عمرکُشی در سخت سر

محمد ولی تکاسی

mwtokasi@yahoo.com

 

http://negar.charchoob.com/wp-content/uploads/shia-sonni.jpg

 

برگزاری جشن ها و مراسم ملی بواسطه داشتن فرهنگی غنی و باستانی از دیرباز در مردم کشور ایران رواج داشته است. ولی متاسفانه با گذشت زمان و بر طبق سلیقه فرمانروایان و حکام محلی بر کمیّت و یا کیفیت برگزاری آنها افزوده و یا کاسته می­گردید. در استان های شمالی کشور از مراسم سنتی و آیینی می توان به جشن های  آفتاب خواهی خرده تاوه (در رامسر کترا گیشی)، نخجیر شکار(در رامسر خوک شکار در روزهای چهارشنبه در لَمتر)، مراسم جشن برداشت خرمن و نوروز خوانی و غیره را نام برد. جشن هایی با قدمت کمتر از یک دهه نظیر جشن بهار نارنج، گل گاوزبان و احیای جشن هایی فراموش شده نظیر دودوشان سرگالش در شهرستان رامسر  نشان ازعشق و علاقه و توجه مردم و بازگشت آنها به سنّت های گذشته خود است. در این بین جشن ها و مراسمی نیز نظیر ولنتاین( روز عُشّاق) نیز در بین جوانان رواج یافته است که قبلا به نام روز زنان(سپندارمذ) در دربار پادشاهان گرامی داشته می شد و درحال حاضر شکل فرنگی به خود گرفته است. روز نهم‌ ربیع‌الاوّل در فرهنگ عوام شیعه، به روز کشته شدن خلیفه دوّم شهرت یافته است. آنها این امر را مسلّم می‌دانند که در چنین روزی خلیفه دوّم به دست مردی ایرانی به نام ابولؤلؤ مجروح و مقتول می‌گردد. داستان‌ها و افسانه‌های بسیاری نیز در این‌باره میان آنها رواج یافته که بیشتر آنها را می‌توان ساخته و پرداخته فرهنگ عوام دانست. ولی با این حال در این میان دست‌های مشکوکی نیز بوده‌اند که همواره خواسته‌اند به این قضیه دامن زده و آن را از اعتقادات شیعه به شمار آورند. اما با رجوع به کتاب‌های تاریخی و بررسی آنها به این حقیقت خواهیم رسید که تمامی آنها به اتفاق ماه ذی‌الحجه را به عنوان مَقْتَل خلیفه دوّم معرفی نموده‌اند و با اندکی اختلاف در روز آن، دوشنبه یا چهارشنبه،26 یا 27 ذی‌الحجه را به عنوان روز مجروح شدن خلیفه دوّم شناخته‌اند[1].

مراسم عمرکُشی در سخت سر

در گذشته مردم سخت سر، مراسم عمرکشی را یک یا چند روز قبل از شب یلدا و در همین اواخر همزمان با برگزاری مراسم چهارشنبه سوری قبل از تحویل سال نو در دوره  قبل از انقلاب اسلامی انجام می دادند. در ابتدا مترسکی را با کاه و کلش پر کرده و با پوشاندن لباس های کهنه به آتش می کشیدند. سپس دور مترسک جمع شده و با هلهله و شادی این طور می خواندند:

عمر های عمر هوی عمر تی سرتا پا وُی

این عمره   س ....  پدره

و روز کشته شدن عمر خلیفه دوم را بر اساس یک سنّت قدیمی و اشتباه جشن می­گرفتند. با توجه به اینکه در هیچ یک از منابع تاریخی ایرانی و تقویم های رسمی و محلی کشور این مراسم ذکر نشده است لذا می­توان این جشن را نوساخته فرض نمود که ریشه در جشن­های ایرانی ندارد و صرفأ به دلیل تفرقه افکنی و ایجاد نفاق بین فرقه های مختلف مسلمانان دانست که برخی به آن دامن می­زدند. به نظر می رسد با فرار امامزادگان و شیعیان به دلیل آزار و اذیت شدن توسط حاکمان وقت در عراق و مهاجرت آنها به مناطق شمال کشور و با وجود سادات مؤیدی و سادات کیایی مَلاطی(2) در شهرهای شمالی و مذاهب شش امامی، زیدی و اسماعیلیان به مراسم عمرکشی جهت کوبیدن و درهم شکستن اقتدار خلفای عباسی  در ایران دامن زده می شد.

