گردشگری در شهرهای آینده
تصور جهانى كه شما مالك بى چون و چراى
آن باشید، جهانى كه در آن قدم مى زنید و هر كارى بخواهید در آن مى كنید،
به هر كجا كه اراده كنید به سرعت مى روید، و تمامى درها به روى تان گشوده
مى شود، در تاریخ نیز مى توانسته وجود داشته باشد، ولى وجود آن فقط با
امكانى به نام تخیل محض میسر بوده است. اما همین تخیل و امكان نیز قرن ها
ذهن آدمى را به خود مشغول مى كرد. روان شناسان به خوبى به نقش مهم خیال
پردازى و رویا در شكل گیرى ساختار روانى انسان پى برده و آن را تبیین كرده
اند. آنها براى شناخت و بررسى علل عمده ى آسیب هاى روانى افراد چاره اى جز
عبور از لایه هاى تخیل انسان ها نیافتند. تخیلاتى كه خود را فقط در دنیاى
ایده آلى و تصورهاى درونى نشان نمى دهند، بلكه مى بایست رد آن را در گستره
عظیم باورها، احساس ها و رفتارهاى واقعى نیز جست وجو كرد.
[به طور كلى از دیدگاه روان شناسى انسان امروز یك انسان خیالى است؟! انسانى كه ارتباطش با تمام واقعیت ها و داشته هاى ذاتى و طبیعى اش قطع شده و تحت تاثیر شرایط محیطى هر كدام به گونه اى و روشى دیگرگون، رفتارى را براى بقاى خود برگزیده اند.]
بدون تردید انسانى كه تصور و تخیل پایه هاى اساسى زندگى اش را تشكیل داده و برنامه زندگى خود را بر این مبنا پى ریزى كرده است، نمى تواند از ترس رودررو شدن با دنیاى واقعیت و قابل لمس خالى باشد. این چنین فردى هرگز نمى تواند در مراودات و تعامل اجتماعى مكنونات درونى خویش را به تمامى عرضه كند قطعاً بخش هاى پنهان و فرو خورده اى برایش باقى خواهند ماند. ساحت پنهانى كه همواره درصدد دست یابى به فضایى تازه است تا بتواند آنها را بروز دهد. درست همین جاست كه اهمیت شكل گیرى تخیل و محیطى خیالى بارز مى شود، محیطى كه بشود در آن اسباب و علل را به گونه اى كنار هم گذاشت تا رضایت و لذتى را پدید آورد كه هرگز در واقعیت قابل دسترسى نیست.
زندگى در این چنین دنیایى به طور حتم براى ادامه حیات و به دست آوردن نیرویى هرچند كاذب در جهت تداوم زنده بودن، ضرورى به نظر مى رسد و این ضرورت تا بدان حد است كه هر كدام از ما خواسته یا ناخواسته هر روز بخشى از زمان خود را به این امر اختصاص مى دهیم. فضایى امن و ایده آل براى تمام تاخت و تازها و عصیان گرى هایى كه هرگز در دنیاى بیرون شهامت بروز آن را نداشته ایم. این دنیاى مجازى جداى از هر رنگ و شكلى كه به آن داده باشیم یك ویژگى مشترك دارد، و آن این كه ما شخص برتر و قدرتمندترین فرد حاضر در آنیم.
چنین است كه اینترنت در شكل گیرى شخصیت انسان معاصر جایگاه ویژه اى پیدا مى كند، به طورى كه شاید بتوان آن را یك خیال پردازى پیشرفته نام برد.
