شاهنامه = نامه شاهان=خدای نامه
مأخذ اصلی فردوسی در به نظم کشیدن داستانها، شاهنامهٔ منثور ابومنصوری بود که چندی پیش از آن توسط یکی از سپهداران ایراندوست خراسان از روی آثار و روایات موجود گردآوری شده بود.
فردوسی در شاهنامه از پنج راوی شفاهی نیز به نامهای آزادسرو، شادان برزین، ماخ پیر خراسانی، بهرام و شاهوی یاد کرده که او را در بازگو کردن داستانها یاری رساندهاند اما ذبیحاله صفا استدلال کردهاست که به احتمال فراوان راویان یادشده مربوط به روزگاران پیشین بوداند و فردوسی به جهت احترام از آنان سخن به زبان آورده و هیچکدام معاصر با حکیم توس نبودهاند.در این بین از شاعر پرآوازه "دقیقی" جهت جمع کردن آثار و مستنداتی که در شاهنامه از آنها استفاده شده است و در عنفوان جوانی کشته شد باید نام برد(نگارنده).
دریافت کتاب:
http://www.shabakema.com/pdf/shahname/

http://www.shabakema.com/pdf/wp-content/uploads/2014/07/521_9_shah.jpg
"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"