دوازده گل بهاری
1- بوز بوزه(شبیه به Crocus Caspius)
این گل یکی از تیره های گل سوسن آسمان گون و سوسن آزاد کوهی است.
در دیلمی از بوزئن به معنی ناگهان مثل قارچ سر برآوردن و جهیدن گرفته شذه است. در فارسی بزباز به معنای شکوفه و گل و بهار و جوز نزدیک است.
2- پامچال=پابچال(کرماج دیلمی)(Primula Acaulis یا Primula Vulgaris) و در عربی زَهرُالربیع العطری)
این گل شامل تیره بزرگی از پنجاه گونه و چندین نژاد با رنگهای متنوع و دلفریب است.
معنای پامچال:
پام به معنای رنگ و فام و چال یعنی آشیانه، حرکت، گام ، چاله است. به نظر می رسد نام این گل از پاچال (کارگاه بافندگی جامه های نازک و زیبای رنگارنگ روستایی) و یا از واژه پای در چاله، ساقه در زمین فرو برده، در جای خود استوار و سرپا گرفته شده باشد. کلمه کرماج دیلم نیز به معنی گیاه و گل و رستنی زیبای موسم رطوبت است که دلخواه بوده و آرزوی هر انسانی را بر میانگیزد.
گل پامچال گل پامچال بیرون بیه(2) اول بهاره(2)
بیا تا دانه بنشانیم و ..........
3- کاس اشکنه(اشکنک)(Anemon Pulsatilla) مشابه چشم اهریمن(Adonis)
این گیاه با اشکنه(نوعی خورشت سبزی نباید اشتباه شود). این گیاه یک گونه کوهی از خانواده شقایق وحشی و از تیره آلاله هاست.
نام این گل از دو کلمه کاس و اشکنه گرفته شده است.
کاس به معنای آبی(آسمانی روشن و کبود) و چشم زاغ(نظیر کاس آقا) و یا به معنای کاسه ای چوبین و لاک و یا به معنای کاسه شدن یعنی پیر و گوژپشت و خمیده شدن است.
اشکنه از فعل دیلمی اشکنئن یعنی شکاندن و شکننده، ازمیان برنده است.
روی هم رفته کاس اشکنه به معنای ازمیان برنده و شکننده کاهش و سستی و پیری و نابینایی است . چون این گل از خانواده خشخاشیان و کوکناریان است و برای آن خاصیت نیرو بخشی را متصوّر می شدند.
ADONIS=ایزد جوانه درخت است که 4 ماه در زیر زمین و 8 ماه در روی زمین همراه بهار بود(فرهنگ اساطیر یونان و روم، ترجمه دکتر بهمنش)
4-فاتماکی(Bellis prennis از تیره Radieae) در عربی زهراللؤلؤ و در فارسی گل مینا
این گیاه مانند گل همیشه بهار در هنگام شب و شرایط نامناسب هوا جمع می شود.از گل های معروف این تیره گل مینای طلایی کوهستان، گل اقحوان است که به نامهای بهار(نام دختران و به معنای زن و همسر در سانکریت)- میش بهار- بابونه گاوچشم-آذرگون یا آذربون(یعنی گل آفتاب پرست) و همیشه بهار یاد کرده اند.
کلمه فاتماکی از دو واژه فاتما(PADMA) و کی (KI) تشکیل شده است.
فاتما(PADMA)در سانسکریت به معنای گل نیلوفر آبی، لکه های قرمز و رنگی در صورت و خرطوم فیل و در زبان پهلوی پدام(PADAM) و در اوستایی (PAITI-DANA) به معنای جامه ای که در زیر زره می پوشند-رو بند یا دهان بند که موبدان در مراسم دینی در برابر آتش می پوشیدند.
کی(KI) نیز در دیلمی پسوند جا و مکان- رویشگاه-شیوه- طرز و روش و گونه معنی می دهد نظیر زورکی، خره کی و سیخکی.
بنابر این کلمه فاتماکی یعنی به گونه و شیوه پدم و پدمه-بسان گل نیلوفر-گل پوزه بند دارو غیره.
اشاره به پوشاندن لب و دهان توسط دختران و زنان در برابر بزرگان با دستمال و روسری که نشانه ادب است(مچه گیتِن).
5- سوسنک یا ستاره عروس=سوسن سپید یا زنبق رشتی( از تیره سوسن ها(Liliaceae)
اشاره به داستان گیلکی در باره دخترکی زیبا روی دارد که از ترس در دام دیو گرفتار شدن از خدا خواست تا به شکل گلی دربیاید.در افسانه ها سوسنگ یا پیلگوش مانند عروس یا بی بی خانه است که بیشتر چهره و لب خود را پوشانده است.
6- ماسه بولبول ( ) شبیه گیاه GAGEA و گیاه نجم، نجم طلایی برگ پهن
گیاهی کوچک اندام است که با آب شدن برف برگهای آن سر می زند که در میانه اش گلی زرد رنگ و روشن و تک ساقه ای پدید می آید.زنان روستایی از پخته این گیاه به همراه تخم مرغ ماسه بلبل تره نیز که خورشتی خوشمزه است درست می کنند. عمر این سی تا چهل روز است.
کلمه ماسه بولبول از دو واژه ماسه(MASA) و بولبول تشکیل شده است.
