چند ضرب المثل گیلکی رامسری(22)
شیک و پیک کردن- آماده شدن برای رفتن به مهمانی و عروسی
کنایه: لباسی غیر از لباس مرسوم و معمول پوشیدن-به سر و وضع خود رسیدن
2- کَسا قُلی(غَسا قُلی)
آب و تاب دادن- با زحمت کاری انجام دادن- به هر دری کوبیدن برای حل مشکل-تمام راهها را امتحان کردن
کنایه: انجام کاری با زحمت و تلاش زیاد
3- دَبَ دَبِه کَب کَبِه دِ چِِئن
مقدمه چینی- آب و تاب دادن
کنایه: منظور اصلی را با مقدمه چینی و در لفافه بیان کردن
4- پا بوزیه فلیک زَئن
آماده رفتن بودن(شدن) یا آماده انجام کاری شدن
5- خون می چِکِره بَسَّه= می گی باخُشت
خون در پاهایم جمع شد.پاخواب رفتن= ترس خوردن- متعجّب شدن
یادآوری: می پا دَرزن زَنه
6- اون تی کَل اُنگشتِه گَم وَنِکَنِه
او انگشت کوچک توهم نمی شود.
کنایه: تعریف کسی را جلوی روی او نمودن همراه با کم اهمیت شمردن فردی دیگر که در انجام کارها تنبل تر و نادان است
7-این دِ تی ریش دابُستِه (دابس) نِیَه
این کار بیخ ریش شما چسبیده است و باید آنرا انجام بدهی.
یادآوری: این تی گردِنِه=این دِ تی پایَه
8- تِرَرِه تَرِه هم خورد نوکانِ
برای تو تره هم خرد نمی کند.-
کنایه: کم ارزش گذاشتن و کم توجهی به سخنان فرد
9- آدم پُرسان پُرسان تا کربلایَم شونِه
آدم با پرسیدن راه تا کربلا هم می تواند برود.
یادآوری: عاقبت جوینده یابنده بُوَد
*در گذشته مسیر رفتن مردم رامسر و حومه به کربلا از طریق قزوین-همدان-کرمانشاه -قصرشیرین بود که باپای پیاده و یا قاطر مدت ۵/۱ ماه رفت و ۵/۱ ماه هم برگشت آن طول می کشید.
10- چطور بدارم ملکه دُردانه هاش نَلِکه
چطور از بزرگ خودم نگهداری و مواظبت نمایم که بیضه هایش هم تکان نخورد.
کنایه: نگهداری و پرستاری از افراد مسن و عیب جو که قند در دلش آب نشود.
"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"