برخی دیگر از جشن‌ها و گردهمایی‌های ایران در زمان ثابتی برگزار نمی‌شوند و به پدیده‌ای طبیعی و یا به روز خاصی در هفته وابسته هستند. در اینجا بطور خلاصه به بعضی از آنها اشاره می‌شود:

جشن «بیل‌گردانی» در روستای «نیمه‌ور» محلات، به مناسبت پایان لایروبی و جوی‌روبی. این مراسم در فاصله بین نوروز تا سیزده‌بدر و همراه با باز‌ی‌های آیینی و نمایشی برگزار می‌شده و متأسفانه امروزه فراموش شده است.

جشن «گلاب‌گیری» در نیاسر و قمصر كاشان، در میانه‌های اردیبهشت‌ماه و به مناسبت آغاز هنگام چیدن «گلِ گلاب» و گلاب‌گیری.

جشن « علم واچینی» یا «جشن خرمن» در گیلان و در یكی از جمعه‌های پایان تابستان، به مناسبت اتمام درو كردن محصول و پایان سال زراعی.

جشن برفی به مناسبت «نخستین برف سال» در بخش‌هایی از آسیای میانه، محلات، خمین و مناطق دیگری در ایران، به مناسبت بارش نخستین برف سال. این مراسم در آسیای میانه همراه با نمایش‌ها و بازی‌های گروهی و سیاه كردن سر و صورت كسی برگزار می‌شود. پختن آش دسته‌جمعی و اشتراكی در صحرا از ویژگی‌های این جشن است.

جشن «چارشنبه‌سوری» در سراسر ایران‌زمین در شبِ آخرین چارشنبه سال همراه با آتش‌افروزی و پریدن از روی آن. این جشن با «آب» نیز در پیوند است و در برخی نقاط، پریدن از روی نهر یا آوردن آب از چشمه توسط دختران و شكستن كوزه‌های آب دیده شده است. در شیراز دختران و زنان از بامداد چارشنبه‌سوری تا پایان روز به آب‌تنی در چشمه كنار آرامگاه سعدی می‌پردازند و پسانگاه پسران و مردان آنرا ادامه می‌دهند. در آذربایجان (و نیز در جمهوری آذربایجان/ اَران) جشن چارشنبه‌سوری در هر چهار چارشنبه اسفندماه برگزار می‌شود. برخی جشن چارشنبه‌سوری را به دلیل نبودِ روزهای هفته در ایران باستان، جشنی نوساخته قلمداد می‌كنند در حالی‌كه این پندار درست به نظر نمی‌رسد. هر چند كه از دلایل و دیرینگی چارشنبه‌سوری آگاهی چندانی در دست نیست، اما شواهد متعددی در وجود نام‌ روزهای هفته در ایران باستان در دست است و از جمله در شاهنامه فردوسی هم به نام روزهای هفته و هم به جشن آتشی در «چارشنبه‌روز» اشاره شده است. با توجه به شواهد موجود، احتمال می‌رود كه این جشن با جشن «فروردگان» در بیست و ششم اسفند و نیز با خانه‌تكانی پایان سال و پاكیزگی خانه در پیوند باشد. پریدن از روی آتش نیز بر خلاف برخی پندارها به هیچ وجه بی‌احترامی به آتش نیست، بلكه این كار بگونه‌ای نمادین برای سوزاندن و پاك كردن همه بدی‌ها و نادرستی‌ها و كدورت‌‌ها انجام می‌شود. سرودها و ترانه‌های معروف چارشنبه‌سوری نیز به این نكته اشاره دارند.  

جشن «لعل‌جبه» در افغانستان و به ویژه در شهر كابل در هر چهار آدینه‌روز اسفندماه و همراه با بازار همگانی. در باورهای مردمی این جشن در گرامیداشت پهلوان جوانی بنام «لعل‌جبه» كه بخاطر نجات میهن در حمله دشمنان جان باخت، برگزار می‌شود.

جشن «گل‌سرخ» به مناسبت شكوفایی این گل در اواخر زمستان یا اوایل بهار. برگزاری این جشن در شمال افغانستان، آسیای میانه، شیراز و كردستان، گزارش شده است. منظور از «گل سرخ»، گلی است كه امروزه با نام «شقایق» شناخته می‌شود.

