1-سَنگِلِ= بَنگِل

چیز ناقابل و غیرقابل اهمیت

کنایه:چیز کم ارزش

2- کبیرتره حال بَتوان

جنس کم ارزش تر را بدهید

کنایه: خرید اجناس دست دوم و یا کم ارزش تر

یادآوری: چراغ شکسته نذر امامزاده(آستانه)

3-گُده گُدَه

چاق و گرد

کنایه: از بچه ها و یا افراد بزرگسال چاق

4-اَلَن کَچِه صدا کانه  فردا تار صدا کانِه

الان صدای قاشق به گوش می رسد ولی فردا صدای تبر به گوش خواهد رسید

*در گذشته  مردم به کارهای سخت از جمله کشاورزی-صنایع دستی نظیر نمد مالی-آهنگری و نجاری و غیره که کار مردانه بود اشتغال داشتند. لذا بر این باور بودند که اگر تعداد فرزند پسر هرچه بیشتر باشد به نفع خانواده و پدر می باشد چون پسرها در آینده تبر را برداشته و کمک و یاور پدر خواهند شد.

5- اون گردنِ دو کَش ارّه نِبَنِه

گردن او را اره بزرگ دو نفره (مخصوص نصف کردن الوار و تنه درختان در قدیم) هم نمی تواند ببرد.

 کنایه: افراد خودرأی و مستبد که حرف دیگران را قبول نمی کنند.

6-جِمال اصغر نیم تنه بُن داکُردِه  جِلَقدِه وی سَر

اصغر پسر جمال کت را در زیر و جلیقه را روی کت پوشیده است.

کنایه: نامتجانس بودن لباس-ظاهر ناآراسته داشتن- لباس پوشیدن بر خلاف معمول

7- کفشِ گولِش

گالشی (پابزار=پاوزار) که مخصوص کفش است.

در گذشته که کفش مرسوم شده بود(داو شده بود) فقط ارباب ها و خوانین کفش می پوشیدند. برای اینکه کفش گلی و کثیف نشود همراه با کفش یک گولش پلاستیکی نیز که بزرگتر از کفش بود می پوشیدند و با کفش و گولش راه می رفتند.

8- آی کَندِه کین زَنِه کِه

کار بی ربط و یا سخن بیهوده گفتن

(با تشکر از آقای بهرامی جهت تصحیح متن)

کنایه: ژاژ خاییدن

یادآور: آب در هاون کوبیدن

9- اَزَ وی گوز بِبیشتِه نَنَه

حرف های بیهوده گفتن- کار نابجا انجام دادن- قیمت کالایی را گران کردن و چند برابر کردن توسط مغازه دار

کنایه: آسمان سِیر کاِنِه(در آسمان ها پرواز می کند.)-ملتفت اوضاع نیست.

10- وی فلیک توفاج آسمان گَرِه(بِگیتِه)

آب دهان او تا آسمان می رود.

کنایه: وخامت اوضاع در دعوای بین دونفر

یادآوری: کارد و پنیر بودن

11-خودِه اسب بوشِه آب دِل  بری نه

مثل اینکه اسب داخل آب مدفوع نماید

کنایه: حرف نسنجیده و بی ربط زدن و یا کار ناشایستی انجام دادن.

یادآوری: آش شلم شوربا درست کردن- خراب کردن کار

12- فلانی خیلی پهلوانه

فلانی خیلی  زرنگ و باهوش (و دسیسه چین =نیرنگ باز)است.

کنایه: افراد زیرک و منفعت طلب که براحتی گول نمی خورند.

یادآوری: فلانی خیلی مرد رِندِه =خیلی زیرک و هوشیار است.

*پهلوان=پاهلوان= پهلون

نام ایلی در آلاشت سواد کوه مازندران است که در زیرکی و هوشیاری زبانزد هستند و به پهلوان خیل نیز معروف است. نام این ایل از پهلوی (پهله) می آید و خانواده رضاشاه نیز به آن منسوب هستند.

(منبع: رضاشاه از الاشتر تا آلاشت-نویسنده کیوان پهلوان)