اگر خوب به مسئله نگاه كنیم شاید دنیاى مجازى اینترنت و ساكنان آن تفاوت چندانى نیز با دنیاى پیرامون ما و آدم هایى كه مى شناسیم و روزمره با آنها برخورد مى كنیم، نداشته باشند. ارتباط میان ما انسان ها بر اساس یك سرى علائم و نشانه ها و در گستره زبان انجام مى گیرد، از جمله نشانه هایى كه سازنده مشخصه هاى فردى و اجتماعى ما هستند، اما اگر همین شاخص ها و نشانه ها را _ كه تنها هویت انسانى خیالى اند _ از ما بگیرند چیزى برایمان نمى ماند و حتى نزد خویش نیز قابل شناسایى نیستیم. در فضاى سایبر نیز به همین شكل اگر شماره ها و حروف را از كسى بگیرید دیگر هیچ مجالى براى خود نمایى نخواهد داشت. تنها تفاوت دنیاى سایبر با جهان واقعیت در این است كه این مشخصه ها و كدها در آن جا به شدت خلاصه شده است. همین خلاصه شدن نیز تا حد زیادى امكان قضاوت هاى فردى را از بقیه مى گیرد و تقسیم بندى هاى نژادى و طبقاتى را فرومى ریزد كه این شاید اندكى امیدبخش باشد.
سرنشین سیاره سایبر موجود مجهول و ناشناسى است كه در كالبد یك آیدى حلول كرده و با هر آیكون و تصویرى مى تواند خودش را ارائه كند بدون این كه هرگز بفهمید با چگونه موجودى در ارتباط هستید. در واقع او هرگز اجازه این كار را به شما نمى دهد و این جا است كه مرحله دوم هویت بخشى در ذهن ما شروع مى شود. شما هرگز شیفته شماره ها و حروف نخواهید شد مگر این كه ماهیتى خیالى در ذهن خود بسازید. ماهیتى كه انگیزه حركت و ادامه فعالیت را در این رابطه به شما ببخشد. ماهیت فردى كه بر اساس معیارها و ارزش هاى شما شكل گرفته و در ذهن شما ساخته مى شود، هرچند این فقط بخشى از تخیل شما باشد. این درست همان اتفاقى است كه در تمام رابطه هاى بیرونى ما نیز رخ مى دهد ولى هرگز به این خوبى و زیبایى و تجریدى چنین كامل نمى توانیم احساسش كنیم.
با تمام تلاشى كه در جهت قانونمند كردن فضاى سایبر و اعمال قوانین و مقررات حقوقى در این عرصه مى شود، باز هم انسان امروز همان طور كه قبلاً بیان شد از آن جا كه از نقطه امن و انحصارى خود وارد این دنیا مى شود، این جرات و اطمینان را پیدا مى كند كه خود را مالك و صاحب اختیار مطلق آن بپندارد و در پناه همین پندار است كه نوعى حس آزادى، امنیت و رهاشدگى غریبى در خود احساس مى كند. شاید همین جا به این واقعیت تكان دهنده پى مى بریم كه خود این احساس آزادى و امنیت نیز كه بخشى از انسان خیالى است به اندازه خود او تخیلى و غیرواقعى است.
پس مى توان این گونه تصور كرد كه انسان مجازى در دنیاى مجازى فرصت یگانه اى به دست مى آورد براى یكه تازى هاى خیالى، از خشم و كینه و ویرانگرى گرفته تا عشق و دوستى و روابط عاطفی.
انسان مجازى كه در عرصه زندگى توان تبادل مهر و لمس همنوع خود را از دست داده و تمام رابطه هایش به نوعى درگیرى و مبارزه آشكار و پنهان بدل مى شود در دنیاى مجازى شمایل ها و آیكون ها، حروف و شماره ها را جایگزین كم هزینه تر و راحت تر براى بازى هاى روزانه اش مى بیند و آنها را به عنوان همبازى هاى خود انتخاب مى كند. حریف دست و پا بسته اى كه تصور مى كند همیشه در برابرش پیروز است و هر چه مى خواهد مى تواند با او بكند. لذت فاتح بودن آن چنان رهگذر دنیاى سایبر را سرمست مى كند كه ترجیح مى دهد زمان و انرژى بیشترى را براى تاختن در این عرصه بگذارد. سرمستى و فتحى كه به اندازه خود او تخیلى است، بدون این كه درك كند و بفهمد چه چیزى را فتح كرده است. او فاتح قلب هزاران آیدى رنگارنگ است و براى لحظه اى حاضر نیست این لذت خیالى را ترك كند یا به تحلیل آن بنشیند.
