی برای اکوسیستم‌های آن و معیشت جوامع انسانی به‌شمار می‌رود. به‌گفته محمدرضا کاویانپور، رئیس موسسه تحقیقات آب وزارت نیرو، تأثیرات این بحران آنچنان شدید است که پیش‌بینی‌ها برای هزار سال آینده همچنان در هاله‌ای از ابهام است.

علل کاهش سطح تراز دریای خزر

براساس آمار مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر از کاهش ۲ متری سطح آب این دریا از سال ۱۳۷۵ تاکنون خبر داد و در سال گذشته سطح آب این دریا ۲۶ سانتی‌متر کاهش یافته است.

https://cdn.armanmeli.ir/thumbnail/b9mFhtO9gWRi/S6Hsh8dSr2z7Oz9zGla1YvHrg-LW4xM-HR8NLGoT6SF27gvge54c70s_uzPBlgh1YzKW8nJt0EhFqqqm95MB2WxRlEizW33m/%D8%AE%D8%B2%D8%B1.jpg

کاهش سطح تراز دریای خزر به دلایل مختلفی رخ داده است که از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به تغییرات اقلیمی و فعالیت‌های انسانی اشاره کرد. یکی از بزرگ‌ترین عوامل کاهش سطح تراز، افزایش تبخیر آب از سطح دریا به دلیل تغییرات اقلیمی و گرمایش جهانی است. دمای بالاتر و افزایش تبخیر باعث شده که منابع آبی ورودی به دریاچه نتوانند تعادل مناسبی با تبخیر از سطح آن برقرار کنند. علاوه بر این، رودخانه ولگا که حدود ۸۰ درصد از آب دریای خزر را تأمین می‌کند، نیز دستخوش تغییرات عمده‌ای شده است. بر اساس گزارشات، میزان آب‌دهی این رودخانه به دریای خزر از حدود ۳۲۰ میلیارد مترمکعب به حدود ۲۰۰ میلیارد مترمکعب کاهش یافته است که تأثیرات آن به‌ویژه بر نواحی جنوبی دریاچه محسوس است. این کاهش شدید در آب‌دهی رود ولگا، که به دلیل تغییرات اقلیمی، سدسازی‌ها و توسعه کشاورزی در حوضه‌های آبریز این رودخانه‌ها است، به شدت بر تراز آب دریای خزر تأثیر گذاشته است.

بر این اساس اتحادیه دانشگاههای دولتی حاشیه دریای خزر می تواند به طور علمی در حوزه دریای خزر نقش آفرینی کند.

این اتحادیه در سال ۱۳۷۵ هجری شمسی (۱۹۹۶ میلادی) با حضور رؤسای دانشگاه های گیلان، دانشگاه مازندران و دانشگاه علوم و منابع طبیعی گرگان از ایران، دانشگاه دولتی فنی آستراخان، دانشگاه دولتی داغستان، دانشگاه کالمیکیا از جمهوری فدراتیو روسیه، دانشگاه دولتی آتیرائو از قزاقستان و دانشگاه دولتی باکو از کشور آذربایجان تشکیل شد.

هم اکنون این اتحادیه دارای ۵۵ عضو متشکل از دانشگاه ها، پارک های علم و فناوری و موسسات تحقیقاتی می باشد.

نشست های مختلفی که هر ساله با حضور روسای دانشگاههای دولتی حاشیه دریای خزر در یکی از کشورها برگزار می شود یکی از اهداف نشست آینده را می توان بررسی و پیگیری کامل در راستای رفع کاهش تراز آب دریای خزر با حضور اساتید برجسته دانشگاههای صنعتی کشورها برگزار کرد تا در خصوص مشکلات و پیامدهای تاثیر گذار در کاهش تراز آب دریای خزر تصمیمات و راهکارهایی اتخاذ شود.

منبع:

1-https://www.tasnimnews.com/fa/news/1404/06/13/3392209/%D8%A7%D8%B3%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%B1-%D8%B1%D9%85%D8%B2-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86?ref=khabarfarsi

فرهنگ آیینی

https://s34.picofile.com/file/8486488850/5598158_1_.jpg

فرهنگ مردم یا فولکلور (به فرانسوی: Folklore ) یا باور مردمی را می‌توان گروهی دربرگیرنده افسانه‌ها، داستان‌ها، موسیقی، تاریخ شفاهی، ضرب‌المثل‌ها، هزلیات، پزشکی، باورهای مردمی دربارهٔ بخت و شگون و چشم زخم، لالایی مادران، پایکوبی بومی، آیین‌ها، شیوه‌ها و سنّت‌ها دانست که از نسلی به نسل دیگر سینه به سینه نقل شده اند تا به دست ما رسیده است.

ثبت و ضبط آنها توسط محققین، دانشجویان و ادارات ذیربط نظیر ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی استان های کشور علاوه بر شناخت بُن مایه فرهنگ هر قوم و معرفی خصوصیات آنها می تواند نشان دهنده طرز تفکر و اندیشه مردم در زمان های گذشته باشد.

اگر این آیین های فرهنگی و خرده فرهنگ ها نظیر مراسم زاره زاره، آش امام حسنی و ده ها مورد دیگر به درستی به نسل جدید منتقل و شناسانده نشوند آیین های فرنگی پرزرق و برق جای آنها را سریعأ گرفته و بعد از چند دهه سبب راه یافتن فرهنگ بیگانه در امور روزمره زندگی نسل جوان امروز خواهد شد که در حال حاضر شاهد آن هستیم.

ادارات ذیربط نظیر اداره میراث فرهنگی و گردشگری و ادارات ارشاد و فرهنگ اسلامی با کمک انجمن های مردم نهاد در چند سال اخیر به این امر توجه نشان داده اند. در ادامه کار می توانند با انجام نشست های تخصّصی و بهره گیری از تکنولوژی و کمک هنرمندان محلی و با ارائه درست آنها بر طبق مقتضیات زمان، در ابتدا نسبت به ثبت آیین ها در فهرست میراث فرهنگی معنوی اقدام کرده و سپس سبب زنده نگهداشتن آیین ها و جذب توریسم در قالب راه اندازی کاروان های فرهنگی در شهر و روستا، شوند.

هرکسی کو دورماند از اصل خویش/ بازجوید روزگار وصل خویش.

(مولانا ، مثنوی معنوی )

سلام محرم

https://kurdistan.atabat.org/files/fa/news/1401/5/5/19097_217.jpg

سلام محرم(mwtokasi@yahoo.com)

هَندَه بمَه محرٌم می دلِ غُصٌه بگیتِه می چُم ِ آب رِوانَه، تِرَرِِه یا ایمام حسین

1) باز ماه محرم آمد و غصه دلم را فراگرفته اشکهایم برای تو روان شده اند یا امام حسین


اگر یِزیدِشان هَلِه هَندِه نَفَس کَشِنِن خدایا بَرِسان فِریاد رَسی یا ایمام حسین

2) اگر یزیدیان باز هم نفس می کشند (زنده اند) خدایا فریادرسی برسان یا امام حسین


محرٌم شُب مِرَرِه مثل روز روشِنِ اگر گوشِه چشمی مِرِه نیا بُکنی یا ایمام حسین

3) شب محرم برای من مثل روز روشن است اگر شما گوشه چشمی به من نگاه کنی یا امام حسین


هر سال محرٌم که بونو یاد تو آرزو کانِم که بِیَم در کنار تو یا ایمام حسین

4) محرم هرسال که از تو یاد می شود آرزو می کنم در کنار تو بیایم یا امام حسین


دوبارِه آتِشی بونِم گُر گیرَنِم وقتی اَلَن وینِم وضعِ کربِلایَه یا ایمام حسین

5)دوباره عصبانی و بر افروخته می شوم وقتی که وضع فعلی کربلا را می بینم یا امام حسین


فقیر و غنی همه تِرَرِه سینه زَنِن تی بی کَسی یَرِه، تی مظلومیتَرِه یا ایمام حسین

6) پولدار و ثروتمند همه بخاطر تو به سر و سینه می زنند برای تنهایی و مظلومیت تو یا امام حسین


زمین کربلا یِه تیکِه از خاک بهشتِه چون هَلِه کمی از بوی تو دَرِه یا ایمام حسین

7) زمین کربلا تکه ای از خاک بهشت است چون هنوز هم کمی از بوی تو دارد یا امام حسین


هرسالی که هَنِه، تی داغ تازه بونو ولی کیه که بهتر بیشنا سَه تِرِه یا ایمام حسین

8) در هر سالی که می آید داغ تو تازه می شود ولی چه کسی تور را بهتر خواهد شناخت یا امام حسین.


سروده محمد ولی تکاسی

برگزاری نمایشگاه آثار معماران رامسر

https://s33.picofile.com/file/8484996776/%D9%BE%D9%84_%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA_

%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%B1.jpg

بعد از برگزاری نمایشگاه صنعت ساختمان در تله کابین رامسر در سال 1402 نمایشگاه آثار معماران رامسر در تاریخ 7 خردادماه 1402 در بلوار معلم رامسر برگزار و با استقبال بی نطیری از مردم و گردشگران روبرو شد. هدف از برگزاری این نمایشگاه معرفی توانمندی های معماران ملی و مهندسان مشاور جهت ایجاد ساختمان های مسکونی و بناهای شهری مطابق با اصول مهندسی با هدف گذاری حفط زیرساخت ها و منطبق با محیط زیست رامسر می باشد.

وحید نوروزی عضو انجمن معماری رامسر گفت: این رویداد برای اولین بار طراحی شده و حاصل همراهی ۲۰۰ نفر از فعالان حوزه معماری است.

وی افزود: این نمایشگاه با ارائه ۵۰ اثر از ۳۷ دفتر معماری، فرصتی برای تعامل بهتر میان مردم و متخصصان این حوزه فراهم می‌کند.

رئیس کانون مهندسین کتالم و سادات‌شهر نیز با اشاره به اهمیت این رویداد، تأکید کرد: ضرورت توجه به نگاه تخصصی در معماری شهری و رعایت اصول در چارچوب ضوابط شهرداری‌ها و بخشداری‌ها، از اهداف این نمایشگاه است.

اگر حرکتی در امروز انجام می شود نیازمند نگاه دقیق و تلاش مستمر نهادهای ذیربط نظیر کانون مهندسین و شهرداری و اعضای شورای شهر در آینده می باشد که حداقل می بایست از امروز برای دهه های آینده دارای برنامه ریزی منسجم و هماهنگ باشند.

توجه:

اگرچه در نظر اول رامسر و رشد قارچ گونه ساختمان ها با معماری عجیب و غریب متشکل از سنگ و آهن و بتون شده است. این ساختمان ها نه تنها چیزی بر زیبایی آن نیافزوده اند بلکه مناظر اطراف خودشان را نیز تحت تأثیر قرار داده و از مَنظر زیست محیطی نیز سرنوشت بدی را برای آن رقم زذه است.

حفط داشته ها و معماری سنتی، ابنیه تاریخی و فضای سبز موجود، مهمتر از ایجاد زیرساخت های جدیدتر است که هیچ انطباقی با طبیعت زیبای رامسر و اکوسیستم آن ندارند. در گردشگری پایدار ضمن حل مشکل اشتغال و درآمدزایی جوامع محلی به جذب متخصصان و معماران بومی و محلی نیز که اغلب دلسوزتر از افراد دیگر هستند، باید همت گماشت.

این امر توسط شرکت های پیمانکاری و مشاور مهندسی نیازمند پژوهش و بررسی های میدانی بیشتری جهت ارائه راهکارها و حل مشکلات ریز و درشت ایجاد شده نظیر پارک خودروها در کوچه های کم عرض، مشکل جمع آوری روانآب های فصلی و فاضلاب ساختمان های بزرگ و ده ها مورد دیگر نظیر تامین آب و برق مجتمع های بزرگ در رامسر می باشد، که نیازمند پیگیری فوری است.

