۱-ساقُ و چُرَک(چاق و چُرَک) کُردِن

شیک و پیک کردن- آماده شدن برای رفتن به مهمانی و عروسی

کنایه: لباسی غیر از لباس مرسوم و معمول پوشیدن-به سر و وضع خود رسیدن

2- کَسا قُلی(غَسا قُلی)

آب و تاب دادن- با زحمت کاری انجام دادن- به هر دری کوبیدن برای حل مشکل-تمام راهها را امتحان کردن

کنایه: انجام کاری با زحمت و تلاش زیاد

3- دَبَ دَبِه کَب کَبِه دِ چِِئن

مقدمه چینی- آب و تاب دادن

کنایه: منظور اصلی را با مقدمه چینی و در لفافه بیان کردن

4- پا بوزیه فلیک زَئن

آماده رفتن بودن(شدن) یا آماده انجام کاری شدن

5- خون می چِکِره بَسَّه= می گی باخُشت

خون در پاهایم جمع شد.پاخواب رفتن= ترس خوردن- متعجّب شدن

یادآوری: می پا دَرزن زَنه

6- اون تی کَل اُنگشتِه گَم وَنِکَنِه

او انگشت کوچک توهم نمی شود.

کنایه: تعریف کسی را جلوی روی او نمودن همراه با کم اهمیت شمردن فردی دیگر که در انجام کارها تنبل تر و نادان است

7-این دِ تی ریش دابُستِه (دابس)  نِیَه

این کار بیخ ریش شما چسبیده است و باید آنرا انجام بدهی.

یادآوری: این تی گردِنِه=این دِ تی پایَه

8- تِرَرِه تَرِه هم خورد نوکانِ

برای تو تره هم خرد نمی کند.-

کنایه: کم ارزش گذاشتن و کم توجهی به سخنان فرد

9- آدم پُرسان پُرسان تا کربلایَم شونِه

آدم با پرسیدن راه تا کربلا هم می تواند برود.

یادآوری: عاقبت جوینده یابنده بُوَد

*در گذشته مسیر رفتن مردم رامسر و حومه به کربلا از طریق قزوین-همدان-کرمانشاه -قصرشیرین بود که باپای پیاده و یا قاطر مدت ۵/۱ ماه رفت و ۵/۱ ماه هم برگشت آن طول می کشید.

10- چطور بدارم ملکه دُردانه هاش نَلِکه

چطور از بزرگ خودم نگهداری و مواظبت نمایم که بیضه هایش هم تکان نخورد.

کنایه: نگهداری و پرستاری از افراد مسن و عیب جو که قند در دلش آب نشود.