پدر: دوگروز مَِررِه روز دیگری با !

پدر: دیروز برای من روز دیگری بود.

 

مادر: چی با مگِر؟

مادر: مگر چه بود؟

 

پسر: حتمی شاخ دربیردِه قیمت هندوانه، انار، کویا و ... بدی یَه!

پسر: حتما شاخ در آوردی قیمت هندوانه، انار ، کدو و ... را دیدی!

 

پدر: آها پسر. دِبار مردوم اندی فکر تجملّات نابونابان. بیشتر فکر شادی و دور هم بودن بان! تخم کدو، آفتابگردان، خربزه تخم ،آغوز و گل آغوزه مغز و آو کونوس، کویا پاتِن و ...

پدر: آره پسر. در گذشته مردم اینقدر فکر تجملات نبودند . بیشتر در فکر شادی و دور هم بودن بودند! تخم کدو، آفتابگردان، تخم خربزه، مغز گردو و فندق ،ازگیل قهوه ای  را شور می گذاشتند ،کدو می پختند و ...

 

مادر: داستان عزیزو نگار، نسیم شمال ،حافظ خوانی .... شور و حال دیگری دَشتِه.

مادر: داستان عزیزو نگار ، نسیم شمال،حافظ خوانی .... شور و حال دیگری داشت.

 

پسر: مو هم دِ پیرا بام اندی اندی کُنُس، مَددانا، محسن یگانِه و ... گوش بدم! دِ مرَرِه لذتی نِدارِه!

پسر: من هم پیر شدم اینقدر ترانه های اندی و کوروس، Maddana، محسن یگانه و ... را گوش دادم. دیگر برای من لذتی ندارند!

 

مادر: شعرها و داستان های قدیمی پیلابابا و گَتِه ننه شان پر از تجربه و درس زیندگی با .مثل این:

مادر: شعرها و داستان های قدیمی پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها پر از تجربه و درس زندگی بود.مثل این:

 "فلک نگذاشت که من تنها نشینم           همیشیک مجلس دانا نشینم

اگر من شوم هم مجلس نادان          همین خوب است که من تنها نشینم"

پدر: دِبار بیخودی نوگوتِن:

در گذشته بیهوده نمی گفتند:

" هرکه کو دور ماند از اصل خویش    باز جوید روزگار وصل خویش" یعنی اصلش، نسلش.

 

نتیجه اخلاقی:

توجه به اخلاقیات و فولکلور قدیمی ها در مراسم آیینی راهی به سوی داشتن یک زندگی شادتر و سالمتر است"