کَل = kâl
واژه کَل در لهجه گیلکی رامسر و حومه معنای قوی و نیرومند می دهد. در ییلاقات اشکور و جواهرده گله های زیادی از بز و گوسفند وحشی وجود داشت ولی به دلیل انقراض نسل اداره محیط زیست نسبت به احیاء شماری از این حیوانات نظیر شوکا- جبیر و غیره و تکثیر و رهاسازی آنها در طبیعت اقدام نموده است و جای تشکر بسیار دارد.
این کلمه اگر در ابتدای یک کلمه یا اسم قرار بگیرد نشان از قدرت و نیرو می دهد. احتمال می رود این امر به دلیل قدرت و جسارت بز نر و یا قوچ نر و بیشتر به افراد شاخص اعم از زن یامرد در جامعه کوچک روستایی داده شده است.

پازن (کَل) Besoar Goat=Capra Aegagrus
اسامی نظیر:
1-کَل گاه = به گوساله نر که آماده وَرزاجنگ(جنگ بین دوگاو نر که یک آیین کهن است)
کنایه به افرادی است که تاب تحمل کمی داشته و نسبت به اطرافیان گذشت کمی دارند. بعبارتی همیشه آماده جنگ و دعوا هستند. گوینده با ذکر کلمه کَل گاه منظور خود را به شنونده می فهماند و بعنوان مثال می گوید فلانی کَل گایَه.
2-کََل فیل مارجان
شیرزنی بنام مرجان بود که در ییلاق جواهرده به تنهایی در پاییز زندگی می کرد و کار کشاورزی و دامداری انجام می داد. حریف کارهای سخت بود و بعبارتی نظیر یک پادشاه در خانه اش نیز حکومت داشت. یاد مرحوم استاد جواهر خلج رمکی افتادم که در ضلع غربی قبرستان مسجد آدینه دفن شده است.
3)کَل شومار
یعنی مادر شوهری که تاب تحمل حرفهای عروس خود را نداشته و در ایراد گیری از کارهایش استاد است. بعبارتی می خواهد همیشه بر پسر و عروس خود غلبه داشته باشد.
"به دور از جان عروس و مادر شوهرهای امروز"
این کلمه به تنهایی و یا تغییر آوایی(فونتیک) و اعراب گذاری معانی دیگری نیز دارد:
1)کَل: به افراد کچل و دارای موهای کم اطلاق می شود.نظیر کَل تقی = تقی کچل
2)کَل = به شاخه درخت نیز گفته می شود .
3) دُکَل نیز به شاخه محکم و بلند درخت که برای دسترسی و چیدن میوه از درختان بلند نظیرگردو-مرکبات و انجیر و غیره کاربرد زیادی دارد.
3) کَلِه: نیز به اجاق هیزمی که با چند تکه سنگ و گل اندود کردن آنها جهت قرار دادن ظروف آشپزخانه در قدیم کاربرد زیادی داشت. و بنام تش کله نیز می نامند.
زبانزد
از سه نفر ونه بترسی- کل سرخ مو و زرد ریش
از سه نفر می بایست ترسید کچل- دارای موی سرخ و ریش زرد
کنایه از رندی و زیرک بودن افرادی با این مشخصات است.
کل کله تاب نیارنه( نیاز به ویرایش)
گاو نر گاو نر دیگری را تحمل نمی کند
کنایه به افرادی که می خواهند همیشه بالاتر از بقیه باشند و فرد دیگری را قبول ندارند.
یادآور: دو پادشاه در یک اقلیم نمی گنجند.
"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"