چند ضرب المثل گیلکی رامسری(23)
1-اون خوشتِرَرِه یِه کل گایَه
او برای خودش یلی است.
2- اسب دُم کَندِه دَرِه
می خواهد دم اسب را بکند.
کنایه : از انجام کار سخت و طاقت فرسا ، کار مشکل همراه با خطر
3- قشنگی یَه وَرپ هم دارِه
برف هم زیبا بوده و قشنگ است.
کنایه: از افرادی که به ظاهر خود می نازند . دوره زیبایی و جوانی افراد مثل برف کم بوده و زودگذر است.
4- مو هِی زنِم تو نی بَزِن
من هی می زنم ولی تو نی می زنی(به حرفهایم توجهی نمی کنی).
کنایه: گوش ندادن به حرف حساب- عدم استماع و توجه نکردن سخنان بزرگترها از طرف کوچکترها.
5- چِنگ و پَر دارِه
کارآیی زیادی دارد. کار زیاد انجام می دهد.
6- دَس و لِنگ زَنِه(بَزَه)
دست و پا می زند(زد)
کنایه: غرق مشکلات و ناراحتی است.
7-هوتَه تُک دَرِه چِک هَم دَرِه
همانطور که حرف می زند کار هم انجام می دهد.
کنایه: گفتار و کارش یکی است. به اندازه ای که حرف می زند کار هم انجام می دهد.
8- خوره نخواردِه مرَم نَدَه گندم بوکردِه سگِ هَدَه(بَدَه)
نه خودش خورد و نه به من داد بلکه آنرا گندم نموده و به سگ داد.
کنایه: افراد خسیسی که ثروتمند هستند ونه خود و خانواده و نه دیگران خیری از او نمی بینند.
9- سر ندانِه سرانجام چیَه مال ندانه بخواردِه کیه
سر انسان از سرنوشت خود خبردار نمی شود و ثروت و مال هم نمی فهمد آخر کار چه کسی صاحب آن است.
کنایه: دست تقدیر(گردش روزگار) و سرنوشت انسان و مال را کسی نمی داند.
10-کِرک اگر کارگر بی تَلا کینِ شِلار دابا
اگر مرغ اهل کار و زندگی بود خروس هم شلواری به پا داشت.
کنایه: از پر رو بودن و بی حیا شدن افراد در اجتماع در اثر نابسامانی در خانواده
"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"