منبع:خبرگزاری صدا و سیما

https://www.iribnews.ir/fa/news/4535046/

روز اسپندارمذگان=روز زن ایرانی

منبع:http://www.kavehirani.blogfa.com/post-33.aspx

http://bloxxs.ch/wp-photos/20070920-190003-1.jpg

پیش از حمله اعراب ؛ ایرانیان در حدود هشتاد جشن ملی در سال داشته اند که به مناسبت ها و پشتوانه هایی برگزار می کردند که امروزه چند جشن از آنها بیشتر پا برجا نیستند. اگر ايرانی امروز سربلند است اصرار و تاکيد او بر جشن نوروز و چهارشنبه سوری است. جشن هائی که بنا و غنای یک همبستگی ملی را تشکیل می دهند و در سایه این جشن های اتحاد و همبستگی ملی است که می توان با دشمنان قدار ملت ایران به مقابله برخاست و شکوه و عظمت گذشته را دوباره باز یافت.

شوربختانه در چندین سال گذشته جشن ملی چهارشنبه سوری دچار معضل گشته و آنچه در این جشن ملی فراموش شده اصالت باستانی آن می باشد. شوربختانه به دلائلی که بيان آن مثنوی هفتاد من می شود این شب شادی و شاد باشی دچار يک ناهنجاری شده است که همگان را نسبت به فرهنگ ملی منزجر می کند.

از چند سال گذشته حمله همه جانبه ای با مطرح کردن مدل های بیگانه در پی از بين بردن و يا تغیير ماهيت دادن جشن های ملی ما آغاز شده است. چنانچه دچار بیگانه پرستی شويم و اين خوی خانه خراب کن در نسل جوان رخنه کند و توسط استعمارگران و عوامل استعمار دامن زده شود ويرانی فرهنگ ما به انجام رسيده و در پی ويرانی، فرهنگ مردم و کشور ما نابود خواهند شد. یکی از آخرین نيرنگ های استعمار و استکبار برگرداندن جشن ملی "اسفندگان " يا " سپندارمذگان " که رسم بوده در پنجم اسفند ماه برگزار شود با نام ديگری به نام روز عشق به فرهنگ و تاريخ ما حمله ور شده است.

سپندار مذ نام ديگر " زمين " است که فردوسی در چکامه خود شرح پديد آمدن آنرا به زيبائی شرح می دهد. سپندارمذ به چم گستراننده فروتن و مقدس می باشد. زمينی که به نوشته فردوسی در آن آب پديد می آيد، گياه پديد می آيد، از آن جنبندگان پديد می آيند و عشق و از خود گذشتگی پديد می آيد و آغوش خود را برای همه می گستراند و زشت و زيبا را به يک چشم می نگرد. زمين نماد عشق است. بدين روی بوده است که نياکان ما در اين روز، نامه های شاد و شاد زيوی به همسرانشان و به بانوان که نمادی از زمين بوده اند و نسل خانواده را با مهر و عشق خويش امتداد می داده اند و به فرزندان خويش همانند زمين به يک نظر نگاه می کرده اند ابراز عشق می نمودند.

امروز بدون اشاره به اصل اين جشن و ايرانی بودن آن همانند آنچه بر شب يلدا ، شب مهر که در روز های 23 - 25 دسامبر بوده رفته است و به روز تولد مسيح مبدل شده سپندارمذگان به روز " والنتاين " مبدل گردیده و ريشه اصلی آن به فراموشی سپرده می شود. به ويژه که رنگ تجارتی هم به آن زده شده است.
روز جهانی زن در هشتم مارس به پاسداشت تلاش زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی در هر سال برگزار می گردد.

"روز زن در ایران مصادف با روز تولد حضرت فاطمه (س) در 20 جمادی الثانی بر تمام مادران و زنان ایرانی در جهان مبارک باد."

بدون شرح

https://s32.picofile.com/file/8481778768/photo_2016_04_16_09_13_09.jpg

دل من و دل من و دل من

تی هردو بال واکن(بازکن) تی هر دوبال منزل من

تی هر دو بال واکن تا من بخوابم

دیگر ناجه(آرزو) نمانه بر دل من

تاریخ گذشته، چراغ راه آینده است

درخت از ریشه‌هایش آب می‌خورد و انسان‌ از تاریخ و گذشته‌‌اش

آنچه از نیاکان ما برایمان باقی مانده است، نه فقط معرف اصالت و کهنسالی و دیرینگی ما بلکه چراغ راه آینده ماست و هر قدر بیشتر از این سرچشمه حیات بخش بهره ببریم، در ساختِ آینده‌ای درخشان‌تر و زیبا‌تر موفقیت بیشتری بدست خواهیم آورد.

روشنایی بخشی گذشته برای آینده مسئله خیلی پیچیده‌ای نیست. تاریخ و سرگشت پیشینیان می‌تواند موجب عبرت و تجربه‌آموزی ما شده و ما را در مسیر دست‌یابی به آینده مطلوب کمک کند. دانستن گذشته به آنچه در حال و آینده است ریشه می‌دهد و آن‌ها را در زمین تاریخ غرس می‌کند و از تلاطم‌ها و انحراف‌ها مصون می‌دارد.

همانگونه که امیر مؤمنان (علیه‌السلام) به فرزندشان امام حسن (علیه‌السلام) می‌فرمایند عمر انسان به میزان مدتی از تاریخ که به نحو صحیح مورد مطالعه و مداقه قرار می‌گیرد، دراز و طولانی می‌شود. آنجا که می‌فرماید: پسرم! اگر چه عمر محدودی دارم و با امت‌های گذشته نبوده‌ام که از نزدیک وضع و حال آن‌ها را مطالعه کرده باشم، اما در آثارشان سیر کردم و در اخبارشان فکر کردم تا آنجا که مانند یکی از خود آن‌ها شدم، آنچنان شده‌ام که گویی با همه‌ی آن جوامع از نزدیک زندگی کرده‌ام. بلکه بالاتر، چون اگر کسی در جامعه‌ای با مردمی زندگی کند فقط از احوال همان مردم آگاه می‌شود ولی من مثل آدمی هستم که از اول دنیا تا آخر دنیا با همه‌ی جامعه‌ها بوده و با همه‌ی آن‌ها زندگی کرده است، پس تاریخ را مطالعه کن، در اخبار ملت‌ها و در تحولاتی که برای جامعه‌ها پیش آمده فکر کن تا مانند چشمی باشی که از اول دنیا تا آخر دنیا را مطالعه و مشاهده کرده است.

همچنین این امام همام در جای دیگر می‌فرمایند: «برای شما در تاریخ قرون گذشته درس‌های عبرت فراوانی وجود دارد. کجایند عمالقه؟ کجایند فرزندان آن‌ها؟ کجایند فرعون‌ها و فرزندانشان؟».

منبع:

1-http://www.sooremag.ir/%D9%85%D9%82%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA/%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE

2-ویکی پدیا

https:/fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87_%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA_%D8%B1%D8%A7%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%AA

روانآب های سطحی ، تهدید یا فرصت

https://img9.irna.ir/d/r2/2024/10/27/4/171471143.jpg?ts=1730018092319

منبع: نوشهر-ایرنا-

https://www.irna.ir/news/85654179/

بخشدار دالخانی رامسر از هزینه ۵۰ میلیارد ریالی برای طرح‌های جلوگیری از سیلاب و خسارت‌های ناشی از آن در روستاهای این بخش خبر داد و گفت: با توجه با فصل پیش‌رو و هشدارهای متعدد سیلابی، رودخانه های چالکرود و نسارود باید از سوی نهادهای متولی لایروبی و ساماندهی شوند.

رحمت سلیمی روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار کرد: طی مدت اخیر طرح‌های جلوگیری از سیلاب و خسارت‌های ناشی از آن شامل دیواره‌های حفاظتی، کانال‌کشی و هدایت آب‌های سطحی با اعتبار بالغ بر ۵۰ میلیارد ریال در روستاهای بخش دالخانی اجرایی شد و بارش‌های اخیر هیچگونه خسارتی در پی نداشت.

این مقام مسوول، نسبت به لایروبی نشدن ۲ رودخانه نسارود و چالکرود که سابقه طغیان دارند، هشدار داد و افزود: نیاز است که نهادهایی متولی مانند امور آب برای ساماندهی این رودخانه‌ها پای کار باشند تا فصل پیش رو را با امنیت خاطر سپری کنیم. ضمن اینکه همراهی منابع طبیی برای اجرای طرح‌های آبخیزداری و جهادکشاورزی در بخش‌های دیگر ضروری و کمک کننده است.

بدون شک بارش نزولات جوی و تلطیف هوای مناطق شمالی کشور بواسطه نزدیکی کوه به دریا و وجود جنگل های هیرکانی متراکم و انبوه درختان برگ پهن بازمانده از عصر یخبندان یکی از صدها نمونه الطاف خداوندی و سبب خیر و برکت برای مردم منطقه شمال کشور است.

انجام ساخت و سازها در مسیر جریان روانآب های سطحی و کورکردن برخی از جوی ها و مسیرهای جریان آب باران و کاسته شدن از حریم رودخانه ها در درازمدت سبب ایجاد خسارت مالی و حتی جانی برای سایر افراد هم شهری ها و مسافران نیز می شود.

انجام طرح های زیربنایی از جمله احداث آب بندان ها، استخر ذخیره آب کشاورزی، دیوارچینی جاده های روستایی و کاشت نهال و انجام امور آبخیزداری در حوزه های آبریز جنگل دالخانی در وهله اول نیاز به آگاهی و آموزش مردم در جهت حفط مسیرهای آبی و پرهیز از ساخت و سازهای بدون ضابطه در مسیر جریان سیلاب و روانآب های سطحی دارد.

اعتبار کافی برای انجام طرح های سیل برگردان از مراجع بالاتر استانی و لایروبی رودخانه ها برای پیشگیری از سیلاب های ویرانگر و ذخیره آب کشاورزی جهت ماههای گرم سال تنها با همکاری مستمر مردم و تلاش همه افراد شاغل در ادارات ذیربط امکان پذیر است.

میگوی کوچک خزری (پونتوگاماروس Pontogammarus maeoticus(  گیلکی رامسری : پِته و در گیلان: روش)

http://www.boldsystems.org/pics/_w300/CCNUN/nun-0006%2B1206718676.JPGh

گاماريده ها از سخت پوستان ناجور پايي هستند كه در بسياري از محيط هاي آب شيرين و شور ديده شده اند. گاماريده ها منبع غذايي بسيار با ارزشي براي ماهيان اقتصادي مهم درياي خزر مي باشند(مانند فيل ماهي، سوف، گاو ماهي، كيلكا).اين جانوران مي توانند محدوده ي وسيعي ازدما و شوري را تحمل و از مواد گياهي و جانوري گوناگون تغذيه نمايند، علاوه بر اين قادرند از ماهيان مرده و غذاهاي خورده نشده در داخل استخر تغذيه كنند. اين سخت پوستان مي توانند در جيره غذايي ماهي قزل آلا باعث بهبود رنگ بدن و بازار پسندي ماهيان گردند.

https://petland360.com/wp-content/uploads/2022/06/Gammarus-w-2.jpg

در آزمایشی گاماروس درياي خزر (Pontogammarus maeoticus) بعنوان يك منبع كاروتنوئيدي به منظور رنگين كمان کردن ماهيچه ماهي قزل آلاي رنگين كمان مورد استفاده قرار گرفته است و تفاوت معني داري (P>0.05) در ميزان رشد ويژه (SGR) و فاكتور وضعيت (CF) آنها در بين گروههاي آزمايشي مشاهده نگرديد.

منبع: بیتا ماهی http://bitafish.blogfa.com/post/48

از این نوع میگوی آب شور(مقدار نمک اپتی مم ۱۰ قسمت در هزار) در نواحی ساحلی بحر خزر از جمله رامسر بیشتر جهت طعمه برای شکار ماهی رودخانه ای استفاده می شود.

همچنین با استفاده از برگ، خرده های گوشت، سبوس و سیب زمینی پخته می توان نسبت به پرورش آنها و تولید نیمه صنعتی برای تغذیه ماهیان آکواریومی و لارو ماهیان خاویاری اقدام کرد.

دریافت فیلم از میگوی خزری

دریافت مقاله پژوهشی

http://joc.inio.ac.ir/article-1-1724-fa.pdf

https://jmst.kmsu.ac.ir/article_9725.html

دریافت تقویم سال 1403(مطابق با ماههای گیلکی)

دریافت تقویم سال 1403(مطابق با ماههای گیلکی)

دریافت تقویم 1403-با فرمت PDF

روزهای جشن در زمان های گذشته

https://anariran.com/mag/wp-content/uploads/2022/04/celebrations-ancient-iran-anariran.jpg

مروری بر جشن های سال در گذشته

محمد ولی تکاسی- mwtokasi@yahoo.com

بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ، از دوران اسلام است و شنبه و يكشنبه و دوشنبه و …;ناميدن روزهاي هفته ، از زمان رواج آن.

