تئاتر رامسری گیلکی" فوخاس بَدِه"
خروس: قو قولی قو قو.... وَرِسین بی شین دنبال کار و بار .روزی حلال!
خروس: قو قولی قوقو ... بیدار شوید و بروید دنبال کار. روزی حلال!
مرغ: تازه می دل گَرمَه شو با. چَرِه نَهَلِّه یِه کُناسَه بزنیم.مردکه "خوده وی کینِ دل کِرک پَر دابی" ."کرک اسبوجه"!.
مرغ: تازه دلم (پلک من) گرم شده بود. چرا نمی گذاری یک چرتی بزنم. مردکه " مثل اینکه در ماتحت او پر مرغ باشد". شپش مرغ (کنایه آدم بیش فعال و پر تحرّک).
خروس: مُردومه کرک و تَلاشان کَلّه سحر بُشان پی آو و دانه . تو هَنَدَه خاتِه. از خاتِن هیچ آوی گرم نوبونِه! خوشتره یِه کم فوخاس بَدَه.
خروس :مردم مرغ و خروسشان هنگام سحر پی آب و دانه رفته اند. تو هنوز خوfبیده ای. از خوابیدن هیچ آبی گرم نمی شود. به خودت تکانی بده(سرگرم کار و تلاش شو).
مرغ : باشِه تعجیل نوکون.
مرغ: باشد عجله نکن.
خروس: تو راس گونِه. وَرسِم. دبار برنج ارزان با اَمِرِه یِه موشت فورده دِنََه. ببیشتِه بیشتی، نان خرد ، آشغال سفره، گیر هَمِه اَلَن دِ اُشان پیدا نی یَن. مگر یِه مشت برنج شکسته آنهم خارجی اَمِرِه گیر بی یَه. فوزینیم خوشته حلق با خودشتِه کرک و چُمُلک رِه!
خروس: تو راست می گویی. بلند شویم. در گذشته برنج ارزان بود. یک مشت خرده برنج ، ته دیگ سوخته، خرد و ریزه نان،آشغال سفره گیر ما هم می آمد. الان دیگر آنها پیدا نیستند. مگر یک مشت برنج شکسته آنهم خارجی اش گیر ما بیاید!.داخل حلق خود و مرغ و جوجه هایمان فرو کنیم.
مرغ:راستی دو گشب هَمساده خانِه کالش بام تَش بَزَن. وام پول اُوجو جا وَدَه دَشتَه. وی سر کوچه سر بانک هم بَزَن. همه بُسوتِه خاکستر بابا. نزول پول حرام با. اَزَّ حرامترا با.
مرغ: راستی دیشب انبار کاه خانه همسایه را آتش زدند. پول وامش را آنجا قایم کرده بود. از صندوق بانک سر کوچه اش هم دزدی کردند. پول نزول حرام بود اینطوری حرام تر هم شد.
خروس: خوب بابا. چندی اُمِه صَحَبِه وَچه بانک رئیس دیم بُشا بِمَه خَسِه یِه تولیدی قارچ بزنِه. "خورِه نخوارده مِرِه هم نَدَه گندم بوکردِه سگ بَدَه(هَدَه)".
خروس: خوب شد. چقدر پسر صاحب ما پیش رئیس بانک دولا و راست شد رفت و آمد می خواست یک تولید ی قارچ احداث کند. " خودش نخورد به من هم نداد گندم کرد و به سگ داد"(کنایه: حرام شدن پول و ثروت)
مرغ: "دزده اگر دزد بَگِنِه شاه دزدِه"
مرغ: " اگر دزدی از دزد دیگر بزند او شاه دزد است"
نتیجه اخلاقی:
" گرفتن دست حاجتمندان و نیازمندان فقط برای گرفتن سود بیشتر سبب ازبین رفتن اجر و پاداش آن می گردد"
"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"