شهر را فرهنگ می سازد نه اقلیم!
شهر را فرهنگ می سازد نه اقلیم!
محمد ولی تکاسی
مقدمه
فرهنگ . [ ف َ هََ ] (اِ) (از: فر، پیشوند + هنگ از ریشه ٔ ثنگ اوستایی به معنی کشیدن وفرهختن و فرهنگ ) هر دو مطابق است با ادوکات و اِدوره در لاتینی که به معنی کشیدن و نیز به معنی تعلیم و تربیت است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). به معنی فرهنج است که علم و دانش و ادب باشد.
به عبارت سادهتر فرهنگ آن چیزی است که مردم با آن زندگی میکنند. فرهنگ ازآنِ مردم است؛ادوارد تایلور (۱۹۱۷–۱۸۳۲) فرهنگ را، مجموعهپیچیدهای از دانشها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عاداتو هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعهاز جامعهٔ خویش فرامیگیرد تعریف میکند.هر منطقه از هر کشوریمیتواند فرهنگ متفاوتی با دیگر مناطق آن کشور داشته باشد. فرهنگ به وسیلهٔ آموزش، به نسل بعدی منتقل میشود؛ در حالی که ژنتیکبه وسیلهٔ وراثتمنتقل میشود.لذا واژه بافرهنگ بیشتر برای مردم ادب آموخته و فرهیخته در مقابل واژه رایج و مصطلح بی فرهنگ برای مردم بی عقل و بی تمیز یا بی ادب قرار گرفته است.
شکل 1- دیاگرام اجزای تشکیل دهنده فرهنگ یک جامعه
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF
فرهنگ، راه مشترک زندگی، اندیشهو کنش انسان در یک جامعه است. فرهنگ در بر گیرندهٔ این موارد است:
1-سازگاری کلی با نیازهای غریزی و فطری واقتصادی یا محیط جغرافیایی پیرامون.
2 -سازمان مشترکی که برای فرونشاندن نیازهای اجتماعی و سیاسی که از محیط پیرامون برخواستهاند، پیدا شده است.
3-مجموعهٔ مشترکی از اندیشهها و دستاوردها.
فرهنگ شامل هنر، ادبیات، علم، آفرینشها، فلسفهو دیناست.
می توان گفت: فرهنگ و آداب و رسوم در مرزهای جغرافیایی نمی گنجد و نمی توان آن را محصور نمود.
واژهشناسی در زبان پارسی
فرهنگ فارسی معین واژهٔ «فرهنگ» را مرکب از دو واژهٔ «فر» و «هنگ» به معنای ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت و آدابو رسومتعریف کردهاست.
واژهٔ فرهنگ در پهلوی ساسانیبه صورت «فره هنگ» آمدهاست که از دو جزء «فره» به معنای پیش و فرا؛ و «هنگ» به معنای کشیدن و راندن، ساخته شدهاست. در نتیجه «فرهنگ» به معنای پیشکشیدن و فراکشیدن است. به همین سبب است که فارسیزبانان فرهنگ را سبب پیشرفت میدانند.
با مطالعهٔ متنهای باستانی ایران، درمییابیم که واژهٔ «فرهنگ» از دورهٔ پارسی میانه است که وارد فرهنگ ایران میشود و پیش از آن کلمهای که به معنای فرهنگ باشد در این زبان وجود نداشت. در این دوره در متنهای پهلوی ساسانی، متنهای سغدی، مانوی و حتی خُتنی کلمهٔ فرهنگ را میتوان بازشناخت. در متنهای پارسی میانه، همانند «خسرو و ریدگ»، «خویشکاری ریدگان» و «کارنامهٔ اردشیر بابکان» کلمهٔ فرهنگ به کار رفتهاست؛ همچنین در شاهنامهٔ فردوسی، آثار سعدی و متنهای دور بعد نیز بارها به این واژه برمیخوریم. در آثار این دوران، فرهنگ علاوه بر دانش، شامل هنرهایی چون نقاشی و موسیقی یا سوارکاری و تیراندازی هم میشد. در گذشته اعتقاد فارسیزبانان بر این بود که بدون فرهنگ آدمی نمیتواند قدمی مثبت در زندگی بردارد. از همین روست که فردوسی فرهنگ را برتر از گوهرو نژاد میداند.
آثار بجای مانده از وجود سیستم های فاضلاب در تخت جمشید و شهرهای باستانی، کانالهای انتقال آب و تنپوشه های سفالی جهت انتقال آب به مسیرهای طولانی تر و ساخت پارک ها و بناهای زیبا و ایجاد تجهیزات لازم جهت مقابله با هجوم حیوانات وحشی و بلایای طبیعی نظیر سیل، آگاهی و دانش و فرهنگ غنی مردم در زمان های بسیار دور را به ما یادآور می شود.
از طرفی فرهنگ را میتوان به دوقسمت فرهنگ روستایی و فرهنگ شهری (یا شهرنشینی) نیز تقسیم بندی نمود. چه بسیار مردم روستا که به دلیل عدم سوددهی کشاورزی و باغداری، نداشتن شغل ثابت و وجود مشکلات مالی یا استفاده از امکانات تحصیلی بیشتر برای فردای دانش آموزان خود روانه شهرها شده اند یا در حاشیه شهرها مسکن گزیده اند. این افراد بعد از طی یک دوره نسبتأ طولانی آداب شهرنشینی را فراگرفته و به عنوان شهردار محله و غیره نیز منشأء کارهای خیر و عام المنفعه بوده اند. این افراد حتی بیشتر از یک شهروند دائم در توسعه و عمران شهری مفید واقع شده اند. طرح های همیاری بهداشت، پلیس محله، شهردار محله ، همیار آب و غیره با کمک نیروهای مردمی شکل گرفت و با افت و خیزهایی، اثرات مثبتی در زندگی شهری افراد نیز گذاشت.