شنبه، واژه‌اي است سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل شَنْبَدْ.

منوچهري دامغاني گويد: به فال نيك به روز مبارك شنيد نبيد گير و مده روزگار خويش به بد در ايران باستان ، سال دوازده ماه بود و ماه سي روز. يك سال 360 روز داشت و هر سال 5 روز و اندي كمتر از يك سال خورشيدي درست. اين پنج روز در پايان سال افزوده مي‌شد و اندي آن پس از گذشتن هر يك صد و بيست سال ، بصورت يك ماه در آخر دوازده ماه سال. يعني پس از هر صد و بيست سال ، يك بار سال سيزده ماه داشت. پنج روز « اندرگاه » يا « وَهيجَك » يا « گاه » خوانده مي شدو بعد در فارسي به « پنجة دزديده » و در عربي به « خمسة مسترقه » معروف شد. هر ماه ايراني نامي از ايزدان و فرشتگان داشت و هر روز از هر ماه هم نامي ويژه خود. فروردين و ارديبهشت و خرداد و امرداد و … نام ماهها بود. هرمزد و بهمن و ارديبهشت و… به ترتيب نام روزها .روزي كه نام آن با نام ماهش برابر مي افتاد آن روز ، روز جشن بود و شادماني. فروردگان ، ارديبهشتگان ، خردادگان ، تيرگان ، امردادگان ، شهريورگان ، مهرگان ، آبانگان ، آذرجشن ، دي جشن ، بهمنگان و مردگيران يا مژده گيران جشن هاي دوازده‌گانه سال بود از جهت برابر افتادن نام ماه با روز. نوروز ، سده ، جشن نيلوفر ، خرم روز ، آبريزگان و گاهنبارها و … هم جشن هاي ديگري از گاه شماري كهن بود. به جز فروردگان ـ روز فروردين از ماه فروردين جشن ديگري نيز به همين نام ، به مدت ده روز از بيست و پنجم اسفند ماه تا پايان پنج روز « اندرگاه» گرفته مي شد. ايرانيان در اين فروردگان جامه‌هاي نو مي پوشيدند و آتش مي افروختند و به دخمه‌هاي مردگان و آتشگاها مي رفتند و خداي بزرگ ، اهورمزدا ، را نيايش مي كردند و مي پنداشتند كه در اين دهه ، فروردها [2] (فروهرهاي) درگذشتگان از آسمان به زمين فرود مي آيند و به خانه‌هاي خود مي روند. در دوره اسلامي بيشتر جشن هاي باستاني ايران فراموش شد و جشن هايي ديگر جاي آنها را گرفت. جشن هايي هم كه از دوره باستان بازماند ، با گرويدن ايرانيان به دين اسلام و دگرگوني ذوق و انديشه ايشان ، آيين آنها كما‌بيش رنگ برگرداند و دگرگرني‌هايي يافت و با آيينهاي غير ايراني آميخت و به صورتي ديگر و گاه زير‌نام‌هايي ديگر آشكار شد. يكي از اين گونه جشن ها ، جشني است كه در شب چهارشنبه آخر سال ، پيش از فرا رسيدن نوروز و بهار ، با مراسمي خاص برگزار مي شود و به نام « شب چهارشنبه سوري » معروف است. واژه « سور» و « سوري» در ادبيات فارسي به معناي « مهماني » و « جشن » و رنگ « سرخ » و … بكار رفته است. ناصر خسرو مي گويد: در سور جهان شدم و ليكن بس لاغر باز‌گشتم از سور زين سور ز من بسي بتر رفت اسكندر و اردشير و شاپور گر تو سوي سور ميروي رو روزت خوش‌ باد و سعي مشكور مسعود سعد مي گويد: وقت گل سوري خيز اي نگار بر گل سوري مي سوري بيار « سور » در شعر ناصر خسرو ، مهماني و « سوري » در شعر مسعود سعد ، سرخ معني مي دهد. در گويش امروزي تهران « سور» به معناي « جشن » و « مهماني » بكار مي رود. به معناي جشن در « ختنه سوران » و به معناي مهماني در « سور دادن ». در برخي از گويشهاي ايراني نيز چون كردي ، « سور» معني سرخ مي دهد. پس به اعتباري مي‌توان گفت كه چون در شب چهارشنبه آخر سال آتش مي افروزند و با بوته‌هاي آتش زده ، دل تيره و تار شب را روشن و سرخ فام مي كنند ، از اين‌رو آن شب را « سور» ناميده‌اند. يعني شب چهارشنبه سرخگين و آتشين. يا اگر « سور » را به معني جشن بگيريم يعني چهارشنبه‌اي كه با جشن و شادي همراه است. از دورترين زمان برگزاري اين جشن و چگونگي آيين و شيوة قديمي آن آگاهي بسيار درستي در دست نيست. تنها نوشتة كهني كه از اين جشن به اشاره نام مي برد و پيشينة آن‌را مي نمايد ، كتاب « تاريخ بخارا » است. اين كتاب آنجا كه سخن از « خانه هاي پادشاهان كه به بخارا بوده » به ميان مي آورد ، اشاره به « شب سوري » مي كند و مي گويد: «چون امير رشيد ( عبدالملك بن نوح بن نصر احمد بن اسماعيل ساماني ) از ستور بيفتاد و بمرد ، در شب غلامان به سرا اندر آمدند و به غارت مشغول شدند. خاصگان و كنيزان منازعت كردند و سراي را آتش زدند تا همه بسوخت در وي هر چه ظرايف بود از زرينه و سيمينه همه ناچيز شد ، و چنان شد كه از بناها اثري نماند. و چون امير سديد منصور بن نوح به ملك بنشست ، اندر ماه شوال سال به سيصد و پنجاه به جوي موليان ، فرمود آن سرايه ها را ديگر بار عمارت كردند و هر چه هلاك و ضايع شده بود بهتر از آن به حاصل كردند. آنگاه امير سديد به سراي بنشست. هنوز سال تمام نشده بود كه چون شب سوري چنانكه عادت قديم است آتشي عظيم افروختند ، پاره اي آتش بجست و سقف سراي در گرفت ، و ديگر باره جمله سراي بسوخت و امير سديد هم در شب به جوي موليان رفت تا هم در آن شب خزينه و دفينه همه را بيرون ببرد » از نوشتة تاريخ بخارا چنين برمي‌آيد كه در سده چهارم هجري قمري ، در ايران جشني معمول بوده كه « شب سوري » ناميده مي شده و با آتش افروزي و آتش بازي و شادماني همراه بوده است ونيز « از عادات قديم » ايرانيان مي بوده. بنظر مي رسد كه جشني كه هم اكنون در شب آخرين شب چهارشنبه سال به نام « شب چهارشنبه سوري» برپا مي شود دنبالة همان جشني مي باشد كه مؤلف كتاب تاريخ بخارا از آن به « شب سوري » ياد نموده. علت برگزاري اين جشن در شب چهارشنبه: عربها روز چهارشنبه هر هفته را مانند روز سيزده هر ماه نحس و بد شگون مي دانستند. جاحظ در كتاب « المحاسن و الاضداد » به تنگي و نحسي آن اشاره كرده و مي نويسد: « و الاربعاء يوم ضنك و نحس » اين اعتقاد عربي در زمان حكومت تازيان در ايران ، در انديشة ايرانيان راه يافت و از آن روزگار تا‌كنون ايرانيان هم مانند عربها چهارشنبه را بدشگون و شوم پنداشته و از آن و بلاهاي آن سخت پرهيخته اند و رو به جشن و شادماني و پايكوبي آورده اند. منوچهري دامغاني مي گويد: چهارشنبه كه روز بلاست باده بخور به ساتگين مي خور تا به عافيت گذرد از اين‌رو مي‌توان دريافت كه ايرانيان نو مسلمان صدر اسلام ، براي اين كه شومي و نحسي چهارشنبه آخر سال را ـ كه از هر چهارشنبه ديگر بد‌شگون‌تر بوده است ـ از خود دور كنند ، شب پيش از آن را جشن مي‌‌گرفتند و آتش مي افروختند و به آيين و رسم‌هاي باستاني و ايراني خود به ترانه‌خواني و پاي‌كوبي و دست افشاني مي پرداختند. شايد هم براي از ميان نرفتن و فراموش نشدن آيين « فروردگان » ( جشن ده روزه پايان سال ) آنرا در چنين شبي با مراسم خاص و زيبايي برگزار مي كردند. آيين شب چهارشنبه سوري : در اين روزگار آيين شب چهارشنبه سوري در سراسر خاك ايران با شور و شكوهي فراوان و كم و بيش با رسم و شيوه اي خاص و يكسان گرفته مي شود. در اين گفتار جالب‌ترين رسمهاي مخصوص اين شب را كه پاره اي از آنها ديگر ترك يا فراموش شده ياد خواهيم كرد: بوته افروزي ـ پيش از پريدن آفتاب از لب بام خانه‌ها ، هر خانواده بوته‌هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده‌اند روي بام يا زمين حياط خانه ، در سه يا پنج يا هفت «گُله» كُپه مي كنند. با پريدن آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان ، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي آيند و بوته‌‌ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته‌هاي افروخته مي پرند و در هر بار چنين مي خوانند: « زردي من از تو ـ سرخي تو از من ». [4] بوته ها كه سوخت و خاكستر شد ، زني خاكستر آن را در « خاك انداز » جمع مي‌كند و آنرا از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را سخت مي كوبد. كسي از درون خانه مي پرسد: كيه؟ او مي‌گويد: منم مي پرسد: از كجا آمده‌اي؟ مي‌گويد: از عروسي مي پرسد: چي آورده‌اي؟ مي گويد: تندرستي. در اين هنگام در خانه را به رويش مي گشايند و همراه او تندرستي را براي يك سال به درون خانة خود مي آورند. فالگوش نشيني ـ آسمان كه تاريك شد و شناسايي مردم دشوار. زنان و دختراني كه آروزي شوهر كردن دارند ، يا آرزوي زيارت و چيزهاي ديگر ، نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر راه و گذر مردم يا سر چهار سو مي ايستند يا مي نشيند و بي آن كه شناخته شوند گوش به سخنان رهگذران مي سپارند. نيك و بد سخن رهگذران براي فالگوش نشينان فال است. اگر نخستين رهگذراني كه از برابر آنها مي گذرند ، سخنان دلنشين و شاد بگويند، برآمدن حاجت و آرزوي خود را حتم مي دانند. اگر سخنان تلخ و اندوه‌زا بگويند ، رسيدن به مراد و آرزوي خود را ممكن نخواهد دانست. قاشق زني ـ زنان و دختران آرزومند و حاجت دار ، قاشقي با كاسه اي مسين بر مي‌دارند و شب هنگام در كوچه و « پس كوچه » به راه مي افتند. در برابر در هفت خانه خاموش و بي سخن ، قاشق را پي در پي بر كاسه مي زنند صاحب خانه كه با چنين رسمي آشناست و مي داند « قاشق زنان » چه مي خواهند ، چيزي در كاسة آنان مي گذارند. اين چيز ممكن است پول باشد يا شيريني و آجيل و برنج و بنشن يا چيزهاي ديگر. « قاشق زنان» اگر در قاشق‌زني چيزي بدست نياوردند از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. بخت گشايي – تهراني‌ها براي گشودن بخت دختران « در خانه مانده » « بخت بسته»، درشب چهارشنبه آخر سال كارهايي مي‌كردند كه سخت به سودمند‌بودن آنها باور داشتند. مثلاً: _ پس از بوته افروزي ، زني « نيم سوزي » از زير ديگ پلو‌ي شب چهارشنبه برمي‌داشت و با آن در پي دختر « در خانه مانده » مي كرد و او را از خانه بيرون مي راند. _ پيش از « آفتاب غروب » زني به دباغخانه مي‌رفت و جامي از آب آن برمي‌داشت و به خانه مي‌برد و آن را در « تنگ غروب » روي سر دختر « ترشيده » مي‌ريخت. _ زني پيشِ دامنِ پيراهنِ دختر بخت بسته را بر مي چيد و با چاك پايين يقه‌اش با قفلي مي بست. شب هنگام او را به سر چهار راه مي برد و مي ايستادند. دختر خاموش مي ايستاد و زني كه همراه او بود كليد قفل را به يكي از مردان رهگذر – البته بيشتر مردان جوان – مي داد و از او ميخواست تا قفل بستة جامة دختر را باز كند. جوان اگر در خواست زن را مي پذيرفت و قفل جامة دختر را مي گشود ، به عقيده ايشان بخت دختر باز مي شد و بختِ « گشايندة قفل » بسته. _ تا چندين سال پيش ، زنان سياه بخت و دختران بخت بسته براي سفيد بختي و گشايش بخت خود به ميدان ارك تهران ، كه در آن توپي بنام « توپ مرواريد »گذاشته شده بود، مي رفتند و نيت مي كردند و روي توپ مي نشستند يا از زير لوله آن مي‌گذشتند. گاهي هم زنان حاجتمند براي رسيدن به مراد و برآمدن آرزو ، تكه پارچه اي را به توپ « دخيل » مي بستند. [5] _ دختر يا زنِ بخت بسته براي گشايش بخت خود ، گوشه‌اي از چادر يا دامن يا پيراهن يا چهار قد خود را گره مي زد و به سر چهارسو يا گذر مي رفت و مي ايستاد و از نخستين رهگذري كه از برابرش مي گذشت ، درخواست مي كرد تا گره جامه‌اش را بگشايد. _ تنگِ غروب شب چهارشنبه‌سوري دختر يا زنِ كاربسته و « سياه بخت » ، براي خريدن « كُندر» و « وِشا » و اسپند به سه دكان رو به قبله مي رفت. از دكان اول و دوم اين سه چيز را تقاضا مي كرد ولي تا فروشنده سرگرم آماده كردن آنها مي شد ، از دكان بيرون مي رفت و مي گريخت. سرانجام كندر و وشا و اسپند را از دكان سوم مي خريد و به خانه مي‌برد و براي گشودن بخت و كار خود دود مي كرد. كوزه شكني – تا چندين سال پيش كه در ميدان ارك تهران نقاره‌خانه‌اي بود ، زنان تهراني به آنجا مي رفتند و كوزة نو و آب نديده‌‌اي را از بالاي سر در نقاره‌خانه به زمين مي افكندند و مي شكاندند. زناني هم كه نمي توانستند به ميدان ارك بروند كوزه را از سر بامِ خانة خود به زمين مي انداختند اين زنان چنين مي‌پنداشتند كه قضا و بلايي را كه در كوزه كرده‌اند با دور انداختن و شكاندن آن از ميان خواهند برد و براي مدت يك سال قضا و بلا را از خانواده خود دور خواهند كرد. فال گرفتن با كوزه – زنان و دختران جوان گرد‌هم فراهم مي آمدند و كوزة دهان‌گشادة كوچكي را در ميان خود مي گذاشتند و هر يك چيزي را بنام خود نشان مي گذاشتند و در كوزه مي انداختند. زني هم چند تكه كاغذ « تا شده » را كه به روي هر يك از آنها غزلي از حافظ نوشته شده بود در كوزه مي افكند. آنگاه دختر نابالغي دست در كوزه مي كرد و كاغذي را با يكي از نشانه‌ها بيرون مي آورد. در اين هنگام زني از ميان آنها كاغذ را باز مي‌كرد و غزل آن را مي خواند. معناي اين شعر پاسخ نيت و فال دختر يا زني بود كه نشانه‌اش با كاغذ از كوزه بيرون آمده بود. باطل كردن سحر و جادو – براي باطل كردن سحر و جادو از خانه و گشايش كار « قلياب » يا « قلياب سركه » درست مي كردند و آن را در چهار كُنج خانه و اتاق و سر در كوچه مي پاشيدند و مي گفتند: هر كس كرده جادو عادل – من مي كنم جادو باطل. پختن آش ابودردا و آش بيمار – خانواده‌هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي بر‌آمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي‌كردند و در شب چهارشنبه آخر سال « آش ابودردا » و آش بيمار 13 مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم درميان فقرا پخش مي كردند. گذراندن كودك نحس از زير نقارخانه - براي بريده شدن « غَش » و « ريسه » كودك شير خوار و از ميان بردن « نحسي » اش ، او را به ميدان ارك مي بردند و سه‌بار از زير نقاره‌خانه و لولة توپ مرواريد مي گذراندند. همچنين در كوزه‌اي گندم مي ريختند و آن را بر زمين مي زدند و مي شكاندند تا گندمش روي زمين پخش بشود و پرندگان آن را بخورند. تقسيم آجيل چهارشنبه سوري – زناني كه نذر و نيازي كرده بودند در شب چهارشنبة آخر سال ، آجيلي هفت مغز بنام « آجيل چهارشنبه سوري » از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي‌خوردند. [6] – آقاي دكتر محمد مقدم واژه « شنبه » را فارسي و به معناي « نيم شب » دانسته است. براي آگاهي بيشتر نگاه شود به مقالة ايشان تحت عنوان « چهارشنبه سوري » در مجله دانشكدة ادبيات ، شماره 3، سال 5. – نام هر يك از روزهاي «اندرگاه» به ترتيب چنين است: اَهُنَد ْ، اَشْنَد ْ، اسفندارمذ ، اَخْشَتَرْ ، َوِهشْت و شت. – نام سي روز ماه ايراني به ترتيب چنين است: هرمز ، بهمن ، ارديبهشت ، شهريور ، اسفندارمذ ، خرداد ، امردا د، دي به آذر ، آذر ، آبان ، خور ، ماه ، تير ، جوش ، دي به مهر، مهر، سروش ، رشن ، فروردين ، بهرام ، رام ، باد ، دي به دين ، دين ، ارد، اشتاد ، آسمان ، زامياد ، مار اسفند ، انيران. – نوزدهمين روز از فروردين ماه . – تهرانيها عقيده دارند كه در شبهاي جمعه مردگان آزادند ، و روح هر يك از آنها به خانه هاي خود باز مي گردند. از اين رو در شبهاي جمعه چراغ خانه را زودتر از شبهاي ديگر و پيش از « آفتاب زردي » روشن مي كنند. همچنين درميان روستاييان و كوه نشينان پاره اي از نقاط مختلف مازندران جشني به نام « بيستِ شش » در شب و روز بيست و ششم « نوروز ماه » ( چهارمين ماه از گاه شماري ويژة مازندراني ها كه به نام « فُرس قديم » خوانده مي شود. ) برگزار مي شود كه بازماندة جشن باستاني « فروردگان » است. از رسمهاي معروف شب بيست و شش يكي « سو» نهادن ( سو: چوبي است كه بر يك سر آن « جُل » آغشته به نفت يا هر مواد سوختني ديگر بسته و افروخته‌اند ) بر سر مزار درگذشتگان و بر سر چشمه‌ها و سقاخانه و مسجد و تكيه و درگاهِ خانه‌هاست. ديگر پختن شير برنج يا خوراكهاي ديگر و پخش كردن آن درميان مردم براي آمرزش روان مردگان است. از مراسم روز بيست و شش ، رفتن به زيارتگاه و جشن گرفتن و شادي كردن و خيرات براي آمرزش اموات است. براي اطلاع از تقويم مخصوص و جشن هاي باستاني مازندرانيها نگاه كنيد به مقاله اي از اين نويسنده زير عنوان يادداشتي دربارة: « گاه شمار ي و چند جشن در مازندران » مجله پيام نوين شماره 7- سال 1345. – اين كتاب را ابوبكر محمد بن جعفر نرشخي (348-276) در نيمة نخست سده چهارم هجري قمري به زبان عربي و به نام امير حميد ابو محمد نوح بن نصر ساماني (پادشاهي او 343- 331) نوشته است. كتاب نرشخي را يك بار ابو نصر احمد قبادي در آغاز سده ششم هجري با برداشتن پاره اي از مطالب آن و افزودن مطالبي ديگر بر آن به فارسي برگرداند و بار ديگر محمد بن زفر بن عمر اين كتاب برگردانده شده را در سال 574 كوتاه و فشرده كرد و به صورت كتابي در آورد كه اكنون در دست است. – تاريخ بخارا ، تصحيح مدرس رضوي ، چاپ تهران ، سال 1317، صفحه 32. – المحاسن و الاضداد ، چاپ مصر ، صفحه 277. – بعضي از مردم شهرها و دهات ايران جشن چهارشنبه آخر سال را به مختار ثقفي نسبت مي‌دهند و مي‌گويند چون در يك چنين روزي مختار بر دشمنان خاندان حسين بن علي پيروز آمد و همه آنها را كشت و آن را جشن گرفتند و از آن پس مسلمانان ايران همه ساله شب چهارشنبه آخر سال را به بزرگداشت آن روز جشن مي گيرند و شادي مي كنند و آتش مي افروزند. - « توپ مرواريد » توپي بود كه در سال 1233 هجري قمري به زمان پادشاهي فتحعليشاه قاجار ، بوسيله « اسماعيل اصفهاني» ساخته شده بود. اين توپ ميان مردم تهران به « توپ نادري » هم مشهور بود. – براي درست كردن قلياب يا قلياب سركه ، تكه‌اي از قلياي خشك را در هاون برنجين مي انداختند و هفت دختر نابالغ همسايه را فرامي‌خواندند تا آن را بكوبند و با آب يا سركه بسايند و در هم آميزند . اين هفت دختر در هنگام كوبيدن قلياب دستهاي خود را از ميان دو پا در مي آوردند. - « آش ابودردا» را مانند آش رشته مي پختند و تكه‌اي از خمير را به ريخت مرد و زني (يعني ابودردا و زنش) درست مي كردند و در آش مي انداختند. 13-« آش بيمار » يا «آش امام زين العابدين » مانند آش هاي معمولي ولي از بار و بنشي كه از قاشق زني به دست آمده ، يا از موادي كه از پول به دست آمده از قاشق زني فراهم شده بود درست مي كردند . 14- هفت مغز : پسته ، فندق ، بادام ، توت خشك ، خرما ، نخودچي و كشمش. نشریه هنرومردم دوره5،‌ش 53 و 54 ( اسفند 45 و فروردين 46 ): ص2-6