جشن «بابای دهقان» به مناسبت آغاز هنگامِ شخم‌زدن زمین. در این جشن بجز شادی و سرور، از پیرمرد خوشنام و خوش‌یمنی می‌خواهند كه نخستین حركت گاو‌آهن و مقداری از شخم‌زدن زمین، توسط او انجام پذیرد. این آیین از مازندران و گیلان، كرمان، خراسان، افغانستان (بویژه بامیان و هزاره‌جات) و آسیای میانه گزارش شده است. در بسیاری جاها و از جمله در بامیان، گاو را به گونه زیبایی با پارچه‌های رنگی آذین می‌كنند.

جشن «شاندَر» یا جشن انگور در آذربایجان غربی و در اواخر تابستان. در این جشن با شادی و بازی‌های گروهی، هر كس بهترین انگورهای تاكستان خود را برای انتخاب بهترین‌ها به مسابقه می‌گذارد.

جشن «انار» در بخش «تارم/ طارم» استان قزوین و در اواخر تابستان یا اوایل پاییز. در این جشن كه با نواختن ساز و دهل و دایره همراه است، برای آغاز چیدن انار به انارستان‌ها می‌روند. مردم چیدن انار پیش از این جشن را ناشایست می‌دانند.

جشن «فندق» در روستاهای منطقه «رودبار» قزوین و در میانه‌های تابستان. در این جشن مردم با سرود و ترانه‌خوانی آغاز به چیدن فندق می‌كنند و دختران با فندق‌ها برای نامزدان خود گردنبند فراهم می‌كنند. 

جشن نخستین شنبه و چارشنبه سال در جنوب خراسان. در این دو روز مردم مانند سیزده بدر به صحرا و بویژه به كشتزارها روی می‌آورند و به پختن آش رشته و شادی می‌پردازند.

همچنین جشن‌های متعدد دیگری مانند طلوع سیارگانِ «مشتری/ هرمزد» و «ناهید/ زهره»، باز بردن رمه‌ها از آغل به صحرا، گرد‌آوری محصول زراعی، نخستین باران سال و بسیاری مناسبت‌های كیهانی و طبیعی دیگر كه با زندگی روزمره مردم و با اقتصاد زراعی، دامی و معیشتی آنان در پیوند است. 

در روستاها و برخی از شهرهای استان گیلان جشن هایی همچون رابچره- عروس گولی و غیره نیز برگزار می شود.

در شهرستان رامسر

برای آیین آفتاب خواهی(کترا گیشی) خصوصا‌ هنگام دروی محصول برنج و گندم در اوایل تیر ماه و  اواخر شهریورماه که زیاد باران می بارد.جشن گلکار روز مسجد آدینه (آخرین جمعه مرداد ماه تابستان و تقریبآ یک هفته یا بیشتر از آغاز نوروز ماه دیلمی(سال شمار گیلکی) و جش  چهارشنبه سوری یک هفته یا کمتر از زمان عید نوروز(سال هجری شمسی). جشن برداشت محصولاتی همچون فندق و گردو و چای(در چین اول)-جشن عمرهای عمر هوی همزمان یا بعد از روز چهارشنبه سوری(در مستندات تاریخی وجود ندارد و نوساخته است).جشن عروس گولی (به همراه پیر بابو و ننه سرما)-جشن رفتن به پنجک گرما (۵ روز مانده به نوروزماه گالشی) و خوردن دوشاب حلوا به همراه ادویه های خاص جهت رفع بیماری و صحت و تندرستی در سال جدید و جشن خوک شکار در روزهای چهارشنبه بیشتر در فصل بهار و تابستان( در استان گیلان  بنام نخجیر شکار نامیده می شود)  و غیره مرسوم بود.

اخیرا نیز به همت برخی از نهادهای دولتی و غیر دولتی از جشن های کهن جشن ترمه سیزده و شب یلدا و همچنین جشن هایی نوساخته نظیر هنر آشپزی- شیرینی پزی سنتی و صنعتی  و غیره جهت به تصویر کشیدن هنرهای مردم این مرزو بوم هرساله برگزار می شود.

توجه:

از خوانندگان این مقاله درخواست دارد چنانچه مطالبی در این زمینه ها و سایر جشن های منطقه ای و یا محلی دارند از طریق صندق پستی و یا بخش نظرات برایمان ارسال فرمایند تا به اطلاع بقیه همشهری ها رسانده شود.