انتخاب اعضای شورای اسلامی شهر و در آینده انتخاب شهردار نیز توسط مردم میتواند راهگشای حل بسیاری از مشکلات نظیر عدم همکاری مردم در اجرای طرح های خرد و کلان در سطح شهری، منطقه ای، استانی و حتی ملی باشد که از نمونه های بارز آن می توان به طرح تفکیک از مبدأ برای جمع آوری زباله های تر و خشک خانگی و یا مصرف بهینه آب شُرب و کشاورزی اشاره نمود.
واژه با فرهنگ را هم می توان به فردی اطلاق کرد که با عضویت در یک سازمان مردم نهاد نظیر دوستدار محیط زیست و حیات وحش یک یا چند روز در سال را به جمع آوری زباله ها از ساحل دریا، جنگل و رودخانه ها اقدام می نماید و واژه بی فرهنگ را نیز به فردی می توان اطلاق کرد که با وجود توزیع کیسه زباله در مبانی ورودی اماکن گردشگری باز به شکستن شاخه ها، آتش زدن درختان و رها سازی زباله ها در محیط زیست و یا شکستن هنجارهای موجود در فرهنگ مردم منطقه ای که به آن وارد می شود، ادامه می دهد. جهت اجرای چنین طرح هایی بهتر است از مبانی قانونی و بخشنامه های اجرایی توسط مراجع حقوقی و قضایی اقدام عاجل گردد. زیرا چنین فردی نه تنها امکان استفاده از مواهب طبیعی توسط نسل حاضر را دچار اشکال می نماید بلکه تهدیدی جدّی برای محیط زیست محسوب شده و حق آینده گان را نیز به خطر می اندازد.
در زیباسازی شهرها، احداث بناها و فروشگاه ها بر اساس قوانین موجود و فضاهای تعریف شده بر اساس بخشنامه ها و طرح های کارشناسی شده نقش مردم و سلیقه ها و علاقمندی های آنها را نیز نباید نادیده گرفت.
در شرایط کنونی تنها مشکل مالی نمیتواند علت اصلی برهم خوردن مبلمان شهری و قدکشیدن ساختمان های به دور از ذوق و سلیقه هنری صاحبان آنها باشد بلکه عدم اجرای قوانین به صورت کامل و دورنزدن آن ها، نظارت مُستمر بر اجرای استانداردها و برنامه ریزی جامع اگر مورد تفهیم شهروندان قرار نگیرد میتواند در درازمدت بر مشکلات شهرنشینی بیافزاید و امور جاری در زیر پوست شهر و خدمت رسانی مسئولان شهری را نیز سخت تر نماید.
از طرفی می توان گفت با توجه به وجود طوایف و اقوام متفاوت در یک مجموعه شهری، مقوله فرهنگ آن شهر نیز دستخوش تغییراتی شگرف می شود که از نمونه های آن می توان به تغییر رژیم غذایی از غذاهای محلی به سمت خوراک های آماده نام برد.
به عنوان مثال هر شهری فرهنگ غذاخوردن،خوشگذرانی و تفریحات سالم، اجرای مراسم و آیین های مذهبی و سنّتی، برخورد با افراد غیر بومی و احترام به دیگران، رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و فرهنگ رانندگی خود را دارد که در زمانهای طولانی مدت به این درجه رسیده است.
از بین بردن یک فرهنگ غلط نظیر پرخاشگری، ساعت ها سرگرم شدن در شبکه های مجازی و وقت گذرانی بیهوده و یا جاانداختن یک فرهنگ صحیح نظیر استفاده از مدیریت زمان ، مطالعه کتاب و غیره به صبر و حوصله زیاد، دقّت نظر و سرمایه انسانی آموزش دیده و زمان کافی، نیازمند است که از واحد خانواده و جامعه شکل می گیرد.
از همین شواهد تاریخی تا اصول حاکم بر زندگی مردم در شهرهای امروز ایران، می توان تَبلور روشن فرهنگ و رسومات فرهنگی صحیح در سیما و مَنظر شهری(مبلمان شهری)، و حتی ساختار و استخوان بندی آن را به روشنی دریافت. اگرچه در برخی موارد نیاز به آموزش همگانی، اصلاح، تکمیل و یا تجهیزاتی مُدرن همگام با بینش مسئولین شهر و دید مسئولانه سرمایه گذاران در مقوله فرهنگ شهرنشینی دارد. حتّی با تأکید، این گزاره را می توان مطرح کرد: "که سیما و حتی ساختار شهر را فرهنگ حاکم می سازد نه اقلیم یا دیگر شرایط".
http://drstartup.ir/wp-content/uploads/2016/01/Farhange-3-khati.jpg
منابع مورد استفاده:
1-تاریخ تمدن، هنری لوکاس، جلد اول، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، فصل یکم، ص 4
2-فرهنگ فارسی معین، ذیل «فرهنگ»
-3-بهمردی، ریشههای واژه فرهنگ در دورهمیانه، خبرگزاری ایبنا
"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"