چند زبانزد گیلکی رامسری(69)
چنین برفی را خیلی دیده ایم و با آن کنار آمده ایم.
کنایه: تحمّل در برابر سختی ها و مشکلات در طول زندگی اجتماعی و ...
یادآوری:
2- گرگ باران دیده(این زبانزد فارسی است)
2-چُم تا نترکِسِه وَنِه وی سر دَس نی یَن
چشم تا نترکیده باید دست را روی آن گذاشت.
کنایه: علاج واقعه قبل از وقوع
3- دِ کار از کار بُگذشته
دیگر کار از کار گذشته است.
کنایه: نبودن راه چاره برای حل مشکل
یادآوری:
1- آو بَکِلسِه زمین هم تَن دِچَه!
آب ریخت و زمین هم خشک شد.
3- هر دار ویشتَه بار دارِه وی سَر جیتَرِه(جیتَّه دَرِه)
هر درختی میوه بیشتر دارد شاخه هایش بیشتر آویزان شده و سرش پایین تر است.
کنایه: در مذمّت غرور بیجا و تعریف از فروتنی بزرگان و دانشمندان
4- کَسا کوتی بَزِم
زحمت زیادی کشیدیم تا اندوخته ای فراهم آمد.
کنایه: رنج بیشمار
یادآوری:
خیلی غَلت بُخواردیم.
1- خیلی سختی کشیدیم.
5- نام فِکِت (فِکِته)
نامت از سر زبانها بیافتد. الهی بمیری!
کنایه: جمله فعلی دشنام دادن.
(عکس آن نام فِنِکِت).
یادآوری:
1- وِرِه(تِرِه) کیل دِنی بی
زنده نباشی. بمیری.
6- دونیا به همه کِسان!
دنیا برای همه است.
کنایه: مردمداری و احترام به مردم.
یادآوری:
1- دوستی با مردم نصف عقل است(سخن امام علی (ع).
7- نرم بساو
با آرامش برخورد کن.
کنایه: مردمداری. با مردم مُدارا کن.
یادآوری:
1- یِه کم شُل بگیر
در کارها کمی شُل بگیر
8- سِنگ روی سِنگ بند نوبونِه
سنگ روی سنگ نمی ماند.
کنایه: بی قانونی. هَرج و مرج
یادآوری:
1-آهو خودشِه وَچَه شیر نَدَنِه!
آهو به بچه اش شیر نمی دهد(از ترس)
9- تی پشت شانِه سر نیشتَه(نیشَرِه)!
در پشت شانه ات نشسته(می نشیند).
کنایه: رو دادن به بچه ها و دیگران. پرروکردن برخی از افراد از روی عدم مدیریت.
یادآوری:
1- تی دندانِ بیشمَر دَرِه
دندانت را شمرده است.
10- تی گَپ وِرِه کین سَر پیتِه
حرف تو مثل یک پارچه کهنه برایش کم ارزش است!
کنایه: عدم اهمیت به حرف بزرگتر
یادآوری:
1- تِرَه (تِرَرِه) تَرِه هم خرد نوکانِه(این زبانزد فارسی است).
برایت تره هم خرد نمی کند.
11- خودِه وَرپ و خون
مثل برف و خون
کنایه: قشنگی- زیبایی چهره(سرخ و سفید)
یادآوری:
1- قشنگی یَه وَرپ هم دَرِه!
برف هم قشنگ است
کنایه: ماندگار نبودن زیبایی و قشنگی چهره.
12-دیوار حاشا بلندِه!
دیوار کتمان کردن بلند است.
کنایه: دروغگویی.
یادآوری:
1- دروغ سرمایِه نِخانِه!
دروغ سرمایه نمی خواهد.
"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"