سخت سرشناسی یا رامسر پژوهی کدام یک درست تر است!

سخت سر شناسی یا رامسرپژوهی کدام یک درست تر است!

محمد ولی تکاسی mwtokasi@yahoo.com

شهرستان رامسر، یکی از غربی ترین شهرهای استان مازندران است که از سمت شمال به دریای خزر، از سمت شرق به تنکابن، از سمت غرب به چابکسر(استان گیلان) و از سمت جنوب به منطقه قزوین با پوشش انبوهی از درختان جنگلی بازمانده از جنگل های هیرکانی و با کمترین فاصله رشته کوههای البرز با دریای خزر در منطقه تله کابین و کوههای ایلمیلی و مارکوه محدود شده است. فلسفه انتخاب شهر نمونه هدف گردشگري رامسر بواسطه نزديكي كوه و دريا كه جادبه هاي طبيعي و خدمات خاص مورد نياز گردشگران را در خود دارد از مهمترين وي‍ژگي هاي منحصر به فرد اين شهرستان داشتن همزمان معماری شهری به همراه معماری سنّتی و روستایی با جلوه هایی زیبا و کم نظیر از نقاشی طبیعت است. رامسر به «سخت سر» معروف بوده است و در واقع؛ منطقه رامسر را در روزگاران کهن، "گرمه رود" نیز می‌گفتند و پس از آن تا انقراض قاجارها سخت سر یا سوخته سر مُصطلح بود که یکی از دلایل این نامگذاری، وجود صخره‌های آهکی و زمین‌های سخت در آن بوده است. در سال 1350 طرح جامع توسعه جهانگردی در ایران بین سازمان برنامه و شرکت خارجی توریست کنسولت به مطالعه همزمان بازارهای موجود، تقاضا برای جهانگردان در کشور، بررسی سیاست ها، منابع، اولویت ها(در استان¬ها) و تسهیلات جهانگردی ایران می پرداخت و طرح جامع تفضیلی جهانگردی تعریف شد(از مهر 1350 تا بهمن 1352). بر اساس طرح جامع جهانگردی کرانه های دریای خزر (مهندس مشاور امکو-داکسیادیس) توسعه شهرستان رامسر بر اساس تعریف همه جانبه مجموعه شهر گردشگری رامسر و جلوگیری از احداث ساختمان های چند طبقه و تقسیم شدن اراضی به قطعات کوچک¬تر آغاز شد ولی در سال های بعد با روی کارآمدن برخی مدیران کم تجربه و درهم ریختن این نظام و صدور مجوزهای ساخت و ساز بدون هدف، به جنبه های طبیعی نظیر جنگل های هیرکانی بازمانده از عصر یخبندان، زیباسازی پلاژها و ساحل دریا، ساخت هتل¬ها و تجهیز امکانات رفاهی و تفریحی جهت جلب گردشگران بیشتر توجه شد در صورتی که از جاذبه های دیگر شهرستان رامسر علاوه بر موارد فوق می¬توان به توریسم سلامت و ساخت بیمارستان منطقه ای، ژئوتوریسم و زمین شناسی، توریسم مذهبی و تاریخی (به دلیل قدمت بیشتر از 2000 ساله منطقه سخت سر و حومه آن ،حکومت سادات مؤیدی و خوانین)، وجود قلعه ها و غارهای تاریخی و غیره اشاره نمود که نیازمند بحث و بررسی های بیشتر کارشناسی است. از طرفی وجود گویش وران با لهجه های متفاوت و همچنین کلمات و اصطلاحات خاص و ویژه منطقه سخت سر(که در مناطق همجوار آن رایج نیستند)، دست دانش پژوهان را در حوزه ادبیات شفاهی و مکتوب باز گذاشته است. با انجام فرهنگ سازی پذیرش گردشگران در بین مردم و واگذاری صنعت گردشگری به بخش خصوصی و به جهت هدفمندنمودن نتایج کار محقّقین و دانش پژوهان در مورد رامسر و هر چه در اوست چند مورد ذیل پیشنهاد می گردد تا در هم اندیشی¬های سالانه انجمن اهل قلم، دست اندرکاران نشریه ارزشمند سَمَن رام سر و یا مجامع علمی و فرهنگی دانشگاهی مورد بحث و تبادل نظر قرار گیرد :

1- بر اساس نظرات کارشناسان چند شرکت مشاوره ای، توسعه شهرستان رامسر از سال 1310 لغایت تاکنون به شکل فعلی و امروزی طرّاحی و اجرا شده است در حالی که قدمت این منطقه از ساحل خزر به چندین قرن می رسد و اطلاعات موجود از سابقه تاریخی منطقه سخت سر خیلی کمتر از حد نیاز می باشد لذا شایسته است از کلمه "سخت¬سر شناسی" به جای "رامسرپژوهی" در عناوین موضوعی تحقیق استفاده بیشتری شود.

2- وجود دانش پژوهان و محقّقین رامسری در اقصی نقاط کشور و جهان در رشته های مختلف علمی و علاقمندی برخی از افراد به موضوع پژوهش محوری و به جهت پیشگیری از تحقیقات گُسسته و یا موازی در مورد شهرستان رامسر، اهمیّت انجام یک جلسه هم اندیشی بین علاقمندان و فرهیختگان به کمک اصحاب رسانه با "موضوع سخت سرشناسی" را دوچندان می کند.

3- استفاده از نیروی جوانان تحصیلکرده و جزء نگر در همه جای میهن بیان شده ولی کمتر در مرحله اجرا به آن توجه می¬گردد. شایسته است از این نیروی فعّال و ارزشمند آینده ساز برای انجام کارهای تحقیقاتی علمی و پژوهش های میدانی جهت اخذء مدارک دانشگاهی خود استفاده بیشتری شود.

4- پیشنهاد می¬گردد جهت به بارنشستن نهال هم اندیشی¬ها و استفاده از خِرَد جمعی، بخشی در یکی از انجمن های مردم نهاد شهرستان رامسر نظیر "انجمن دوستداران میراث فرهنگی رامسر" و یا در "خانه سَمَن رامسر" افتتاح شود تا با همکاری با مراجع آکادمیک و دانشگاهی تحقیقات انجام شده لغایت تاکنون در ابتدا جمع آوری و سپس موضوعات تحقیق جمع بندی شوند و مسیر تحقیقات در این زمینه تعریف و مشخص شود تا چراغ راه آیندگان گردد.

محمد ولی تکاسی 28 آبان ماه 1395

گفتگوی تابستان با زمستان

https://media.imna.ir/old/images/docs/000151/n00151775-b.jpg

از ویژگی‌های فصل تابستان می‌توان به تحلیل رفتن مواد رقیق و حبس شدن مواد غلیظ در بدن, همه اخلاط به‌ویژه خلط صفرا، برانگیخته می‌شوند و به جوشش در می‌آیند و تولید صفرا نیز نسبت به دیگر فصول سال، افزایش می‌یابد, اشاره کرد. همچنین از ویژگی‌های دیگر فصل تابستان، گرم و سرخ شدن رنگ پوست است همچنین قوه هاضمه و دستگاه گوارش دچار سستی و ضعف می‌شوند.

زمستان را نه فقط صائب تبریزی با «مرا مست لقا سر در بیابان جهان دادی/ ندانستی زمستان غیر لغزیدن نمی‌آید؟» و ده‌ها بیت دیگر و نه تنها فردوسی در «شاهنامه» با بیت‌هایی چون «زمستان و سرما و باد دمان/ به پیش آیدت یک زمان بی‌گمان» و نه فقط در روزگاری نزدیک‌تر سعید دبیری در ترانه «زمستون»، بلکه شاعران، ترانه‌سرایان و داستان‌نویسان بسیاری از گذشته تا کنون در آثار خود آورده‌اند ولی از آن به نیکی یاد نکرده اند.

اما زمستان همانند روزهای دی، بهمن و اسفندماه که از هر پنجره متفاوت جلوه می‌کند در ادبیات فارسی نیز جلوه‌های گوناگونی داشته است. برخی زمستان را با سرمای طاقت‌فرسا همانند ماه بهمن و دیگران با امید رویش شبیه اواخر اسفند در ادبیات آورده‌اند.

زمستان گاه همانند شعر مهدی اخوان ثالث و پروین اعتصامی نشانه و زبان حوادث و رنج‌های زمانه است و گاه همچون شعر برخی شاعران سبک خراسانی تنها توصیفی از فصل زمستان است.

در ذیل به گفتگوی تابستان با زمستان با لهجه شیرین گیلکی رامسری می پردازیم:

تاوسّان: ایمروز هم بوشا. روزها به سرعت برق گذرنه ای عمر آدمی هم تمام بونو!

زمسّان: فردا هم روز خدایه، روز از نو روزی از نو.

تاوسّان: دِبار قبل از اسد تاوستان(نیمه مرداد ماه) در ظلّ گرما جشن گلکار مَچّد آدینه برگزار بونوبا، کشتی گیرشان هَنا بان کُشتی گیتِن. جشن با شادی با. کیجه گَل سُرخانی گِل هَردَن مچّد آدینه گلکار کُردن تا اَشان بخت واباشَه.

زمستان: اَلَن خا روز هم مردوم رِه شوبِه(تاریکِه). دِ دل و دماق جشن گیتِنِ ندارِن.

تاوسّان: هَلِه آدم دَره اُشان دل یه جشن رِه لَک بَزه دَاره.

زمسّان: آها ولی اینجور آدما کَم پیدایَن!

تاوسّان بگوته: مردم تاوسّان لباس راحتی داکانِن بیشتر به صحرا و گشت و گذارِن. "اَی زمسّان لَنده به لَنده"!

یعنی: در زمستان مردم لباس جوراجور و کهنه را سر به سر می پوشند تا گرم شوند.

زمسّان بگوته: "اَی بی چادر و بی مَعجر و بی پرده"!

یعنی: در تابستان مردم بدون چادر و بدون روسری و بدون لباس مناسب و لُخت و عریان هستند.

برگزاری جشنواره شکوفه‌های بهاری در رامسر

https://media.chtn.ir/d/2024/05/06/3/682766.jpg?ts=1714977482000

به‌گزارش میراث‌آریا و به‌نقل از روابط‌عمومی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی مازندران، نادر سحرخیز رئیس میراث فرهنگی رامسر دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳ اظهار کرد:

یازدهمین جشنواره شکوفه‌های بهارنارنج در 29 اردیبهشت ماه در پردیس موزه ای بنیاد رامسر به مدت یک هفته با هدف شناساندن فواید گل بهار نارنج و معرفی جاذبه های گردشگری و افراد موفق در حوزه گردشگری شهر رامسر برگزار می‌شود.

اندر آداب عیبجویی از دیگران

https://s30.picofile.com/file/8475122976/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B4%DB%B0%DB%B4%DB%B0%DB%B6_%DB%B1%DB%B7%DB%B1%DB%B1%DB%B4%DB%B4.jpg

مرغ طوفان

https://aaf1a18515da0e792f78-c27fdabe952dfc357fe25ebf5c8897ee.ssl.cf5.rackcdn.com/1806/Southern+Fulmar+banner+344259701.jpg?v=1707834745000

Southern Fulmar by Peter Vaughan / Macaulay Library

دریافت تقویم سال 1403(مطابق با ماههای  گیلکی)

دریافت تقویم 1403-با فرمت PDF

آیین-ملی-روز-جهانی-تالاب-ها-در-رامسر-برگزار-می-شود

مدیر کل محیط زیست مازندران عطااله کاویان در گفت وگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: آئین ملی روز جهانی تالاب‌ها با حضور سلاجقه معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، مقامات عالی کشوری و استانی و همچنین متخصّصان و میهمانان بین المللی برگزار خواهد شد.

وی افزود: آئین ملی گرامیداشت روز جهانی تالاب‌ها از ساعت ۹ صبح روز شنبه ۱۴ بهمن ماه ۱۴۰۲ در محل هتل رامسر برگزار می‌شود.

*تاکنون ۱۷۲ کشور جهان و با مجموع ۲۵۰۳ تالاب بین المللی عضو این کنوانسیون بین المللی هستند.

شعار امسال روز جهانی تالاب ها: "حیات انسان و تالاب‌ها در هم آمیخته است"

منبع:

https://www.doe.ir/?news/196210/1339438/1618804/%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7

صندوق چوبی (لهجه گیلکی رامسری: چو صُندوق)

صندوقچه چوبی،

یکی از پرکاربرترین لوازمی است که در روزگار قدیم مورد استفاده قرار می گرفت؛ البته این روزها استفاده از صندوق چوبی در دکوراسیون، جنبه نوستالژیک دارد. به خاطر داشته باشید که صندوقچه چوبی یک پیشنهاد عالی برای دکوراسیون کلاسیک بوده و زیبایی آن را به شدت افزایش می دهد. با صرف نظر از اینکه صندوقچه ها اکنون بیشتر جنبه دکور دارند باید گفت که در گذشته این وسیله کاربردهای مختلفی در زندگی روزمره مردم داشت. جایی برای نگهداری مدارک، استفاده به عنوان یک جعبه زیورآلات، جایگاهی برای ذخیره گندم، برنج، حبوبات و یا لباس های خاص و انواع پارچه ، زیورآلات و اشیای عتیقه و غیره برخی ازکاربردهای صندوقچه های چوبی و سنتی در زندگی های چند دهه قبل بود.
اگر دهه شصتی باشید شاید در گذشته مشاهده کرده باشید که مردم قدیم از صندوقچه‌ های چوبی بیشتر از جنس راش نسبت ‌به جامعه امروزی، کاربرد و استفاده بیشتری داشتند.

