ایل جاری کردن(کار بدون مزد و مواجب)
ایل جاری کردن
محمد ولی تکاسی
منطقه سخت سر؛از دیرباز مهد کشاورزی و دامداری بوده است. وجود آب فراوان و زمین حاصلخیز علاوه بر مناطق جلگه ای مردم مناطق ییلاقی و کوهستانی را به کشت و پرورش گیاهان زراعی(آبی و دیم) ترغیب می نمود. بعدها در زمان پهلوی اول با ورود ادوات کشاورزی نظیر تراکتور، تیلر و جایگزینی با وسایل قدیمی نظیر گاوآهن(گاجمه) و خرمن کوبی با اسب و به جای آبدنگ(و پادنگ) ماشین برنجکوبی شروع به کار کرد. ورود گیاهانی نظیر چای همراه با احداث کارخانه فرآوری آن در کتالم(گَتِه لَم) و نهال اصلاح شده مرکبات رفته رفته کشاورزی این دیار نیز متحوّل شده و به سمت کشاورزی نیمه صنعتی پیش رفت. آبادکردن جنگل ها، مرداب ها و تالاب ها و افزایش زمین های زراعی و احداث باغات میوه در سرلوحه کارهای مردم قرار گرفت.
اما این کار غیر از تلاش و زحمت شبانه روزی توسط مردم محلی هزینه هایی را هم در پی داشت. از مهمترین مشکلات مردم آن دوره علاوه بر عدم تأمین وسایل و ادوات کشاورزی جهت توسعه مزرعه و باغات خود، نبود تضمین کافی برای تصاحب زمین ها بود چون هنوز دوران ارباب و رعیتی از گذشته های دور و حکومت خاندان خلعت بری، بنی هاشمیان و غیره نیز رواج داشت. بنیاد پهلوی کار و کَسب خان ها را ادامه داد و با تسلّط بر زمینهای کشاورزی و باغات منطقه بیشتر از نصف زمین های سخت سر(شامل رامسر کنونی ، تنکابن و روستاهای اطراف تنهیجان، خرم آباد) را به خانواده دربار پهلوی تفویض نمود و درآمد حاصل از آن را در اختیار خود گرفت. شکلگیری «اداره املاک اختصاصی» رضاشاه در دهه دوم سلطنتش، علاوه بر آن که موجب دگرگونی مناسبات ارضی در صفحات مازندران و گرگان شد، تبعات گستردهای چون غصب املاک، تبعید ملاکین، تحمیلِ مالیاتهای پیدرپی، و بیگاری رعایا را به همراه داشت.مردم محلی علاوه بر دادن مالیات به صورت نقدی و یا برنج و میوه جات فصلی برای خوانین محلی و سپس خانواده دربار پهلوی مجبور به انجام نوعی کار اجباری نیز بودند که در سخت سر قدیم و رامسر جدید به آن "ایل جاری" می گفتند. در لغت نامه دهخدا واژه {ایل جاری کردن}]ک َ دَ ] (مص مرکب) به معنای خبر کردن . ابلاغ کردن . اطلاع دادن مردم ده را برای کاری، آمده است.
با دستور خان و یا حاکم وقت جهت ساخت ابنیه ، دیوارها و یا عمران و آبادانی منطقه؛ اغلب مردم اَعم از زنان و دختران، مردان ، پیران و کودکان می بایست به ایل جاری (کار مفت و مجانی برای دولت) می رفتند. روش کار بدین صورت بود که فرد دو دست خود را از پشت سر قلاب کرده و بار آجر یا مصالح دیگر را از محلی به محل دیگر منتقل می کرد. افرادی که در جلگه و دشت زمین یا باغی داشتند می بایست ایل جاری می کردند لذا مردم برای فرار از ایل جاری به سمت کوهها و جنگلها رفته و آنجا را برای خود آباد می کردند و پس از چند سال کشت و کار تصاحب می نمودند. امروزه مالیات بستن بر املاک زراعی و باغات یکی از شاخص های درآمدی ادارات دولتی از مردم است.
با توسعه شهرنشینی و رشد فزاینده جمعیت مهاجر به منطقه این زمین ها و باغات همه به مشتی آهن و سنگ تبدیل شده اند. با ساخت برج ها و آپارتمان های مرتفع جهت بهره برداری از چشم اندازهای طبیعی (کوه و دریا) و فروش آنها به افراد غیر محلی به دلیل تأمین منافع تعدادی افراد محدود نه تنها دیگر زمینی برای کشت و کار باقی نخواهد ماند بلکه ماحصل اینکار طی آینده ای نزدیک چیزی جز تخریب جنگل ها و مناظر بِکر از طبیعت زیبای منطقه سخت سر را در پی نخواهد داشت. یاد زبانزد گیلکی رامسری ذیل افتادم:
"حَنا به دَس نُمانِه دُنیا به کَس نُمانِه"
منبع :
1-خاطرات سپهر گرگانی، عباس(1320-1314). (به کوشش مصطفی نوری و زینب طهماسبی). تاریخ املاک اختصاصی رضاخان در گرگان.
"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"