راويان مناطق مختلف نوروزخواني كردند
|
د | |
|
سومین نشست از سلسله نشست های پژوهشی موسیقی نواحی ایران، با موضوع نوروز خوانی با حضورامیر سهرابی به عنوان مجري کارشناس و جهانگیر نصراشرفی به عنوان سخنران و پژوهشگر برگزار شد. به گزارش سایت خانه موسیقی این نشست، نهم اسفند ماه در تالار بتهوون خانه هنرمندان برگزار شد. در این برنامه که با موضوع بررسی نوروز خوانیهای ایران و به همت خانه موسیقی در خانه هنرمندان برگزار شد، پژوهشگران موسیقی نواحی ایران و جمعی از علاقمندان به موسیقی حضور داشتند وجنبه های مختلف مراسم آیینی و سنتی نوروزخوانی را با اجرای قطعاتی مورد بررسی قرار دادند. برنامه با اجرای موسیقی ای نوروزی همراه نقاره و سورنا آغاز شد. در ابتدای نشست دکتر محمد سریر مدیر عامل خانه موسیقی به عنوان سخنران افتتاح کننده مراسم، به مسئله مهم ثبت نوروز به عنوان میراث جهانی که قرار است به زودی مورد تصویب یونسکو قرار گیرد، اشاره کرد و گفت: سال گذشته اتفاق مهمی برای موسیقی و فرهنگی ایران افتاد و آن ثبت ردیف به عنوان میراث معنوی بود. در واقع نشان داد که موسیقی ما هم به اندازه تخت جمشید مهم است و به عنوان میراث همه جهان محسوب می شود. در آینده به طور حتم کارهایی خواهیم کرد که آوازها و آئین های نواحی را نیز به ثبت برسانیم و آنها را برای همیشه زنده نگاه داریم. رئيس هيئت مديره همچنین از ادامه برگزاري اين جلسات در سال آینده خبر داد و افزود: سال آینده نیز شش برنامه پژوهشی برگزار می کنیم تا قدم بعدی را برای معرفی و زنده نگاه داشتن این آیئن ها و موسیقی ها برداریم. مدیر عامل خانه موسیقی ضمن قدردانی از دست اندرکاران برنامه نوروز خوانی گفت : ما بیشتر به دنبال انجام کارهایی هستیم که دیگران از آن غافلند و علاقه ای به انجام آن ندارند. پس از آن امید سهرابی از نصر اشرفی دعوت کرد تا آغازگر بحث نوروز خوانی باشد. اشرفی با اشاره به اینکه نوروز خوانی هم به عنوان یک مکتب و هم به عنوان یک آئین قابل ارزیابی است بحث را آغاز کرد و گفت: نوروخوانی ژانری است که هم به عنوان یک مکتب و هم آیین مطرح است و هنوز می توان ردپای نوروز خوانی را در مناطق حاشیه رشته کوه البرز مشاهده کرد. نوروز بزرگترین جشن ایران قدیم و آسیای باستان است و باید آن را جشنی به جا مانده از پیشا زرتشت و کهن در ایران دانست. طبق نظر محقق ها این جشن یک جشن بزرگ کشاورزی و شهری است که آیین ها و نغمه های زیبا و دل انگیزی را ایجاد کرده است که با روح انسان ها تنیده شده و با مراسم و آئین های دیگری عجین شده و هر جا شکلی به خود گرفته است. هیچ کدام از عشایر ایران نوروز خوانی ندارند و به همین دلیل به جرات می توان آن را پدیده ای شهری خواند. در میان ترک ها به صورت نمونه هایی از تکم خوانی سایاچی و کوساگری اجرا می شود. در بخش های دیگری به صورت مراسم آئینی و یا همراه با آوازهای محلی عجین شده است. نصر اشرفی در ادامه به انوع لحن های نوروز خوانی اشاره کرد: لحن های نوروز خوانی سه بخش است، بخش اول لحن هایی توام با آیین نوروز مانند "تکم خوانی" و کوسا گردی " است اما بخش دوم از این لحن ها جنبه مستقل تری داشته و نغمه ها نشانه های بهاری دارند و یک بخش دیگر هم به طور ویژه به خود نوورز خوانی اختصاص دارد و تحول فصل در ایران را مطرح می کند بنابراین نوروز خوانی منطبق با اندوخته هایی است که در طول یک سال شمسی اتفاق می افتد و با تقویم های خورشیدی همراه است به همین دلیل نوروز خوانی به عنوان یک مکتب حوادث اجتماعی را به عنوان یک مکتب ملی به مردم معرفی می کند. بعضی از نوروز خوانی ها فقط مراسم و یا شعرهای ساده ای هستند که درباره دام و طیور و یا بهار و کشاورزی است اما برخی از نوروز خوانی ها هم با خود داستان های سار از قبیل درگیری های قبیله ای و یا جنگ ها، گرانی ها و ارزانی ها و خبرهای روز را با خود به این سو و آن سو می برد. مراسم "میر نوروزی"، "عروس