چند زبانزد گیلکی رامسری(65)
1- گِرزه گی وِرِه آهین سَره
مدفوع موش به اندازه آهن برایش ارزشمند است.
کنایه: آدم خسیس و پول پرست
یادآوری:
1- وی مشت پوک بزنی وا نوبونو
اگر به مشتش پتک بزنی باز نمی شود.
2- اگر وی بالسکونِ پوک بزنی وی مشت وازا نوبونِه
اگر به آرنجش پتک بزنی مشتش باز نمی شود.
2- تَلا گورِه= میلجِه نِرِه
وقت خروس خوان= هنوز گنجشک مدفوع نکرده باشد
کنایه: صبح زودهنگام- اوش بام
3- دارِه بُن بازِه سَرِه دیارِه
درخت هر چه که در پایین آن باشد از وضعیت شاخه های بالای آن هم مشخص شده و دیده می شود.
کنایه: خوب و یا بد بودن ذاتی فرد
یادآوری:
1- اصلش نسلش
4- دل خون داکانِه خا یِه نمکدان!
خون به دل می کند
کنایه: آدم شیطان و بچه بیش فعال
یادآوری:
1- عاززیل( عَزازیل)
فرشته عذاب
5- قاطر مِثان یُخ بی یَر دارِه
مثل قاطر یُخ آورده است.مثل قاطر قهر کرده است.
کنایه: عدم ابراز تمایل به انجام کار یا گوش نکردن به حرف افراد
6- خودِه قاطر تول دِماسِه
مثل قاطر در گل مانده باشد.
کنایه: شدت عذاب و ناراحتی. درگیر مشکلات روزمره گی
7- بارِه مادیان بارِه گوز کُرِه کانِه
بار را مادیان می برد ولی گوزش را کره مادیان می دهد.
کنایه: کار را یکی انجام می دهد استرس ( و یا نفعش) را یکی دیگر می برد.
8- وی گردن دار سر نی یَه
گردنش بالای درخت است.
کنایه: غرور بی جا. استبداد رأی
یادآوری:
1- وی گردن دو کَش ارّه نبی یَنِه
گردنش را اره بزرگ دو طرفه مخصوص بریدن الوار هم نمی تواند ببرد.
9- تخم به تخم شونو شَرِم به دانِه
تخم از تخم و علف و چیز کم ارزش هم از همان می روید.
کنایه: دنائت و یا مهربانی ذاتی افراد
10- بُخواردِه بروج(بی کَل بروج"
خوردن و فرار کردن(ریختن و ریخت و پاش کردن و فرار کردن).
کنایه: بی خیالی. عدم کمک در انجام مهمانی ها به صاحبخانه
11- گِل نینگ پوشِه
خاک ننگ ها را می پوشاند.
کنایه: مُردن آدم بدکار
11- وَرپ دَرشا گی دَر هَنِه
برف آب شود مدفوع نمایان می شود.
کنایه: اثر وضعی کار بد خیلی زود معلوم می شود.
12- گندم کار نی یَه شَر کارِه
گندم کار نیست شرکار است.
کنایه: موش دوانیدن در کار- چوب لای چرخ گذاشتن.
"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"