پادوسبانان
پادوسبانیان که آلپادوسپان نیز نامیده شدهاست، سلسلهای است که پادوسبان پسر گاوباره آن را تأسیس کرد و پادشاهی منطقه بر خاندانش موروثی شد. این سلسله پس از دودمان آفتاب در ژاپن طولانیترین سلسله جهان است که از ۲۲ تا ۱۰۰۶هجری قمری در رویان و اطراف آن حکومت کردند.
مؤسس پادوسبانیان
ابن اسفندیار در مورد حکومت پادوسبان یکم میگوید: «پادوسبان بر خلاف برادرش دابویه، تند و عصبی نبود. وی در سال ۴۰هجری (یعنی ۲۲ سال پیش از مرگ گاوباره) به خلافت رویان رسید و پس از مرگ پدر در همانجا به حکومتش ادامه داد.» ابن اسفندیار همچنین درباره اخلاق و رفتار پادوسبان پسر گاوباره میگوید: «گویند، پادوسبان روزی ششصد نفر را طعام میداده. وی همچنین به پناهندگانی که از عباسیان گریختهاند بخشایش بسیار میکرد، مثلاً به عبدالله فضلویه ثروت و املاکی اعطا کرد و همچنین به فرزندان او از لحاظ مالی کمک مینمود.» سرانجام پادوسبان در۷۵ هجری و هم زمان با سیو پنجمین سال حکومتش، وفات کرد و حکومتش به دست خورزاد افتاد.
گیل گیلانشاه
گیل پسر گیلانشاه پسر فیروز، مشهور به گاوباره یا گاوبره، همزمان با آخرین سالهای امپراطوری ساسانی بر سرزمینهای کرانه دریای خزر فرمان میراند. وی از سال ۶۴۲ میلادی بر گیلان و رویان حاکم بود و در سال ۶۵۲ میلادی به فرمان یزدگرد سوم به فرمانروایی طبرستان نیز منصوب شد. پس از وی، فرزندانش دابویه و پادوسبان قلمرو او را میان خود تقسیم کردند و سلسلههای دابویگان و پادوسبانیان را بنیان نهادند.
در طبرستان
گیل گیلانشاه کلاهی از سر گاوی ساخت، سپس با گاوی که بارش روی آن بود، به سوی کاخ شاهان تبری رفت و با آنان به صحبت پرداخت و به خدمت آذر ولاش، که شاه قسمت اعظمی از طبرستان بود، درآمد. و چون در جنگ چیره بود آوازهاش در بین اهالی تبرستان پیچید. در این هنگام از ولاش اجازه گرفت تا خانواده و اقوامش را از دیلمستان به نزد وی آورد. ولاش رخصت این کار به او داد، گیل گیلانشاه به گیلان و دیلمان رفت و چند سال بعد در زمان پادشاهی یزدگرد سوم ساسانی با لشکری از گیلکی و دیلمی به سوی خاک طبرستان عظیمت کرد. وقتی ولاش از موضوع آگاه شد این خبر را به گوش یزدگرد رسانید، یزدگرد هم پس از این که فهمید گیل گیلانشاه از خاندان جاماسب بن پیروز است به ولاش نامهای نوشت و گفت:«ما را با خاندان ساسانی نزاعی نیست و به تو (ولاش) دستور میدهیم که ولایت طبرستان را تسلیم گیل گیلانشاه بکنی.»
به این طریق ولاش سرزمین رویان را به گیل گیلانشاه تسلیم کرد، گیل گیلانشاه نیز برای تشکر از یزدگرد هدایای بسیاری به وی ارزانی داشت. مدتی به همین صورت گذشت تا اینکه آذرولاش در سال ۶۶۶ میلادی مطابق با ۴۶هجری قمری به هلاکت رسید و مملکتش که از آمل تا گرگان ادامه داشت همگی به گیل گیلانشاه رسید. گاوباره در طی حکومتش که همدوره با عمر بن خطاب تا یزید بن معاویه میشد، با اینکه اعراب حملات بسیاری داشتند، هیچگاه شکست نخورد و با پیروزی بر اعراب مانع از رسیدن آنان به مُلک طبرستان شد.
پایان کار
سرانجام گاوباره (گیل گیلانشاه) در ۶۸۱ میلادی درگذشت. و دو فرزندش دابویه و پادوسبان بر سر حکومت نزاع کردند. سپس مرزهای پدر را دو قسمت نمودند و به این ترتیب دابویه در گیلان و پادوسبان در رویان حکومت نمودند. گویند دابویه که برادر بزرگتر بود، بدخلق و عصبی بود ولی پادوسبان خوشرفتار و مهربان بود بر این اساس مردم و درباریان بیشتر به سمت پادوسبان کشیده میشدند. پادوسبانیان و دابویگان دو سلسله هستند که پس از مرگ گاوبره در مازندران و گیلان ظاهر شدند.
منابع مورد استفاده:
- تاریخ مازندران و استرآباد، رابینو
- گاوباریان و پادوسبانیان، چراغعلی اعظمی سنگسری
منابعی برای مطالعه بیشتر
بلده نور - پادوسبانان،حکومت ازیاد رفته (قوام الدین بینایی)- قسمت اول
پادوسبانان ؛ حکومت از یاد رفته (بخش دوم و پایانی ) - ایران نمایه
"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"