خاطره تکان دهنده آیت الله مرعشی نجفی

حضرت آیت الله العظمی مظاهری در نقل خاطره‌ای از استادشان آیت الله مرعشی نجفی می‌فرمایند: «خدا رحمتش‌ کند، درجاتش‌ عالیست، عالی‌تر کند، مرحوم‌ آیت‌ الله مرعشی، من‌ مکاسب‌ پیش‌ ایشان‌ خواندم، هم‌ کفایه‌ خواندم، هم‌ مکاسب... ایشان‌ بنایشان‌ این‌ بود برای‌ این‌که‌ خسته‌ نشوند، یک‌ قصه‌ای‌ گاهی‌ اوقات‌ یا خیلی‌ از اوقات‌ در میان‌ درس‌ برای‌ شاگردها می‌گفتند و یکی‌ از قصه‌هایشان‌ این‌ بود که‌ می‌گفتند:

پدر من‌ از علمای‌ نجف‌ بوده‌ یک‌ شاگرد سنی‌ داشت، این‌ فرد می‌خواست‌ برود کردستان‌ و کرمانشاه، با پدر من‌ خداحافظی‌ کرد و رفت، پدر من‌ آمد ایران‌ و رفت‌ مشهد، در زمان برگشت‌ قافله‌ ما غروب‌ به کرمانشاه رسید، من‌ خیلی‌ وحشت‌ کردم‌ که‌ حالا چه‌ می‌شود، آن‌ وقت‌ وضع‌ کرمانشاه‌ و وضع‌ کردستان‌ به خاطر شیعه‌ و سنی‌گری‌ خیلی‌ بد بود، ناگهان‌ آن‌ شاگرد من‌ پیدا شد، خیلی‌ با من‌ گرم‌ گرفت‌ و بالاخره‌ با زور و رودربایستی‌ من‌ را خانه برد‌ خیلی‌ هم‌ خدمت‌ کرد به‌ من، بعد آخر شب‌ به‌ من‌ گفت:‌ آقا ما یک‌ جلسه‌ای‌ داریم‌ شما بیاید برویم‌ توی‌ این‌ جلسه، گفتم‌ می‌آیم، خلاصه مرا بردند توی‌ آن‌ جلسه، وقتی‌ نشستم‌ توی‌ جلسه، دیدم‌ این‌ سبیل‌ گُنده‌ها، سبیل‌ کشیده‌ها می‌آیند، تعجب‌ کردم، چه‌ خبر است، یک‌ وقت‌ مَنقَلی‌ پر از آتش‌ که‌ آتش‌ زغالی‌ که‌ اَلُو داشت، این‌را هم‌ آوردند، یک‌ مجمع‌ را هم‌ آوردند گذاشتند روی‌ این‌ آتش‌ها، روی‌ این‌ منقل‌ .من‌ تعجب‌ کردم، ترس‌ هم‌ من‌را گرفته‌ بود که‌ این‌ها چه‌ کار می‌خواهند بکنند، یک‌وقت‌ دیدم‌ یک‌ جوانی‌ زیر غُل‌ و زنجیر، قیافه‌ای شبیه مردم‌ همدان‌ داشت، آوردند. یک‌ سفره‌ چرمی‌ هم‌ پَهْن‌ کردند، او را نشاندند روی‌ سفره‌ چرمی‌ و کسی‌ با یک‌ ضربت‌ گردنش ‌را زد، آن‌ مجمع‌ که‌ داغ‌ بود گذاشتند روی‌ گردن‌ این‌که‌ خون‌ بیرون‌ نیاید، غُل‌ و زنجیرها را هم‌ باز کردند این‌ هی‌ دست‌ و پا می‌زد این‌ها هم‌ قاه‌ قاه‌ می‌خندیدند. من‌ غش‌ کردم‌.