حال كه به این نكته واقف شدیم كه اینترنت چگونه مى تواند به یارى انسان ذهنى بشتابد و در راه به دست آوردن تصورى از انرژى، كمك هاى فراوانى به او بكند با این پرسش اساسى مواجه مى شویم كه آیا به راستى این ابزار كارآمد و شگفت عصر حاضر با تمام ارزش ها و امكانات بى شمارى كه باعث رشد و پیشرفت جوامع بشرى در زمینه هاى گوناگون علمى، اقتصادى و فرهنگى شده است، مى تواند وسیله اى كارآمد و مفید در راه برطرف كردن مهم ترین نیاز انسان یعنى «مهر» نیز باشد؟ آیا بیماران و افرادى كه در شهوت دیگرآزارى مى سوزند با آزادى عمل و شجاعت كاذبى كه در فضاى سایبر به دست مى آورند چه سرنوشتى پیدا مى كنند؟ با آنان چگونه باید رفتار كرد؟ آیا با گسترش و پیشرفت روز افزون دنیاى سایبر و شبیه سازى هاى دیجیتال انسان وارد دوره جدیدى از رویا پردازى مى شود؟ آیا با وجود این امكانات اسكلت روانى انسان در شرف یك تحول بنیادى است؟
در این كه با وجود اینترنت تحولى در تمام ابعاد زندگى آدمى در حال شكل گیرى است تردیدى نیست. به همان اندازه كه تاثیر مثبت آن را در حوزه هاى علمى و اقتصادى نمى توان نادیده گرفت، مدعى تاثیرات منفى آن در رشد روانى انسان ها نیز نمى توان شد.
با این كه تمام قراین و شواهد حكایت از این مى كنند كه انسان در دنیاى سایبر در معرض تهدید توهمى تر شدن و ذهنى تر شدن قرار گرفته و یا این كه در این فضا بزهكارى ها و انگیزه هاى ویرانگرى و سركشى اش مجال تازه تر و جذاب ترى یافته است، با این حال همه اینها دلایل قانع كننده اى بر نقش صددرصد منفى اینترنت نیستند، با این باور كه اینترنت نقش مانعى را در رشد روحى، كشف مهر راستین و یافتن دوباره خویشتن خویش بازى مى كند. زیرا از آن جا كه تنها روزنه امید براى رها شدن آدمى از این دایره توهم، درك توهمى بودن آن است، مى تواند فرصتى بى بدیل به وجود آورد براى تجربه اى كم هزینه و پربها در جهت لمس تخیلى بودن و ذهنى بودن هر آن چه كه در پیرامون خود مى بیند و حقیقى مى انگارد.
آدمى براى رسیدن به این مرحله از بلوغ، ناگزیر از دویدن به دنبال آب تا به آن حد است كه پى به ماهیت تصورى سراب ببرد! به نظر مى رسد براى بشر امروز چاره اى پیش رو نباشد جز رفتن تا انتهاى این توهم، تا آن جا كه خود درد این از خویش برید گى را حس كند و آن را بفهمد و لمس كند. شاید همین ورود به فضاى سایبر و درگیر شدن در مراودات آن بتواند به یكى از بهترین روش هاى خودشناسى و حتى درمانى تبدیل شود.
