چند زبانزد گیلکی رامسری(89)
1- اَلَنه می رابِع نَکشنه!
الان میل من به غذا نمی کشد.
کنایه: حال و هوایی نداشتن. عدم رغبت به انجام کار
2- کلاچ گی یَه رِه گاز ایگنه
برای مدفوع کلاغ هم دهانش را باز می کند تا از آسمان چیزی به او برسد.
کنایه: شدت درماندگی و فقر
یادآوری: آه ندارِه با ناله سودا بوکونه.
3- سر به سر بی دردسر(دردسرتره)!
روی هم بی دردسر است.
کنایه: دنبال حل مشکل نرفتن.اباء داشتن از انجام کاری.
یادآوری:
سنگی که نِشَه وِرِه تکان دئَن یکی دیگه هم وی سر نی یَنِن!
ترجمه: سنگی را که نمی توان حرکت داد یکی دیگر روی آن می گذارند.
4- شیر به اُ شیرگیری وَگردَنه خوشته پِسی یَه نیا کانه.
شیر با وجود شیر بودن برمی گردد و به پشت سرش هم نگاهی می کند.
کنایه: عدم اطمینان از سرانجام کارها، عاقبت اندیشی، دوراندیشی، عدم اعتماد به دیگران و اطرافیان.
5- وی اسکناس(پول) گُرِه بِمَه(هَمَدَرِه)!
اسکناس هایش به فریاد در آمدند(در می آیند)!
کنایه: ناگهانی و غیرمنتظره پولدارشدن. پیشرفت سریع الهنگام.
یادآوری:
وی اسکناس کَشِه بِمَه(هَمَدَرِه)!
اسکناس هایش یک بغل شد(می شود).
6- آدم یعنی آه و دَم!
آدم یعنی دَم و بازدم.
کنایه: کوتاهی عمر، زوال پذیری انسان.
7- دونیا به همه کَسانِ
دنیا مال همه انسان هاست.
کنایه: اهمیت به نظر و عقیده دیگران، در فکر دیگران هم بودن.
8- ترشی خوارِه ملاقه ندارِه.
ترشی را بدون ملاقه می خورد.
کنایه: افاده ای، با کلاس جلوه نمودن.
9- مرد آوه زن بَس!
مرد مانند آب است و زن مثل سد در برابر آن است.
کنایه: مراقبت از کارهای مردان توسط زنان نیک اندیش.
10- سیر به پیاز گونه تو بو دَنِه!
سیر به پیاز می گوید تو بو می دهی!
کنایه: پامال کردن خراب کاری، گردن نگرفتن اشتباهات.
یادآوری:
1-دیگ به دیگ گونِه ته دیگ(تو سیاهی)!
11- بد جایی شوبا کُردیم.
بدجایی شب کردیم!(شب را در بدمکانی گیر افتادیم)!
کنایه: افتادن در دام مشکل یا فرد نا اهلی.
12- هر چی سو زَنِه این وی کینِه چو زَنِه!
هر چه که کورسویی می زند او به ماتحتش چوب فرو می کند!
کنایه: پیگیری کارها و خرابکاری توسط بچه های شیطان و یا افراد فضول.
"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"