میرزا

محمد ولی تکاسی

میرزا، لقبی است به معنای امیرزاده یا شاهزاده که از القاب شاهزادگان و سردارزادگان است. همچنین به کسی که از طرف مادر سیّد باشد میرزا گویند. به مردم شریف و پاک نژاد و یا کاتب و نویسنده و منشی نیز میرزا گفته می شود.(لغت نامه دهخدا). ما در تاریخ ایران میرزا زیاد داریم که اغلب با دانش درست از معنی و مفهوم زندگی به جامعه زمان خود و یا آیندگان خدمات زیادی  نمودند افرادی نظیر  میرزا سید حسین شیرازی، میرزا علی اکبر دهخدا،  میرزا کوچک خان جنگلی[1]، میرزا حشمت طالقانی[2](حشمت الاطباء)، عباس میرزا، ایرج میرزا،  میرزا امیرحسیین، میرزا سید محمد حسین طباطبایی و غیره.

در منطقه سخت سر و حومه نیز با وجود چند حوزه علمیه در آخوند محله، نارنج بُن، کتالم و سادات محله(معاف محله) از طالبان علوم دینی نیزکم نبودند که همراه سواد خواندن و نوشتن به دروس مذهبی و فلسفی علاقمند شدند. تا جایی که تعدادی از آنها جهت تکمیل تحصیلات علوم حوزوی و تحصیلات دانشگاهی خود به قم، اصفهان، مشهد، نجف، کربلا، کاظمین عزیمت نمودند و تا درجه اجتهاد نیز پیش رفتند. با شروع آموزش نوین به سبک فرانسوی ها و تأسیس مدارس چند کلاسه ابتدایی، خواندن و نوشتن زبان فارسی نیز در سخت سر شدّت گرفت. اهمیت سواد در نزد عموم مردم بیشتر و بیشتر شد تا جایی که زبانزد زیر رواج یافت:

"بی سواد کوره خا!  ( یعنی بی­سواد کور است و راه را از بیراه نمی­ تواند تشخیص بدهد .

به دلیل عدم وجود استاد و مدارس در سطوح بالاتر، دانش آموزان جهت کسب علم و دانش و طی مدارج عالی مجبور به ترک دیار خود شدند و در شهرستان­های تنکابن، لاهیجان، رشت، تهران و غیره به ادامه تحصیل پرداختند.

در بین مردم سخت سر قدیم نیز دو نوع سواد یا دانش رواج داشت. یکی فقط روخوانی قرآن بدون توجه به معنی آن بود که به "سواد قرآنی" و یا " دعا نویسی" معروف بود  و در مکتب خانه ها و نزد برخی از روحانیون تدریس می شد و در حال حاضر هنوز تعدادی از مادربزرگ ها و پدربزرگ ها به داشتن آن افتخار می نمایند و دیگری سواد "خواندن و نوشتن زبان فارسی" بود که با گرفتن معلم سرخانه توسط خوانین و رعایای محلی برای فرزندان خود اقدام می­ کردند. سوادآموختن، پیشه به حساب نمی­ آمد و درآمدی نداشت لذا فقط عده خاصی از تعداد افراد خانواده می­ توانستند به مدرسه راه یابند و یا به ادامه تحصیل بعد از مدارس ابتدایی و یا گذراندن دوره متوسطه و طی مدارج دانشگاهی بپردازند چون این کار با هزینه­ های زیادی نیز همراه بود.

در سخت سر، میرزا به کسی گفته می­ شد که علاوه بر داشتن سواد خواندن و نوشتن با مسئولین محلی و یا حکومتی و خوانین نیز حشر و نَشر داشت. مردم برای نوشتن عریضه با خطی خوش، انتقال سربازی فرزندان، گره گشایی در دعاوی ارثی و دعواهای بین همسران و  همسایه ها به جای مراکز دولتی در ابتدا به میرزا مراجعه می ­کردند و در اکثر موارد نیز این کار نتیجه دلخواه را به همراه داشت و جواب می­ گرفتند. میرزا نیز معمولأ فردی مُبادی آداب،     سخن­ سنج  و واقع­بین بود و کارها را به درستی فیصله می­ داد و در حل مشکلات مردم گره گشایی می­ کرد.

کارها و خدمات ارزنده افرادی نظیر میرزا آقابزرگ صفاتیان، میرزا یعقوب چاووش خوان، میرزا مهدی جمشیدنژاد و دهها نفر دیگر هنوز در ذهن افراد سالخورده  و  سخت سری ها جایگاه ویژه­ ای دارد.



[1] - میرزا یونس فرزند میرزا بزرگ که بعدها مشهور به میرزاکوچک جنگلی شد، در سال ۱۲۹۸ هجری قمری در محله استادسرای رشت و در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود. 

 

[2]- دکتر حشمت در همکاری با اهداف نهضت جنگل، به تاسیس مدارس و احداث راه های روستایی می پرداخت، همه جا با کوچک خان همکاری داشته و در پیکارهای دیلمان، جواهردشت، جواهرده، کاکوو گاوبن شرکت داشت(پریرخ جنگلی، 1392).