با این حال هنوز براى پیش بینى زود است. باید منتظر بود و تاثیرات گوناگون این دنیاى مجازى را بر ذهن و روان انسان ها در نسل هاى آینده دید. اما آن چه ضرورى به نظر مى رسد پرداختن هرچه بیش تر به كیفیت حالات و تاثیرات زندگى در این دنیاى مجازى بر روحیات و خلق و خوى افراد گوناگون است. قطعاً عادت كردن به مراودات اینترنتى معضلات و بحران هاى روحى خاص خود را به همراه خواهد داشت كه اگر به هنگام تشخیص داده نشده و به آن پرداخته نشود مى تواند سلامت روانى جامعه را با چالش هاى جدیدى رو به رو كند. و شاید اكنون كه هنوز در ابتداى مسیر استفاده از اینترنت قرار داریم لازم است به گونه اى بهتر و مسئولانه تر با مسایل حاشیه اى آن برخورد كنیم.
[به طور كلى از دیدگاه روان شناسى انسان امروز یك انسان خیالى است؟! انسانى كه ارتباطش با تمام واقعیت ها و داشته هاى ذاتى و طبیعى اش قطع شده و تحت تاثیر شرایط محیطى هر كدام به گونه اى و روشى دیگرگون، رفتارى را براى بقاى خود برگزیده اند.]
بدون تردید انسانى كه تصور و تخیل پایه هاى اساسى زندگى اش را تشكیل داده و برنامه زندگى خود را بر این مبنا پى ریزى كرده است، نمى تواند از ترس رودررو شدن با دنیاى واقعیت و قابل لمس خالى باشد. این چنین فردى هرگز نمى تواند در مراودات و تعامل اجتماعى مكنونات درونى خویش را به تمامى عرضه كند قطعاً بخش هاى پنهان و فرو خورده اى برایش باقى خواهند ماند. ساحت پنهانى كه همواره درصدد دست یابى به فضایى تازه است تا بتواند آنها را بروز دهد. درست همین جاست كه اهمیت شكل گیرى تخیل و محیطى خیالى بارز مى شود، محیطى كه بشود در آن اسباب و علل را به گونه اى كنار هم گذاشت تا رضایت و لذتى را پدید آورد كه هرگز در واقعیت قابل دسترسى نیست.
زندگى در این چنین دنیایى به طور حتم براى ادامه حیات و به دست آوردن نیرویى هرچند كاذب در جهت تداوم زنده بودن، ضرورى به نظر مى رسد و این ضرورت تا بدان حد است كه هر كدام از ما خواسته یا ناخواسته هر روز بخشى از زمان خود را به این امر اختصاص مى دهیم. فضایى امن و ایده آل براى تمام تاخت و تازها و عصیان گرى هایى كه هرگز در دنیاى بیرون شهامت بروز آن را نداشته ایم. این دنیاى مجازى جداى از هر رنگ و شكلى كه به آن داده باشیم یك ویژگى مشترك دارد، و آن این كه ما شخص برتر و قدرتمندترین فرد حاضر در آنیم.
چنین است كه اینترنت در شكل گیرى شخصیت انسان معاصر جایگاه ویژه اى پیدا مى كند، به طورى كه شاید بتوان آن را یك خیال پردازى پیشرفته نام برد.
اگر خوب به مسئله نگاه كنیم شاید دنیاى مجازى اینترنت و ساكنان آن تفاوت چندانى نیز با دنیاى پیرامون ما و آدم هایى كه مى شناسیم و روزمره با آنها برخورد مى كنیم، نداشته باشند. ارتباط میان ما انسان ها بر اساس یك سرى علائم و نشانه ها و در گستره زبان انجام مى گیرد، از جمله نشانه هایى كه سازنده مشخصه هاى فردى و اجتماعى ما هستند، اما اگر همین شاخص ها و نشانه ها را _ كه تنها هویت انسانى خیالى اند _ از ما بگیرند چیزى برایمان نمى ماند و حتى نزد خویش نیز قابل شناسایى نیستیم. در فضاى سایبر نیز به همین شكل اگر شماره ها و حروف را از كسى بگیرید دیگر هیچ مجالى براى خود نمایى نخواهد داشت. تنها تفاوت دنیاى سایبر با جهان واقعیت در این است كه این مشخصه ها و كدها در آن جا به شدت خلاصه شده است. همین خلاصه شدن نیز تا حد زیادى امكان قضاوت هاى فردى را از بقیه مى گیرد و تقسیم بندى هاى نژادى و طبقاتى را فرومى ریزد كه این شاید اندكى امیدبخش باشد.