تاریخچه صندوقچه چوبی

در گذشته های نه چندان دور کمدهای امروزی وجود نداشت که مردم برای نگهداری وسایل خود از آن استفاده کنند. آن ها معمولاً یک صندوقچه بسیار کوچک و قدیمی داشتند که اغلب با پارچه‌ های بسیار زیبا تزئین می شد. جالب است بدانید که ترمه یکی از رایج‌ ترین مدل های پارچه بودکه بر روی انواع صندوقچه‌ ها از آن استفاده می کردند. در قدیم همراه جهاز نوعروس ها یک صندوق چوبی با تزئینات روی آن با روکش حلبی نقاشی شده یا روکش مخملی فلزکوب نیز وجود داشت که سوار قاطر کرده و به منزل داماد می رفت.
امروزه و با گذشت زمان اجناس و وسایل قدیمی در بسیاری از اوقات به عنوان یک کالای دکوراتیو استفاده می شوند و ظاهر دکوراسیون کلاسیک خانه را زیباتر می کنند. برای مثال این روزها صندوقچه‌ های سنتی و قدیمی به ‌قدری پرطرفدار و محبوب شده اند که در بازار قیمت فروش بالایی دارند.

https://s30.picofile.com/file/8472046592/%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%82_%DA%86%D9%88%D8%A8%DB%8C.jpg

عکس: محمد ولی تکاسی(موزه میراث روستایی گیلان بهمن 1402)

گونه های حیوانی در خطر انقراض  در ایران

https://s19.picofile.com/file/8431361500/%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B1%DB%B1%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B0%DB%B5%DB%B1%DB%B0%DB%B6%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%DB%8C.jpg

زمان زندگی در سیاره زمین برای برخی از گونه‌ها در حال به پایان رسیدن است و بشر مقصر اصلی این موضوع است. انسان‌ها خواه‌ ناخواه باعث کشته شدن میلیون‌ها جاندار می‌شوند که این روند با پیشرفت تکنولوژی شدت یافته و هنوز هم در جریان است. یکی از حقایق تلخ این است که بسیاری از افرادی که نزدیک زیستگاه حیوانات کمیاب زندگی می‌کنند، از اهمیت حفظ این گونه‌ها مطلع نیستند و بدون اینکه بدانند در حال آسیب زدن به حیوانات هستند. بهترین راه برای جلوگیری از این موضوع آگاهی بخشیدن به انسان‌ها و آشنا کردن آن‌ها با جانوران در حال انقراض است.

فهرست گونه در خطر انقراض بر پایهٔ فهرست سرخ اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت (IUCN)

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/7/70/Status_iucn3.1_EN.svg/1920px-Status_iucn3.1_EN.svg.png

- پستانداران وحشی:
1 گونه های منقرض شده: شیر آسیایی، ببر مازندران.
2 گونه های در معرض خطر انقراض: یوزپلنگ، گورخر، خرس سیاه، گربه پالاس، گربه شنی، شاه روباه، روباه
ترکمنی، انواع دلفین، انواع نهنگ، گاو دریایی.
3 گونه های حمایت و حفاظت شده: پلنگ، گوزن زرد ایرانی، سیاه گوش، کاراکال، گربه جنگلی، خرس قهوه ای،
مرال، شوکا، جبیر، آهو، انواع قوچ و میش وحشی، روباه شنی، فک
- پرندگان وحشی:
1 گونه های در معرض خطر انقراض: پلیکان خاکستری، عروس غاز، قوی کوچک، درنای سیبری باکلان
کوچک، گیلانشاه خالدار، عقاب شاهی، عقاب طلایی، عقاب دریایی دم سفید، عقاب ماهیخوار، هما، شاهین،
بحری، بالابان، لاچین، میش، مرغ، هوبره، سیاه خرس، اردک سرسفید، اردک بلوطی.
2 گونه های حمایت شده و حفاظت شده: پلیکان سفید، فلامینگوها، درناها، قوها، حواصیل، لک لک ها، غواص ها،
باکلان ها، مار گردن، غاز پیشانی سفید، غاز پازرد، اردک تاج دار، اردک مرمری، اردک چشم طلایی، آنقوت،
اردک سر سیاه، اردک دم دراز، مرگوس ها، اسکوترها، خروس کولی، دشتی، بوتیمار کوچک، زنگوله بال، کبک
دری، دراج، جیرفتی، قرقاول، کاکایی دودی، کاکایی چشم سفید، یلوه حنایی، مینا، دارکوب سبز راه راه، کوکوی
خالدار، پرستو، بلبل، سار صوتی، کلیه پرندگان شکاری و گوشتخوار از قبیل سایر عقاب ها، بازها، قوش ها، قرقی ها،
کرکس ها، بوف و جغد، کورکورها، سنقرها، سارگپه ها.
3 گونه های غیر حمایت شده: کبک، تیهو، بلدرچین، کوکرها، باقرقره، ابیا، نوک دراز، توکا، دودوک، کشیم ها،
سایر انواع غازها، انواع مرغابی ها، چنگر، کبوتر فاخته، قمری، چکاوک، زرده پره مزرعه، زرد پره سر سیاه، سار،
سهره و سایر پرندگان که در بندهای 1 و 2 و 4 پرندگان وحشی (ب) این آگهی ذکر نشده اند.
4 گونه های زیانکار: انواع گنجشک، کلاغ سیاه و کلاغ ابلق
- خزندگان وحشی:
1 گونه های در معرض خطر انقراض: تمساح ایرانی، (گاندو)، انواع لاک پشت دریایی.
2 گونه های حمایت و حفاظت شده: بزمجه، وارانوس ها، لاک پشت خاکزی، لاک پشت مردابی، افعی شاخدار،
افعی دماوندی، افعی تکابی، افعی زنجانی، کُک مار، کورمار.
3 گونه های غیر حمایت شده عادی: انواع دیگر لاک پشت ها، انواع دیگر مارها.
- آبزیان:
1 گونه های در معرض خطر انقراض: ماهی کورغار )کورماهی(، آفینوس های آب های داخلی.
2 گونه های حمایت و حفاظت شده: ماهی آزاد، ماهی قزل آلا، اردک ماهی، باربوس ها.
3 گونه های غیرحمایت شده )عادی(: سایر ماهیان آب شور و شیرین که در آب های داخلی و مصب رودخانه ها
یافت می شوند.
- دوزیستان:
1 گونه های حمایت و حفاظت شده: سمندر جویباری ایران، قورباغه مردابی جنگلی.
2 گونه های غیر حمایت شده )عادی(: سایر دوزیستان که در تالاب ها و سایر مناطق طبیعی ایران یافت می شوند.

ابولحسن صبا- برنامه  رادیو رامسر- شماره 47

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/3/38/%D8%B5%D8%A8%D8%A7_%D9%88_%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%82%DB%8C

استاد ابولحسن صبا و روح الله خالقی در کلاس درس

مصاحبه رادیو ایران با اقای ابولحسن صبا

منبع: ویکی پدیا

ابوالحسن صبا ردیف موسیقی ایران را ابتدا نزد میرزاعبدالله و پس از آن نزد درویش‌خان فرا گرفت. او را می‌توان یکی از برجسته‌ترین ردیف‌دانان موسیقی ایران دانست. با این‌حال وی موسیقی ردیف را تنها مدرک مستند موسیقی ایرانی نمی‌دانست و معتقد بود که می‌بایست از منابع شنیداری نیز بهره برد. او به‌طور ویژه بر دو منبع تأکید بیشتری داشت: یکی مجالس روضه‌خوانی و تعزیه و دیگری نغمه‌هایی که در میان مردمان نواحی مختلف ایران رواج دارد و به صورت سینه به سینه حفظ و به زمان ما رسیده‌است.

صبا معتقد بود که «تعزیه بوده‌است که موسیقی ما را حفظ کرده»، به همین سبب از روضه‌خوانی‌ها و مرثیه‌سرایی‌ها به راحتی نمی‌گذشت و برای ثبت گوشه‌ها به نقاط مختلف سفر می‌کرد. برای نمونه می‌توان به سفرِ صبا به اصفهان اشاره کرد. رضا کسایی (آوازخوان و برادر بزرگتر حسن کسائی. در این رابطه گفته‌است: «صبا برای ثبت گوشه‌ها تنها به شهر اصفهان قناعت نمی‌کرد… در خارج از شهر هم آرام و قرار نمی‌گرفتند. سراغ مداحان اهل بیت، تعزیه‌خوانان، نی‌زن‌ها، چوپان‌ها، ساززن‌ها و منبری‌های خوش‌خوان را می‌گرفتند…».

در فروردین ۱۳۰۶ ارکستر مدرسهٔ عالی موسیقی همراه با علینقی وزیری برای اجرای کنسرت به شهرهای رشت و بندر انزلی سفر کرد. مردم گیلان تحت تأثیر ویلن‌نوازی صبا، از وزیری خواستند تا یک مدرسهٔ موسیقی در رشت تأسیس کند. او نیز از این درخواست استقبال کرد و پس از مدتی مقدمات برپایی شعبهٔ مدرسهٔ عالی موسیقی در رشت را فراهم کرد.

نخستین فعالیت‌های حرفه‌ایِ ضبط شدهٔ ابوالحسن صبا در زمستان سال ۱۳۰۷،با ضبط آثاری از علینقی وزیری همراه با ارکستر مدرسهٔ عالی موسیقی آغاز شد که صبا در آن به عنوان کنسرت‌مایستر ارکستر حضور داشت.در سال ۱۳۰۸[ت] آثار دیگری از وزیری به همراه ارکستر مدرسهٔ عالی موسیقی ضبط شد. در این ضبط‌ها، صبا در فاصلهٔ بند اول و دوم سرود «ای وطن»، ساختهٔ وزیری با آواز روح‌انگیز و در روی دوم صفحه، قطعهٔ «زرد ملیجه» خود را با ویلن اجرا کرده‌است.

علینقی وزیری در ۱۸ اسفند سال ۱۳۰۸ حکم تأسیس و مدیریت مدرسهٔ صنایع ظریفه (شعبهٔ مدرسهٔ عالی موسیقی) در رشت را به ابوالحسن صبا ابلاغ کرد. صبا از تهران به رشت نقل مکان کرد و مدیریت این مدرسه را بر عهده گرفت. در این زمان ارکستر مدرسهٔ عالی موسیقی با حضور صبا و روح‌انگیز، کنسرت‌هایی را در گیلان به اجرا گذاشت. او به عنوان مدیر و مدرس موسیقی مدرسهٔ تازه تأسیس، در رشت ماند و در آنجا ضمن آموزش موسیقی، به روستاها و کوهپایه‌های شمال رفت و به جمع‌آوری آهنگ‌های محلی پرداخت و با نوازندگان و خوانندگان محلی آشنا شد و ضمنِ نت‌نویسی آثار آنان، از موسیقی گیلان در آثار خود نیز تأثیر گرفت.

صبا، برای جمع‌آوری و نت‌نگاریِ نغمه‌های محلی، گاه با اسب و قاطر از مسیرهای دشوار عبور می‌کرد تا به مناطقی همچون دیلمان و عمارلو برود. در عمارلو با یک نوازندهٔ محلی کمانچه به نام «فیض‌الله» آشنا شد. در آن زمان وسیلهٔ ضبط صدا و موسیقی در دسترس نبود به همین دلیل آنچه فیض‌الله می‌نواخت صبا به خطِ نت یادداشت می‌کرد.[۴۵] آثاری همچون «شرفشاهی»، «دیلمان»، «زرد ملیجه»، «درقفس»، «رقص چوبی»، «قاسم‌آبادی، «کوهستانی» و «امیری» (مازندرانی) یادگار این دوره از زندگی اوست که برخی از آنان در ردیف موسیقی ایرانی ماندگار شدند. صبا نخستین موسیقی‌دان ایرانی است که برای گردآوری، ثبت و اجرای موسیقی نواحی ایران تلاش کرد. او پس از ضبط این آثار، همچنان به فعالیت‌های خود در رشت ادامه داد اما به تدریج شرایط آب و هوایی و رطوبت گیلان به او نساخت و به بیماری روماتیسم مبتلا شد.

دریافت فیلم (ساز قانون+ تنبک)- آهنگ ساز ابولحسن صبا

زرد ملیجه

اطلاعیه "پرنده نگری و پرنده شناسی در شهرستان رامسر"

https://s5.picofile.com/file/8363927842/%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%87_%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87_%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%B11.jpg

رادیو رامسر- برنامه زنده شماره 4 -پریسا

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/3/36/Parisa.jpg

دریافت برنامه زنده - فایل mp3

فاطمه واعظی با نام هنری پریسا، متولد سال ۱۳۲۸ در شهر شهسوار یا تنکابن امروزی می باشد. به گفته ی خود او، پدرش بهترین و بزرگترین مشوقش برای رفتن در مسیر هنر و موسیقی بوده است، و در دوران تحصیل او هرگاه که برنامه ای در مدرسه اجرا میشد و از پریسا می خواستند در آن شرکت کند، پدرش نه تنها مخالفتی نمی کرد، بلکه او را تشویق می کرد تا حتما در آن برنامه شرکت کند.