واژه ماسه(MASA) از آماسیدن، ورم کردن، جای نیش زنبور
واژه بولبول از آلت تناسلی نر، و معانی دیگر نظیر تیر و چوب کوتاه و غیره و در زبان دیلمی به معنای جوانه تازه رُسته بوته گیاه (بولَه زن در گیاه چای و غیره) معنی می دهد.
روی هم رفته ماسه بولبول به معنای جوانه نورسته و گل و شکوفه تازه برآمده و قوام یافته است.
7-موشون(ونوشه) یا بنفشه( Viola odorata ) از تیره کوکناریان( VIOLACEAE)در عربی بنفسج و در فارسی فرفیر گویند.
بنفشه بیش از صد گونه دارد.گلهایش کبود و خوشبو است.گیاهی دارویی است که دختران و زنان آنرا چیده و خشک کرده و به پیشه وران و غیره می فروختند(مراسم بنفشه چینی و آواز خواندن دختران).
موشون از واژه موش(MUS ) و واژه اوم و اون (UM) تشکیل شده است.
واژه موش(MUS ) به معنای مویه، گریه و زاری با رنگ کبود و همچنین به معنای جوشش و بیداری و هوس خواهی است.(می دل موچوم(یا غُرمیش) بُکرده= دلم هوس کرد، خواست).
واژه اوم و اون (UM) که پسوند نسبت و اتصاف است.
واژه بنفشه از ونوشه مرکب از دو کلمه ون به معنای ریشه و بُن درخت و ونوس از اساطیر رومیان و مظهر زیبایی و عشق بازی های زنانه و سرپرست باغ ها و سبزی ها است.که هشت ماه از سال را با آدونیس می گذرانید.
بنفشه به نامهای دیگری نظیر کاکوش، کاگوش، سزدایه(لرستان)و غیره نیز می باشد.
8-آلاله=هالاله =آلال ماره (ایزد بانوی مادر گل ها ) از تیره Ranunculaceae
این تیره داری 35 جنس و 1500 گونه است.
آلاله از دو واژه آل(Al) و آله(ALA) تشکیل شده است.
آل(Al) به معنای سرخ، سرخ آتشی است.
در افسانه ها آل نام دیو ماده ای است که زن تازه زاییده تا چهل روز باید خود و نوزادش را از شرّ آن دیو سخت پاسداری کند. در چنین مواقعی آل دعا نیز برای آنها تهیه می شود و در زیر بالش یا داخل لباس نوزاد قرار داده می شود. یا اینکه کارد و آهن یا ریسمان سیاه از موی بز در زیر بالش می گذارند و معتقدند که آل از این اشیاء می ترسد(نگارنده).
واژه آله(ALA) به معنای نسبت و همانندی نظیر ترش و ترشاله، مچ و مچاله، دنب و دنباله
9- اُسکُتو از تیره Cruciferacea
در تنکابن گره ریشه های گیاه را می نامند. به نام مشک زیر زمین، مشکک، مستک و غیره است.
در گیلکی رامسری زبانزدی وجود دارد.
فلانی یَه مَستِک بِگیته یعنی کسی که ریشه این گیاه را خورده و بی حال و با رخوّت بوده و یا خواب آلود است.
10-اسپندل=اسپندیل(Sinapis arvensis) از خانواده Cruciferae
از تیره تره تیزک و خانواده چلیپائیان و یا خر دلیان(Sinapis) است.کگج (KAKAJ) نیز می گویند.ازجشن عید اسپندی در اسفند ماه با روشن کردن مشعل و شمع در دکان ها دوره صفویه یاد شده است(سفرنامه پیترو دلا واله جهانگرد ایتالیایی).
11- پیغومبری گل= گل محمدی(Rosa damascene) به نام گل سرخ دمشقی
از تیره گل سرخ بیش از 3500 گونه و یکصد جنس شناخته شده است.برای گلابگیری خصوصا در مناطق سردسیر مناسب است.این گل نیز از نشانه های آمدن بهار است و مردم برای آن جشن می گیرند(جشن گلاب گیری در قمصر کاشان در اردیبهشت ماه).
12- زرد تیته = زرد گله یا گل خیری (زرد و سرخ )(Cheiranthus cheiri) از تیره Cruciferae
این تیره بیش از 350 جنس و 4000 گونه اند. گل عروسان ، گل ختمی و گل شب بو از این تیره اند. به معنای رام ایزد جو و هوا و باد خوب است که زنان و دوشیزگان از وی شوهران خوب درخواست می کردند.گل خیری زرد نشانه ای از ایزد بانوی ناهید است(کتاب التفهیم ابوریحان بیرونی).ترانه جوان روستایی که برای کار کردن از کوهستان به جلگه آمده بود.
ای شالیزارها و ای بهاران و بهاران
گل زرد در کناره های شالیزار شکوفه کرد
خیری در کوه و کناره ها شکفت
تو را به جان مادر و برادرانت سوگند
مرا راهی کن که نزد نامزد خود و دیدن مادر زن (منظور نامزدم) بروم/.
آمد بهار عاشقان و نغمه خوان شد بلبل به راز
با هزاران عشوه و ناز، گل زرد آمده است باز
در فکرخویش باش و فارغ از گشت شمس و قمر
اینک سال نو آمده است و تو هنوز در خواب ناز
"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"