زن: بد کردم زنت شدم تو رو از فلاکت و بدبختی نجاتِت دادم!

 

شوهر: والله اگر مُو روزبُن دانِسِم  تِرَم سر همسری هَلِی نی یَه. فقط اهل چُسان فِسانِ  هرگز تِرِه نابُردنابام!

شوهر: به خدا قسم، اگر من از روز اول می دانستم برای تو حفظ آبرو اهمیت ندارد فقط فکر ظواهر زندگی هستی هرگز با تو ازدواج نمی کردم!.

 

زن: همه کمالات را دارم . خیلی هم دلت بخواد.

 

شوهر: تو دِ همه چی تِمان. تی سر بگیره کین دَرشی همانی."خر سیاه خا سفید نوبونِه".

شوهر: تو که همه خوبیها را داری. از سر تا پایت یکسان است. " خر سیاه که سفید نمی شود"(کنایه: عدم تغییر خلق و خوی و ذات افراد".

 

زن: تو نمی تونی با من بسازی و زندگی کنی. پس چه بهتر خودت روعوض کنی!

 

شوهر: اَمِه جدّ اندر جَدَ  کشاورز بیم ، وَنِه کشت وکار بوکونیم . بی یِم بیشیم مغازه آو لیمو فروشی بزنیم، مگس پرانی بوکونیم.

شوهر: ما جدّ اندر جدّ کشاورز بودیم، باید کشت و کار بکنیم. آنوقت برویم مغازه آبلیموفروشی بزنیم، مگس پرانی کنیم(کنایه:از شدت بیکاری).

 

زن: آب من و تو توی یک جوی نمی رود، من طلاق می خواهم!

 

شوهر: اَمه پَئر وصیت بوکورده با اَمِه خاندان دل طلاق "اَمِره حَکی ندارِه". مِرَم "آو توبه" بَدَن تا هِچ وَخت طلاق نَدَم. تو وَنِه یِه کَم خوشته توقعات جیر بیاری تا زندگی دل وَکی!.هر چند که می گمان تو "وَکِتِن شی نی یَه". دعای سنگینی وَنِه. خوشته سعی بوکون.

شوهر: پدرم وصیت کرده در خاندان ما طلاق مرسوم نیست. من را هم آب توبه داده اند تا هیچ وقت طلاق ندهم. تو باید کمی توقعات خود را کم کنی تا در زندگی پیشرفت کنی. هر چند که تو اهل درست شدن نیستی. دعای سنگینی می خواهد. سعی خودت را بکن.

 

نتیجه اخلاقی:

"قبل از ازدواج برای انتخاب شریک زندگی خود چشم ها را خوب باز کنید

و بعد از ازدواج کمی آن را ببندید."