بالاخره‌ قضیه‌ تمام‌ شد و من‌ در حال‌ غش‌ بودم، کم‌کم‌ مَرا به‌ هوش‌ آوردند اما آن‌ موقعی‌ که‌ نزدیک‌ بود به‌ هوش‌ بیایم‌ می‌دیدم‌ با هم‌ زمزمه‌ دارند، این‌ شیعه‌ است‌ این‌را هم‌ بیاورید دومی‌اش‌ باشد، آن‌ طلبه‌ می‌گفت:‌ نه‌ بابا من‌ درس‌ پیش‌ ایشان‌ خواندم، این‌ از آن‌ سنی‌های‌ داغ‌ است‌ معلم‌ من‌ بوده، بالاخره‌ من‌ را نجات‌ داد، آمدیم‌ خانه، وقتی‌ من‌ حال‌ آمدم، این‌ طلبه‌ به‌ من‌ گفت:‌ آقا من‌ سنی‌ هستم، اما مُرید شما هستم، می‌دانید شما را خیلی‌ دوست‌ دارم، نمی‌خواستم‌ ناراحتتان‌ کنم، اما بُردم‌ آن‌جا یک‌ پیام‌ بدهید به‌ علمای‌ نجف‌ و پیام‌ این، که‌ شما عُمَرکُشون‌ کنید ما هم‌ این‌جور می‌کنیم،‌ ما رسم‌مان‌ است‌ یک‌ شیعه‌ را یک‌ جایی‌ پیدا می‌کنیم‌ زندانی‌اش‌ می‌کنیم‌ غُل‌ و زنجیر می‌کنیم‌ تا شب‌ چهارشنبه، شب‌ چهارشنبه‌ همه‌ ما جمع‌ می‌شویم‌ برای‌ رضایت‌ خدا، قربة الی‌ الله این‌را می‌آوریم‌ و این‌ بلا را به‌ سرش‌ می‌آوریم‌ که‌ تو دیدی.»

با توجه به جنایات هولناک  ایادی استعمار، حرکات انتحاری در عراق، پاکستان، سوریه، لبنان و .. شیعه کشی گسترده در جهان به بهانه رفتن به بهشت که توسط علمای وهّابی و سنّی مذهب وابسته به دولت های غربی  دامن زده می شود مسئولین در زمینه اتحاد مذاهب آسمانی و اطلاع رسانی عمومی در این زمینه تلاش بیشتری نمایند.


 

 

منابع مورد استفاده:

1-     کتاب «نهم ربیع؛ جهالت‌ها خسارت‌ها» نوشته حجت الاسلام مهدی.

2-     http://www.ammariyon.ir/fa/news/25105

3-     https://fa.wikipedia.org/wiki

 



[1] - برپایی و شرکت برخی شیعیان در این مراسم با نیت سال روز مرگ عمر بن خطابصورت می‌گیرد، این در حالی است که بنا بر نقل قول طبری، بلاذری، یعقوبی، مسعودی، ابن اعثم کوفیو شیخ مفید،عمر در ۲۶ذیحجهترور شد و سه روز بعد29ذیحجه درگذشت و این مراسم در واقع با ۷۰ روز تاخیر برگزار می‌شود. به گفته آیت‌الله سید حسن مصطفوی، ۹ربیع‌الاولدر واقع سالروز قتل عمر سعد، قاتل حسین بن علی، به فرمان مختار ثقفیاست که توسط عوام با خلیفه دوم اشتباه گرفته شده‌است.

(2)-سادات کیائی در گیلان از انقلابیون عرب بوده‌اند که به واسطهٔ فشارهای خلافت عباسی از عراق خارج شده و در ابهر سکنی گزیدند. پس از مدتی از ابهر مهاجرت نموده در منطقهٔ کهدم سکنی گزیدند و سپس در روستای ملاط ساکن شدند و در زمان امیرکیا، قیامی برعلیه حاکمان وقت کرده و مجبور به نقل مکان به رستمدار شدند و بعد از فوت او، پسرانش با حمایت حاکمان مازندران دوره‌ای از کشمکش و جنگ را با حاکمان محلی گیلان آغاز کرده و موفق به فتح گیلان بیه‌پیش و استقرار حکومت در این منطقه شدند. در بارهٔ نقش کیائیان در روی کار آمدن صفویان، آن‌ها با حمایت از اسماعیل و پناه‌دادن به وی نقش مهمی در پرورش روحی و جسمی موسس سلسلهٔ صفوی و نیز آمادگی تشکیلاتی نهضت آن‌ها داشتند.