چند ضرب المثل گیلکی رامسری(21)
1-اَندی سوج و بیج زنه(نزن)
آنقدر شکوه و گلایه می کند (نکن)
کنایه: از آدم پردرد
2-کور میرزا حلوا = میز گِلِه= چُس مثقال
مقدارکم و اندک
کنایه: حساب کار و یا پول را داشتن
3- وی آسیاب نَچرخانِه(نچرخَنِه)
آسیاب او نمی چرخد
کنایه: سختی معیشت- مریض بودن و ناراحتی معده داشتن
4-بگوتِه تُکِ بُموتِه لِنگه دَشتِه نِشَنِه
دهانی که حرف می زد و پایی که راه می رفت را نمی توان بطور ناگهانی از حرکت نگهداشت.
کنایه: افرادی که بسیار فعال و پرگو(پر حرف) هستند.
5- وی چَکِن نیم متر وازا بونو
دهانش به اندازه نیم متر باز می شود
کنایه : از گریه کردن مداوم و غیر منقطع نوزاد و یا کودک
6-وی کینِ گاو گی وسونی گاو گره کانِه
اگر به ماتحت او پهن گاو بمالی صدای گاو می دهد.
کنایه: از آدم های بی فکر و نادان و یا بچّه غیر ممیز
7- وی دَست بیوموت نیَه
دست او آزموده شده است.
کنایه: آزموده بودن افراد
*در شهرستان رامسر و حومه بازارهای محلی در چند روز هفته برپا می شوند .زنان روستایی محصولاتی همچون سبزی، میوه و محصولات لبنی و غیره را برای فروش عرضه می نمایند. با چنگ زدن ، مشت زدن و یا استفاده از کفگیر و غیره به میزان تقریبا معادل با قیمت آن جنس را بدون وزن کردن تحویل مشتری می دهند. بعد از وزن کردن این امر تصدیق شده و توسط مشتری این زبانزد بکار می رود.*
8- عید شوبِ ماه (قشنگ کیجا)کوجار دَرِه
ماه شب عید(احتمالا شب چهاردم و قرص کامل ماه) (دختر خوشگل)کجا هستی
کنایه: خبر نداشتن از افراد و دوستان و آشنایان
9- وی سُمِّه خیلی پر زور با
زور و قدرت او خیلی زیاد است.
کنایه: در برابر حل مشکل و یا انجام کاری ناتوان شدن. در مقابله با فردی قدرتمند از نظر جسم، مال و پشتیبانی کوتاه آمدن
10- حساب حی سابه کاکا برادر
حساب حساب است برادری غلام سیاه هم برادری است.
کنایه: هر قدر پول بدهی همان قدر آش می خوری
"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"