کی" و "پیربابا" از مراسم های نوروزخوانی در مازندران است که بر زایش و تولد تاکید دارد، یک دسته از آیین های نوروزی هم وجود دارد که در آذربایجان رایج است مانند مراسم "تکم چی" و"سایاچی" است. در این بخش از برنامه احد ملکی علیشاه نوروزخوان و پژوهشگر موسیقی منطقه شبستر به روی صحنه آمد و ضمن اجرای بخش هایی از مراسم سایاچی های منطقه خود به معرفی آنها پرداخت: سایا به معنی احترام گذارنده است آنها افرادی بودند که ماه آخر سال با لباس هایی برگرفته از رنگ طبیعت در روستاها می چرخیدند و با دو چوب در دست با شعرهایی در وصف طبیعت می خوانند و انعام می گرفتند. امروز دیگر از این مراسم چیزی در روستاهای شبستر اجرا نمی شود اما من هنوز آنها را از دوران کودکی ام به خاطر دارم. تکم ها نیز به روستا ها و شهرها سر می زدند. تکم به بز نر گفته می شود. تکم چی ها با خود عروسک یه بز را حمل می کردند و آن را می چرخاندند و شعرهایی درباره بهار و حیواناتی که با آمدن بهار دوباره به چرا می روند می خواند و نوید گل و سبزه می داد. در پایان نیز عاشیق علیشاه با عروسکی که نمادی از تکم گری بود قطعاتی از موسیقی نوروزخوانی ویژه تکم ها را اجرا کرد. در ادامه این جلسه جهانگیر نصر اشرفی به دسته بندی نوروزخوانی به لحاظ موسیقی اشاره کرد و گفت : بسیاری از محققان موسیقی مراسم نوروز خوانی را نغمات انتزاعی می دانند و آن را به صورت یک فن در نظر می گیرند درحالی که موسیقی حافظ بخشی مهمی از فرهنگ تاریخی ما است و اهمیت اساسی در فرهنگ تاریخی و موسیقایی این سرزمین دارد و همین مسئله در نوروز خوانی ها هم دیده می شود چراکه این مراسم تنها یک آیین صرف نیست بلکه مردم را در جریان حوادث می گذارد. به همین خاطر هم هست که نوروز خوانی هایی که شنیده می شود در دستگاه های مختلف موسیقی ایرانی و اشعار آنها با وزن های مختلف عروضی ساخته می شود. مطرح کردن بحث های مختلف تلخ و شیرین سال و اتفاقات مثل یک داستان نیست که در یک قالب شعری بنشیند و مثل شاهنامه بتوان تمام داشتان را با یک وزن و یا یک ملودی بیان کرد. در میان نوروز خوانی ها همه دستگاه های ایرانی وجود دارد و استفاده شده است. این پژوهشگر به فعالیت های نوروز خوان ها اشاره کرد و گفت : نوروزخوان ها شعر خوان هستند و به نوعی راوی نقل های حماسی و داستان های عاشقانه و راوی حکمت و پند و اندرزهای ملی و گاهی مذهبی هستند ، نوروز خوان ها 14 روز مانده به نوروز یعنی زمانی که گل پامچال سر از خاک بیرون می آورد این نوروز خوان ها هم خانه به خانه می چرخند و شعرهای نوروزی را می خوانند .نوروز خوان ها محصول یک تمدن شهری هستند اما به دلیل پیشرفت تکنولوژی و حجوم رسانه های در شهرها، نوروزخوان ها در روستاها باقی ماندند و متاسفانه باید این فرهنگ را منسوخ شده دانست چراکه این بخش از تاریخ فرهنگ این سرزمین فراموش شده است. در این بخش نیز استاد خلیل الیاسی و اسحاق به روی صحنه آمدند و اشعار نوروز خوانی منطقه مازندران را به اجرا درآوردند . اجرای این قطعات نشان داد که اهالی مازندران با اشاره به داستان های اساطیری و مذهبی نوروز خوانی را آغاز می کنند و آن را با دعای خیر و سلامتی برای اعضای خانواده ای که به در منزلشان می روند تمام می کنند. استاد اسحاق نیز در پایان اجرای خود با اشاره به برخی نکته های نوروز خوانی در مازندران گفت: نوروز خوان با ستایش پروردگار و نوروز وارد خانه ای می شود و پس از آن داستانی حماسی یا مذهبی می گوید. بعد تک تک اعضای خانواده را به اسم صدا می کند و در اشعارش برای آنها آرزوهایی می کند. به این ترتیب سعی می کند صاحب خانه را تحت تاثیر قرار دهد تا هدیه خوبی از او بگیرد. گاهی زمانی که صاحب خانه هدیه خوبی به او نمی دهد، نوروز خان هم با شعر و طعنه اعتراض خود را بیان می کند تا صاحب خانه را از کرده خود پشیمان کند | |

"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"