در آخرین مسابقات سراسری کشوری دانش آموزان که پریسا در آن شرکت کرد، رتبه ی اول در آوازخوانی دختران را کسب کرد.

قارچ (لهجه گیلکی رامسری: قوپو)

https://s31.picofile.com/file/8468628600/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B3%DB%B1%DB%B0%DB%B0%DB%B6_%DB%B1%DB%B6%DB%B4%DB%B6%DB%B1%DB%B5.jpg

قوپو=قارچ های جنگلی(mushroom) در رامسر

منبع:http://forum.irantrack.com/thread40455.html

متخصصان معتقدند كه هیچ روشی برای تشخیص قارچ‌های خوراكی از سمی وجود ندارد، بنابراین بهترین راه آن است كه قارچ‌های مشكوك و ناآشنا مصرف نشوند و از قارچ‌های شناخته شده و پرورشی استفاده گردند.قارچ‌ها دو نوع سم‌دارند: سم سلولی و سم اعصاب. سم سلولی، سلو‌ل‌ها را تخریب می‌كند و ب اعث ضایعاتی در آنها می‌شود. سم اعصاب نیز اعصاب را فلج كرده، یا این كه باعث تحریك آنها می‌شود و در هر دو حالت، ضایعاتی را در دستگاه عصبی به وجود می‌آورد. قارچ پلنگی، قارچ شیطانی، قارچ قیفی نورافشان و قارچ شیردار، گروهی از قارچ‌های سمی هستند. قارچ‌های خانواده آمان تیاورنا بسیار خوشمزه بوده، 30-5 ساعت پس از مصرف، نشانه‌های مسمومیت را نشان می‌دهند. به همین علت، شستشوی معده در مداوا سودی ندارد.نشانه‌های مهم مسمومیت، با اسهال و شكم‌درد بروز می‌كند. پس از دو روز، شوك عارض و بر اثر تخریب كلیه، كبد و ماهیچه‌ی قلب، مرگ فرا می‌رسد. تنها دارویی كه موجب زنده نگه داشتن مسموم می‌شود، مصرف به موقع اسید تیوتیك است. انجام عمل دیالیز می‌تواند به كمك فرد مسموم بیاید. آمانیت‌های كشنده نه فقط در محلول آب و نمك و با شستشو در آب جوش، خوراكی نمی‌شوند، بلكه در حرارت 100 درجه سانتی‌گراد نیز سمیت خود را حفظ می‌كنند. بهترین راه تشخیص قارچ‌های سمی و خوراكی همانا به خاطر سپردن صفات ظاهری آنها است. چون آمانیت‌های كشنده همگی دارای وولوا هستند، بنابراین كسانی كه به خوردن قارچهای جنگلی عادت دارند، باید توجه داشته باشند كه اگر قارچ مورد نظر دارای وولوا است و در خوراكی بودنش كاملاً مطمئن نیستند، از خوردن آن صرف‌نظر كنند. در شناسایی قارچ‌های سمی با آن كه صفات ظاهری نقش بسیار مهمی دارند، اما برای شناسایی گونه‌های سمی، به ویژه آمانیت‌ها، از معرف‌های شیمیایی نیز استفاده می‌شود.قارچ‌های كه بوی زننده، طعم نامطبوع، گس یا تلخ و خاصیت تهوع‌آوری دارند، جزو قارچهای سمی شمرده می‌شوند. قارچ‌های نرم، یخ‌زده و آن‌هایی كه حاوی مقدار زیادی آب باران هستند نیز خوراكی نیستند.به طور كلی، قارچ‌های خوراكی دارای پایه گوشتی اگر قارچ‌های خوراكی روی هم انباشته شوند(به ویژه در هوای گرم)تجزیه شده، سمومی را تولید می‌كنند كه موجب بروز اختلالات فوق‌العاده شدیدی می‌گردند. بهتر است كه قارچ به فاصله 24 ساعت پس از جمع‌آوری مصرف شود كه این زمان بستگی به نوع قارچ و شرایط محیطی دارد و از بو آن، سالم یا ناسالم بودنش مشخص می‌شود. قارچ‌های خوراكی باید اثری از تجزیه و جسم خارجی، مانند كپك‌ها، كرم‌ها، لارو و حشرات، ذرات چوب، خاك و غیره، در خود نداشته باشند. قارچی كه روی آن كپك دیده میشود یا واجد بوی نامطبوع است فاسد یا در حال فاسد شدن است.در صورتی كه شستن قارچ لازم به نظر برسد، باید توجه داشت كه بیش از چند لحظه در آب نماند. نمونه خشك قارچ‌هایی كه در ماسه می‌رویند(مانند موریل‌ها) را اغلب با برس پاك می‌كنند و نمونه تازه آنها را با آب نمك یا مخلوط آب و سركه شستشو می‌دهند.اما كلاهك قارچ‌های سمی، زنگوله‌ای شكل بوده، ابتدا سفید است و به تدریج زرد كاهی متمامیل به قهوه‌ای می‌گردد. رفته رفته اطراف كلاهك شكاف خورده، رنگ قرمز آجری به خود می‌گیرد. این قارچ‌ها تا حدودی گوشتی بوده، اطراف آنها نازك و قطر كلاهك آنها ، آبدار، ضخیم و كوتاه هستند. بلندی پایه بین 6-2 سانتی‌متر متغیر است و قطر آن به 3-1 سانتی‌متر می‌رسد. رنگ پایه، سفید، كرم، زرد یا بنفش كم‌رنگ است. این قارچ‌ها دارای بوی مطبوع، كمی شبیه گوشت پخته شده یا مانند ترب هستند. زمان رویش آنها فصل بهار و پاییز روی تنه درختان جنگلی پهن‌برگ(به خصوص صنوبرها) به صورت تنها یا دسته جمعی است. آنها شبیه سقف‌های سفالی به حالت دایره‌وار روی هم قرار گرفته‌اند. كلاهك این گونه از قارچ‌های خوراكی، مسطح نیمه قیفی شكل و به رنگ صدفی سفید تا سفید متمایل به زرد، خاكستری، آبی یا قهوه‌ای است و قطر كلاهك آنها از 5 تا 15 سانتی‌متر متغیر می‌باشد.5-3 سانتی‌متر است. از بالا به پایین خط خط و خشك بوده، تیغه‌های زیر كلاهك، سفید، خاكستری رنگ یا زیتونی متمایل به قرمز است. پایه آنها سفیدرنگ و قطر پایه 2-8/0 سانتی‌متر می‌باشد.ابتدا كمی بوی میوه و در مراحل بعدی رشد، بوی توتون می‌دهند. این قارچ‌ها در ماه‌های تیر و مرداد، در جنگل درختان پهن‌برگ، چمنزارها و پارك‌ها به صورت جمعی دیده می‌شوند.قارچ‌هایی كه بوی گاز آشپزخانه، سیب‌زمینی خام، چغندر، ترشیدگی یا داروهای دارای مزه گس، ترش یا به شدت تلخ دارند، سمی و غیرخوراكی هستند و قارچ‌هایی كه خوش‌طعم، بی‌بو یا دارای بوی كم و مطبوع شبیه میوه‌ها، ماهی، صابون معطر، ترب با مزه ملایم تا شیرین، گوشت پخته شده یا مغز گردو هستند، همگی خوراكی‌اند. چگونه دریافت مجوز برای واحد پرورش قارچ

برای كسب اطلاعات لازم درباره چگونگی گرفتن مجوز برای واحد پرورش قارچ صدفی، بهترین كار آن است كه به قسمت باغبانی اداره جهاد كشاوری شهرستان خود(یا استان) مراجعه كنید، اما بد نیست پیش‌زمینه‌ای در پیرامون شرایط اخذ مجوز داشته باشید. برای گرفتن مجوز و وام، نخستین گام، انتخاب زمینی است كه برای احداث واحد نیاز دارید. این زمین، باید 200 متر با مناطق مسكونی اطراف فاصله داشته و تا شعاع 100 متری آن واحد مرغداری یا دامداری وجود نداشته باشد. زمین مورد نظر نباید در زمره اراضی كشاورزی یا باغی درجه یك بوده، استخر یا رودخانه‌ای در نزدیكی آن وجود داشته باشد. در چنین زمینی می‌توانید به ازای هر 600 متر مربع زمین، 100 متر مربع سالن پرورش احداث كنید.پس از پیدا كردن چنین زمینی، تقاضای خود را به قسمت باغبانی اداره جهاد كشاورزی شهرستان مربوط ارائه داده، در صورت موافقت اولیه آنها، اقدام به تهیه مدارك لازم نمایید. از جمله‌ی این مدارك، سند زمین یا سالن است كه در صورت اجاره‌ای بودن آنها، نیاز به اجاره‌نامه بلندمدت پنج‌ساله‌ی ثبت شده در یكی از دفترخانه‌های اسناد رسمی(لازم است اجاره‌نامه‌ی هفت ساله تنظیم شود تا زمان دو ساله‌ی تلف شونده در طی مراحل اجرایی نیز لحاظ گردد) است.

قارچ های جواهرده

در جواهرده و روستاهای اطراف آن قارچ های خوراکی که به شکل گنبدی و کرم رنگ هستند بیشتر در اردیبهشت ماه همزمان با زمان بارش های رگباری و ایجاد رعد و برق در بالای کوه وژک و مسیر کوهنوردی کوه سه برادر و سرخ تله رویش دارند. در بقیه اوقات سال اغلب قارچ های غیرخوراکی در مراتع و جنگل ها هستند و ساپروفیت(انگلی) هستند که بر روی تنه درختان و یا فضولات دامها و غیره رشد می کنند

در شهر رامسر، درخت ها ایستاده می میرند.


در شهر رامسر، درخت ها ایستاده می­­­­ میرند.

محمد ولی تکاسی

mwtokasi@yahoo.com

مقدمه

از جوانان چهار دهه پیش و قبل تر ،کمتر کسی است که نام رامسر، عروس شهرهای ایران و اردوهای پیش آهنگی و ورزشی دانش آموزان دختر و پسر را نشنیده باشد یا سفری به این دیار نکرده باشد. نزدیکی کوه بزرگ ایلمیلی با ساحل دریا در غربی­ ترین نقطه از استان پهناور مازندران و وجود آب و هوای نیمه مدیترانه­ای و رطوبت فراوان سبب ریزش نزولات جوی بالاتر از 1800 میلیمتر سالیانه در این شهر می شود. خاک مرغوب و وزش بادهای باران زا از سیبری و سمت دریای خزر سبب ایجاد جنگلی بِکر و انبوه بازمانده از جنگل های هیرکانی با تنوّع زیستی فوق العاده از فلور گیاهی و فون جانوری در آن شده است که چشم هر بیننده­ای را خیره می­کند. لذا هرساله علاوه بر گردشگران داخلی و خارجی ده­ها تن از دانشمندان و محقّقین و پژوهشگران علوم زیستی، گیاهی، جانوری و پرنده شناسی به این شهر سفر می­کنند تا به درک و شناسایی ناشناخته­ها بپردازند و اندکی بر دانش و آگاهی خود بیافزایند.

