تئاتر رادیویی گیلکی(هر دست که هَدِه هِگَرِنه)

http://media.mehrnews.com/d/2015/12/13/3/1937164.jpg?ts=1486462047399
اولی: بله از قدیم بوگوتِن هر دستی که هَدِه از همان دست هِگَرِه!
اولی: بله. از قدیم گفته اند از هر دست که بدهی از همان دست می گیری!
دومی: اَمِه هر چی هَدَم هِچ چی هِنیگیتِم. جز فحش و ناسزا.
دومی: ما که هر چه دادیم چیزی نگرفتیم جز فحش و ناسزا.
اولی: باشِه خدا بزرگه. جای دیگر تِرِه جبران کانِه.
اولی: باشد خداوند بزرگ است.در جای دیگر برای تو جبران می کند.
دومی: این ترانه را می خواند:
"هر دست که دادند همان دست گرفتند هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند"2
اولی: در فکرم که ای همه دوزی کانِن خدا اوشان تخاص وِنیگَرِه. پهلوی زن و بچه مردم شب عیدی شرمنده نوبونِن. هَندَه گونِن هَدِه. "جشن نیکوکاری یَه"!
اولی: در اندیشه هستم که این همه دزدی می کنند خدا تقاص آنها را نمی گیرد. پیش زن و بچه مردم شب عیدی شرمنده نمی شوند. باز هم می گویند بِدِه. "جشن نیکوکاری است"!
دومی: تو به ای کارها چی کار دَرِه، تو هَدِه تا خدا هم تِرِه هَدِه. هر کسی یَه خوشتِه قبر دل دَنَنِن.
دومی: تو به این کارها چه کار داری، تو بده تا خدا هم به تو بدهد. هر کسی را داخل قبر خودش می گذارند.
نتیجه اخلاقی:
تو نیکی بوکون ای نیکبخت تا خدا فردا به تو نگیره سخت
"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"