سرنشین سیاره سایبر موجود مجهول و ناشناسى است كه در كالبد یك آیدى حلول كرده و با هر آیكون و تصویرى مى تواند خودش را ارائه كند بدون این كه هرگز بفهمید با چگونه موجودى در ارتباط هستید. در واقع او هرگز اجازه این كار را به شما نمى دهد و این جا است كه مرحله دوم هویت بخشى در ذهن ما شروع مى شود. شما هرگز شیفته شماره ها و حروف نخواهید شد مگر این كه ماهیتى خیالى در ذهن خود بسازید. ماهیتى كه انگیزه حركت و ادامه فعالیت را در این رابطه به شما ببخشد. ماهیت فردى كه بر اساس معیارها و ارزش هاى شما شكل گرفته و در ذهن شما ساخته مى شود، هرچند این فقط بخشى از تخیل شما باشد. این درست همان اتفاقى است كه در تمام رابطه هاى بیرونى ما نیز رخ مى دهد ولى هرگز به این خوبى و زیبایى و تجریدى چنین كامل نمى توانیم احساسش كنیم.
با تمام تلاشى كه در جهت قانونمند كردن فضاى سایبر و اعمال قوانین و مقررات حقوقى در این عرصه مى شود، باز هم انسان امروز همان طور كه قبلاً بیان شد از آن جا كه از نقطه امن و انحصارى خود وارد این دنیا مى شود، این جرات و اطمینان را پیدا مى كند كه خود را مالك و صاحب اختیار مطلق آن بپندارد و در پناه همین پندار است كه نوعى حس آزادى، امنیت و رهاشدگى غریبى در خود احساس مى كند. شاید همین جا به این واقعیت تكان دهنده پى مى بریم كه خود این احساس آزادى و امنیت نیز كه بخشى از انسان خیالى است به اندازه خود او تخیلى و غیرواقعى است.
پس مى توان این گونه تصور كرد كه انسان مجازى در دنیاى مجازى فرصت یگانه اى به دست مى آورد براى یكه تازى هاى خیالى، از خشم و كینه و ویرانگرى گرفته تا عشق و دوستى و روابط عاطفی.
انسان مجازى كه در عرصه زندگى توان تبادل مهر و لمس همنوع خود را از دست داده و تمام رابطه هایش به نوعى درگیرى و مبارزه آشكار و پنهان بدل مى شود در دنیاى مجازى شمایل ها و آیكون ها، حروف و شماره ها را جایگزین كم هزینه تر و راحت تر براى بازى هاى روزانه اش مى بیند و آنها را به عنوان همبازى هاى خود انتخاب مى كند. حریف دست و پا بسته اى كه تصور مى كند همیشه در برابرش پیروز است و هر چه مى خواهد مى تواند با او بكند. لذت فاتح بودن آن چنان رهگذر دنیاى سایبر را سرمست مى كند كه ترجیح مى دهد زمان و انرژى بیشترى را براى تاختن در این عرصه بگذارد. سرمستى و فتحى كه به اندازه خود او تخیلى است، بدون این كه درك كند و بفهمد چه چیزى را فتح كرده است. او فاتح قلب هزاران آیدى رنگارنگ است و براى لحظه اى حاضر نیست این لذت خیالى را ترك كند یا به تحلیل آن بنشیند.