امروزه اهمیت جنگل ها بر هیچ کس پوشیده نیست؛ جنگل چهره زمین را زیبا می سازد، چشم اندازهای دلنواز و بی بَدیل به آن می بخشد، اقلیم را متعادل می سازد، هوا را پالایش می کند و اکسیژن را بدون هیچ مزد و منّتی در اختیار بشر قرار می دهد(خبرگزاری مهر،1394). اما در حال حاضر با پیشرفت تکنولوژی و توسعه امکانات و زیرساخت­هایی نظیر راه، تردّد وسایل نقلیه، گردشگران و طبیعت گردان بدون ملاحظه با عدم حفظ مواهب طبیعی و صرفأ برای چندساعت گذراندن اوقات فراغت در جنگل ها در مسیرهای جواهرده و یا جنگل دالخانی و کوه­های حومه شهر رامسر نسبت به شکستن شاخه­های درخت، برپا کردن آتش در زیر درختان چند صد ساله و رهاکردن زباله ها در طبیعت و ده ها عمل دیگر چهره طبیعت سرسبز رامسر، این شهر نمونه هدف گردشگری استان مازندران را دگرگون کرده­اند. توسعه گردشگری در رامسر به جای افزایش درآمد ساکنین و توسعه اکوتوریسم در حال حاضر بیشتر تهدیدی جدی برای طبیعت زیبای این شهر به شمار می آید. ورود فاضلاب های شهری به داخل رودخانه­های آب شیرین و مرگ میلیون­ها موجودات آبزی و ازبین رفتن نسل تعدادی از ماهیان بومی این رودخانه­ها نیز مشکلی بر مشکلات دیگر افزوده و محیط رودخانه ها را برای تخم ریزی ماهیان در فصل تخم ریزی نامساعد کرده است. شکار بی رویه آنها در مصّب رودخانه و رَمپ های ایجاد شده برای احداث کنار گذر ساحلی در رامسر نیز محیط زندگی ماهی­های خزر و محل تخم ریزی آنها را ناامن نموده است.

علیرغم اعمال قانون ساخت و ساز در حومه شهرها، تغییر کاربری اراضی و همچنین زحمت و تلاش و پیگیری کارشناسان شهرسازی و بنیاد مسکن و نهادهای ذیربط، متأسفانه رشد قارچ گونه ساختمان­ها و آپارتمان­ها بدون پارکینک کافی در دل جنگل­ها علاوه بر ایجاد غول های سنگی و دیوارهای بتنی از جنس آهن و سیمان که هیچ سنخیتی با طبیعت سرسبز اطراف خود ندارند سبب برهم زدن نمای ظاهری جنگل­های رامسر، باغات کشاورزی و ایجاد مشکلات زیست محیطی نظیر مهار رواناب های سطحی و دفع فاضلاب های خانگی در سطح منطقه شده است.

آلودگی آب و هوا در مناطق جنگلی و افزایش جمعیت ساکن در این مناطق در عرض چند دهه می­تواند چهره طبیعت سرسبز را دستخوش تغییرات بزرگی نماید و درختان جنگلی چند صد ساله را مورد تهدید جدی قرار بدهد و رفته رفته از مقاوت آنها در برابر شرایط نامساعد محیطی بکاهد. این درختان با حرکت خزنده­ای جای خود را به سکونت­گاه­های انسانی داده و ما بعد از چندین سال دیگر نه تنها اثری از آنها نخواهیم دید بلکه با انجام تغییرات آب و هوایی در اثر پدیده جنگل خواری و تغییر کاربری اراضی کشاورزی، شاهد ازبین رفتن فلورگیاهان بومی و فون جانوری و برهم خوردن زنجیره های غذایی و از همه مهمتر عدم تعادل زیستی در این منطقه خواهیم بود. انگار که درخت ها دیگر جایی برای ماندن ندارند و ایستاده می­میرند.

ایران در زمره کشورهایی است که به سرعت به سمت بیابانی شدن در حرکت است و سالانه حدود ۱۰۰ هزار هکتار از جنگل‌ها در معرض نابودی و بیابانی شدن هستند. مناطقی که در معرض خشکی و بیابانی شدن هستند تنها مربوط به مناطق خشک و کم بارش نیستند بلکه مناطق سرسبز و جنگل‌های شمالی کشور هم در خطر بیابانی شدن قرار گرفته اند(شکوری،1401). شاید تا چندین سال دیگر برخی از تغییرات آنقدر شدید اتفاق بیافتند که ما شاهد بیابان شدن جنگل ها در منطقه سرسبز شمال کشور بالاخص رامسر باشیم.

مجمع عمومی ‌سازمان ملل متحد روز ۲۱ مارس (اول فروردين) را به عنوان "روز جهانی جنگل" معرفی کرد تا نقش غیرقابل انکار جنگل‌ها در پایداری سرزمین و شادابی حیات جانوران و گیاهان را برای دولت ها پررنگ تر نماید. پاسداشت این روز جهانی از سال ۲۰۱۳ آغاز شده و هدف بالا بردن سطح آگاهی‌های عمومی نسبت به جنگل ها بوده است(خبرگزاری مهر، 1394).

مردی که در 41 سال یک بیابان را به جنگل تبدیل کرد(زهرا گیان، 1401)

مردم رامسر، شاهد تغییر و برهم خوردن اکوسیستم دریا و جنگل نه تنها بهتر نشدن بلکه بدترشدن آن در هر سال نسبت به سال قبل­تر هستند. رفته رفته از حریم جنگل و باغات کشاورزی و مناطق سرسبز که در زیبایی شهر و ایجاد چشم­اندازها دخالت مستقیم دارند کاسته شده و شهرت جهانی رامسر به واسطه داشتن طبیعت بکر و زیبا زیر سؤال می رود!. شاید روزی برسد با صرف هزینه های هنگفت و گذشت زمانی طولانی هم نتوان اکوسیستم جنگل را به روز اول برگرداند. سازمان جنگل­ها به دلیل کمبود تجهیزات و نیروی انسانی به تنهایی توان مقابله با بیابان زایی را ندارد.

این امر نیازمند اقدام عاجل برای ارائه، ثبت و تصویب طرح­های طبیعت یار نظیر پرورش و انتقال به عرصه از نهال­های جنگلی(بالاخص انجیلی ، لیلکی و شمشاد که در معرض خطر هستند)، انجام امور آبخیزداری و پخش سیلاب، آموزش و همکاری مردم محلی و گردشگران با نگرش توسعه گردشگری پایدار و انجام پروژه­های کارشناسی شده زیست محیطی در اسرع وقت می باشد.



منابع مورد استفاده:

شکوری،م.1401 .عوامل انسانی بیابانی شدن جنگل ها؛ مخرب‌تر از عوامل طبیعی. اداره منابع طبیعی استان گیلان.

خطر بیابان شدن جنگل های ایران. 1394. خبرگزاری مهر.

شریعت نژاد،ش. 1396.سازمان جنگل­ها توان مقابله با بیابان زایی را ندارد.(خبرگزاری گراف).

گیان،ط.1401. مردی که در 41 سال یک بیابان را به جنگل تبدیل کرد.(خبرگزاری شرق).




آزاد راه چالوس-رامسر، یک گام تا اجرا

https://img9.irna.ir/d/r1/2023/05/31/4/170402458.jpg?ts=1685523263305

حدود ۹۷ هزار میلیارد تومان اعتبار برای ساخت آزاد راه چالوس - رامسر برآورد شد

استان‌ها | مازندران نوشهر - ایرنا - مدیرعامل شرکت ساخت توسعه زیربناهای حمل و نقل کشور و معاون وزیر

منبع:

https://www.irna.ir/news/85122944/

نوشهر- ایرنا- آزادراه چالوس-رامسر ادامه آزادراه تهران- شمال بوده که با ساخت آن بسیاری ازچالش‌های مربوط رفع می‌شود، هیات دولت مهر سال گذشته با تأمین مالی این طرح ملی موافقت کرد و وزیر راه و شهرسازی در سفر هفته گذشته به غرب مازندران گفته پس از جمع‌بندی گزارش‌ها به زودی عملیات اجرایی آن آغاز می‌شود.

ادامه مطلب

اما و اگرهای موجود بر سر ساخت بزرگراه و عدم انجام تعهدات شرکت های طرف قرارداد در موعد مقرر به دلایل مختلف و اعمال سلیقه های برخی از افراد دست اندرکار منجر به عملی نشدن ساخت و تجهیز بزرگراه شده است. لذا با وجود طرح های مصوب دولتی و تخصیص بودجه های کلان هنوز مردم چشم به راه هستند. والله اعلم.

استاد حسن رحیمیان

https://s27.picofile.com/file/8460823850/52724.jpg

حسن رحیمیان

اولین آشنایی تأثیرگذار من با آقای حسن رحیمیان این طور آغاز شد که نام برادر مرحوم خود محمد رضا را (که در اثر سانحه تصادف رانندگی در پاکدشت تهران جان خود را از دست داد) در انتهای جلد اول کتاب زبانزدهای رامسر مشاهده نمودم. وسوسه شدم با نویسنده کتاب نشستی داشته باشم و یکی از سی دی های تهیه شده توسط خودم که شامل عکس هایی از دیدنی های رامسر همراه با تعدادی از مقالات و مناظر طبیعی و بِکر زادگاهم بود را به او هدیه بدهم. ایشان با لبخندی برلب و روی گشاده، من را به منزل خود دعوت نمود و همین آشنایی سبب شد تا چند متن تهیه شده را جهت ویرایش علمی و ادبی به دست ایشان بسپارم.بعدها چند بار با ایشان تلفنی و یا حضوری راجع به کارهای فرهنگی­ ام کسب تکلیف کردم. با چاپ اولین کتاب علمی در زمینه تخصّصی رشته کشاورزی و ارسال آن به دبیر محترم نشریه سمن، نامه­ ای از طرف انجمن اهل قلم توسط آقای رحیمیان برایم فاکس شد که عضو انجمن شدم ولی تا بحال برای خالی نبودن عریضه حتی در یک جلسه آن هم از من دعوت نشد. شاید به دلیل بُعد مسافت محل زندگیم کرمان با شهرستان رامسر رعایت حالم می شد.

ایشان را مردی صبور و با ایده های جالب در زمینه عُمران و توسعه شهرمان دیدم لذا از یکی از طرحهای آینده ­ام مبنی بر احداث انجمنی جهت حمایت از دانش آموزان ممتاز ولی کم بضاعت روستاهای رامسر از مدرسه تا دانشگاه نظیر مؤسسه نیکوکاری امید کمال در استان کرمان را با فرمانداری رامسر و او در میان گذاشتم.

ایشان فقط یک جمله گفتند: از فردا یک جفت کفش آهنی بپوش و پیگیر کارهایت باش!.

هنوز یک جفت کفش آهنی پیدا نکردم تا بپوشم.

به وبلاگ زبانزدهای رامسر که جهت جمع ­آوری زبانزدهای گیلکی رامسر راه اندازی شده بود بیش از 600 زبانزد را که از زبان پدر، مادر و مادربزرگم شنیده بودم،ارسال کردم. احتمال می دهم در حد سن و سال من هم نبود که این همه زبانزد بلد باشم.جلد دوم زبانزدهای رامسر را از دست نویسنده آن هدیه گرفتم و برایم بسیار ارزشمند می نمود. متأسفانه جلد سوم زبانزدهای رامسر را هنگام بیماری ایشان از کتابفروشی خریدم و متوجه شدم چندین غلط املایی و چاپی در آن وجود دارد که در همان کتاب یادداشت نمودم. شاید در چاپ و انتشار آن کمی تَعجیل شده بود.

با خواندن کتاب خاطرات ایشان " پنجره ای رو به سوی دیروز" دریافتم که درست گفته ­اند:

"ارزش و قَدر هر کس بعد از مرگ او مشخص می¬شود".

او ستاره­ ای بود که در آسمان شهرمان درخشید و با صبوری و بردباری به مردم این دیار و کشورمان در عرصه فرهنگ و هنر خدمات ارزنده ­ای نمود که تا سالها مردم از این خدمات بهره مند هستند و خواهند بود.

*به نظر می رسد راه اندازی "بنیاد رحیمیان" جهت پیگیری تفکّر خلاقانه و کارهای نیمه تمام ایشان اگر زیاده خواهی تلقّی نشود می­تواند توسط خانواده آن مرحوم یا انجمن اهل قلم بسیار مناسب و شایسته شهر نمونه رامسر باشد. در هر سال همزمان با سالگرد تولد آن مرحوم نسبت به جمع آوری دوستداران میراث فرهنگی و اهل قلم رامسر اقدام شود و در مناسبت های گوناگون با اهدای جوایز به اعضای فعال در عرصه­ های اجتماعی، علمی و فرهنگی و نُخبه­ های شهرستان رامسر بپردازد. این دینی است که بر گردن تک تک همشریهای رامسری است که بر روی آینده علمی و فرهنگی شهرستان رامسر نیز تأثیرگذار خواهد بود.