1-اَندی سوج و بیج زنه(نزن)

آنقدر  شکوه و گلایه می کند (نکن)

کنایه: از آدم پردرد

2-کور میرزا حلوا = میز گِلِه= چُس مثقال

مقدارکم و اندک

کنایه: حساب کار و یا پول را داشتن

3- وی آسیاب نَچرخانِه(نچرخَنِه)

آسیاب او نمی چرخد

کنایه: سختی معیشت- مریض بودن و ناراحتی معده داشتن

4-بگوتِه تُکِ  بُموتِه لِنگه دَشتِه نِشَنِه

دهانی که حرف می زد و پایی که راه می رفت را نمی توان بطور ناگهانی از حرکت نگهداشت.

کنایه: افرادی که بسیار فعال و پرگو(پر حرف) هستند.

5- وی چَکِن نیم متر وازا بونو

دهانش به اندازه نیم متر باز می شود

کنایه : از گریه کردن مداوم و غیر منقطع نوزاد و یا کودک

6-وی کینِ گاو گی وسونی گاو گره کانِه

اگر به ماتحت او پهن گاو بمالی صدای گاو می دهد.

کنایه: از آدم های بی فکر و نادان و یا بچّه غیر ممیز

7- وی دَست بیوموت نیَه

دست او آزموده شده است.

کنایه: آزموده بودن افراد

*در شهرستان رامسر و حومه بازارهای محلی در چند روز هفته برپا می شوند .زنان روستایی محصولاتی همچون سبزی، میوه و محصولات لبنی و غیره را برای فروش عرضه می نمایند. با چنگ زدن ، مشت زدن و یا استفاده از کفگیر و غیره به میزان تقریبا معادل با قیمت  آن جنس را بدون وزن کردن تحویل مشتری می دهند. بعد از وزن کردن این امر تصدیق شده و توسط مشتری این زبانزد بکار می رود.*

8- عید شوبِ ماه (قشنگ کیجا)کوجار دَرِه

ماه شب عید(احتمالا شب چهاردم و قرص کامل ماه) (دختر خوشگل)کجا هستی

کنایه: خبر نداشتن از افراد و دوستان و آشنایان

9- وی سُمِّه خیلی پر زور با

زور و قدرت  او خیلی زیاد است.

کنایه: در برابر حل مشکل و یا انجام کاری ناتوان شدن. در مقابله با فردی قدرتمند از نظر جسم، مال و پشتیبانی کوتاه آمدن

10- حساب حی سابه  کاکا برادر

حساب حساب است برادری غلام سیاه هم برادری است.

کنایه: هر قدر پول بدهی همان قدر آش می خوری