https://s34.picofile.com/file/8486155984/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D8%B3%D8%A8%D8%B2_%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%B0%D8%A8%DB%8C%D8%AD%DB%8C.webp.html

https://s34.picofile.com/file/8486156150/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D8%B3%D8%A8%D8%B2_%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8

%B1_%D8%B0%D8%A8%DB%8C%D8%AD%DB%8C.jpg

استاد جعفر ذبیحی

درد را از هر طرف که بنویسید و بخوانید همان "درد" است. اما درد عشق را از هر زبانی بشنوید، تکرار نشدنی است. استاد جعفر ذبیحی از درد عشق به وطن و فرهنگ آبا و اجدادی خود، کلمات و اصطلاحات محلی را همچون دانه های تسبیح کنار هم می گذاشت و آنها را به نظم می کشید تا ذهن مخاطب را به خوبی های در کنارهم بودن و نیکی به دیگران ترغیب و تشویق نماید. او سال ها عمر پربهای خود را برای سرودن اشعاری با زبانی بسیار ساده ولی پر از معنی و سرشار از مفاهیم عشق به زندگی و در کنار هم زیستن را صرف نمود. او در کنار همشهری ها بودن را افتخار می دانست و از رهگذر هم نشینی با آنها اشعار و ترانه های خاطره انگیزی را نیز سروده است.

استاد جعفر ذبیحی فرزند عباس در سال 1333 شمسی در لات محله رامسر از استان مازندران متولد شد. دوران تحصیلی را در شهرستان رامسر گذراند و به دلیل علاقه زیاد به ادبیات، فرهنگ و گویش شیرین محلی(گالشی) علاوه بر اشعار فارسی، بیشتر اشعار خود را با لهجه گیلکی رامسری(گیل گالشی و گیل مازی) سروده اند.

او در مورد اشعار خود می گفت: از اعماق وجودم شعر می سرایم، به آن عشق می ورزم و در آن ذوب می شوم. برایم مهم است که چگونه و با چه حس و حالی و شور و شوقی شعر بگویم تا پیامم را به مخاطب برسانم و اعتقاد دارم که شعر محلی نقش مهمی در زندگی روزمره ایفاء می­کند و کاربرد آن افزایش همدلی، نزدیکی و وابستگی هاست. اشعاری نظیر "خربزه پوس"(پوست خربزه) و "دِبارِ آدم"(مردم گذشته) و اشعار فارسی "پاداش خالق" و "توبه" تسلّط شاعر را به زبان گیلکی و فنون ادبیات در شعر فارسی(قدیم و شعر نو) می رساند و چون از اعماق وجود شاعر سرچشمه دارد با بیانی شیوا و ساده برای شنونده درس زندگی می دهد.

ایشان از معدود شاعرانی است که زندگی خود را در کنار زندگی دیگران، شیرین می بیند و برای آنها نیز شعر می سراید تا نزد اهل دل به یادگار بماند. هرچه که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.

مسئولیت های اداری:

  1. استخدام در اردوگاه میرزاکوچک خان رامسر(سال 1356)

تألیفات:

  1. جلد اول مجموعه تخصّصی از اردوگاه میرزاکوچک خان از بدو تأسیس تا زمان بازنشستگی.
  2. کتاب زبان سبز(مجموعه اشعار گیلکی با گویش محلی رامسری و اشعار فارسی)، 1397، انتشارات جواهرده رامسر. شابک 1-7-91710-600-978.

کتاب چاپ نشده:

1-- اشعار گیلکی در 125 صفحه.

را مسر

(جعفر ذبیحی-کتاب زبان سبز)

شهر سرسبز و پر از گل که وی نام رامسرِ

بهترین هوایَ دَرِ که نسیم خَزَرِ

سِسلسله جبال البرز خطّه طلای سبز

ایل میلی ِ با صفا نگینُ وی تاج سرِ

کوه و دریا نزدیکه به همدیگه،

حُسن ای شهر همینه، با ای کمی جاهای مختلف دَرِ

محلی غذایَ عالی چُ کانُن مهمانَ رِ

شیره قاتق، هُ لوآب، ترشِ غَلِ، پُلاسَ تَرِه

شنبه و سه شنبه بازار تمام مُ ردُم

هِگَرِن آغوز و بِه و گَزِر و تَرب و تَرِه

عروس شهرهای ایران که وی نام رامسرِ

کوچه پس کوچه وسط تول هَ لَ تا کَمَر دَرِ