حال كه به این نكته واقف شدیم كه اینترنت چگونه مى تواند به یارى انسان ذهنى بشتابد و در راه به دست آوردن تصورى از انرژى، كمك هاى فراوانى به او بكند با این پرسش اساسى مواجه مى شویم كه آیا به راستى این ابزار كارآمد و شگفت عصر حاضر با تمام ارزش ها و امكانات بى شمارى كه باعث رشد و پیشرفت جوامع بشرى در زمینه هاى گوناگون علمى، اقتصادى و فرهنگى شده است، مى تواند وسیله اى كارآمد و مفید در راه برطرف كردن مهم ترین نیاز انسان یعنى «مهر» نیز باشد؟ آیا بیماران و افرادى كه در شهوت دیگرآزارى مى سوزند با آزادى عمل و شجاعت كاذبى كه در فضاى سایبر به دست مى آورند چه سرنوشتى پیدا مى كنند؟ با آنان چگونه باید رفتار كرد؟ آیا با گسترش و پیشرفت روز افزون دنیاى سایبر و شبیه سازى هاى دیجیتال انسان وارد دوره جدیدى از رویا پردازى مى شود؟ آیا با وجود این امكانات اسكلت روانى انسان در شرف یك تحول بنیادى است؟
در این كه با وجود اینترنت تحولى در تمام ابعاد زندگى آدمى در حال شكل گیرى است تردیدى نیست. به همان اندازه كه تاثیر مثبت آن را در حوزه هاى علمى و اقتصادى نمى توان نادیده گرفت، مدعى تاثیرات منفى آن در رشد روانى انسان ها نیز نمى توان شد.
با این كه تمام قراین و شواهد حكایت از این مى كنند كه انسان در دنیاى سایبر در معرض تهدید توهمى تر شدن و ذهنى تر شدن قرار گرفته و یا این كه در این فضا بزهكارى ها و انگیزه هاى ویرانگرى و سركشى اش مجال تازه تر و جذاب ترى یافته است، با این حال همه اینها دلایل قانع كننده اى بر نقش صددرصد منفى اینترنت نیستند، با این باور كه اینترنت نقش مانعى را در رشد روحى، كشف مهر راستین و یافتن دوباره خویشتن خویش بازى مى كند. زیرا از آن جا كه تنها روزنه امید براى رها شدن آدمى از این دایره توهم، درك توهمى بودن آن است، مى تواند فرصتى بى بدیل به وجود آورد براى تجربه اى كم هزینه و پربها در جهت لمس تخیلى بودن و ذهنى بودن هر آن چه كه در پیرامون خود مى بیند و حقیقى مى انگارد.
آدمى براى رسیدن به این مرحله از بلوغ، ناگزیر از دویدن به دنبال آب تا به آن حد است كه پى به ماهیت تصورى سراب ببرد! به نظر مى رسد براى بشر امروز چاره اى پیش رو نباشد جز رفتن تا انتهاى این توهم، تا آن جا كه خود درد این از خویش برید گى را حس كند و آن را بفهمد و لمس كند. شاید همین ورود به فضاى سایبر و درگیر شدن در مراودات آن بتواند به یكى از بهترین روش هاى خودشناسى و حتى درمانى تبدیل شود.
با این حال هنوز براى پیش بینى زود است. باید منتظر بود و تاثیرات گوناگون این دنیاى مجازى را بر ذهن و روان انسان ها در نسل هاى آینده دید. اما آن چه ضرورى به نظر مى رسد پرداختن هرچه بیش تر به كیفیت حالات و تاثیرات زندگى در این دنیاى مجازى بر روحیات و خلق و خوى افراد گوناگون است. قطعاً عادت كردن به مراودات اینترنتى معضلات و بحران هاى روحى خاص خود را به همراه خواهد داشت كه اگر به هنگام تشخیص داده نشده و به آن پرداخته نشود مى تواند سلامت روانى جامعه را با چالش هاى جدیدى رو به رو كند. و شاید اكنون كه هنوز در ابتداى مسیر استفاده از اینترنت قرار داریم لازم است به گونه اى بهتر و مسئولانه تر با مسایل حاشیه اى آن برخورد كنیم.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۴ ساعت 10:18 توسط محمد ولی تکاسی
|
"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"