اولی:اُفِه هَ-----ش ،  اَندی سوج و بیج بَزِِم بامُردیم.

اولی : آخ  که چقدر خوب شد. اینقدر ناله و فریاد کردیم مردیم.

 

دومی: چی با مگر؟

دومی: مگر چه بود؟

 

اولی: عَزم جَزم بوکوردِن یکی گُلَه وَرِن! هیته جار جیر شونو !

اولی: عزم جزم کرده اند تا یک نفر را از مَسند قدرت بردارند! هی بالا و پایین می پرد!

 

دومی: میز ریاست هِچ کسی یَرِِه وفا نوکورده. هر کی وِرِه دل دابوستِه سخت تر وِرِه جدا کانِن.

دومی/: میز ریاست به هیچ کسی وفا نکرده است. هرکسی بیشتر علاقمند شد سخت تر او را جدا می کنند!

 

اولی: یارانه شان دِ سوت  تَرِِه. فعلأ "یکی به میخ زَنِن یکی به تخته". هَلِه بحث دارِن.

اولی: یارانه ها دارد می سوزد. فعلأ " یکی به میخ می زنند یکی به تخته". هنوز بحث دارند.

 

دومی: صلاح مملکت خویش خُسروان دانند.

دومی: صلاح مملکت خویش خسروان دانند.

 

اولی: فعلا خا کَسِن بگیتِه دارِن. هَکِش وَکِش کانِن! کوت و بات دارِن!

اولی: فعلا که با همدیگر دعوا دارند. کشمکش می کنند. سعی فراوان می کنند!

 

نتیجه اخلاقی

 

حل مشکلات مردم در اولویت کارها قرار گیرد.