1- امشوب ماه کِمی ره در بِمَه( بمابا)
امشب ماه از کدام طرف بیرون آمد (آمده بود).
کنایه: دیدن افراد بعد از گذشت زمانی طولانی
یادآوری: عید شوب ماه کوجار دبی
ماه شب عید (اول ماه قمری) کجا بودی

2- تی قوت تی سِلانگاه سَر دابی(داباشه)
قوت و نیرو باید در تو وجود داشته باشد.
کنایه: آدم باید دارای سلامتی کامل باشد تا برای خودش کاری بکند.  یادآوری: کس نخوارد پشت من جز ناخن انگشت من

3-کی فهمنه؟ وقتی می قبر سَر پِلم دار سَبزا باشِه
چه موقع می فهمی؟ وقتی که بر سر گور من گیاه آقطی بروید.
کنایه: قدر و ارزش بزرگترها را ندانستن، به حرف بزرگترها گوش نکردن

یادآوری:قدر ما را کی بدانی دست ناکس در بمانی

4-هزار ته جان بِدَرِه  یکی یَه دَر نابارِه

هزار جان داشته باشد یکی سالم نمی ماند.

کنایه: وخامت اوضاع در اثر بیماری صعب العلاج و یا تصادف و غیره که به مرگ خواهد انجامید.

5- مُزه تو گَرِه (بارِه) جِزِه  مُو

مزه و کیف آن را تو می بری سوز و رنجش را من

6- هرکی دُسمال دابُسته بِچِ یَه!!!!

هر زنی دستمال بسته است زایمان کرده است!!!!

کنایه: تحمل درد و رنج زایمان و نصیحت به زنی که اولین زایمانش را در پیش دارد .

7- بسیار دان بسیار گو بونو

کسی که بسیار می داند زیاد حرف می زند.

"در تقابل با زبانزد بسیار دان کم گو می شود."

8- وَچِه قوت وی لِنگ دَرِه آدم پیر  وی چانَه(چَکِنِ)

نیرو  قدرت در پاهای بچه و در چانه فرد پیر است.

کنایه: بچه دوندگی کرده ولی آدم پیر بیشتر حرف می زند.

9- اَمِه خَرِه کی چرا بابُرِه

خر  ما را چه کسی به چرا ببرد

کنایه: گفتن جمله و یا انجام خواسته ای غیر معقول در زمان خود.   یادآوری: وقت نشناسی

10- آدم بَرهَنه  از آب نترسَنِه

آدم برهنه از آب نمی ترسد.

کنایه: نهراسیدن از انجام کار  یادآوری: 1-خطر کردن  2- وی چُمِه ترس دِنیَه(در چشمش ترس نیست)

11- خواخِرِه گِه  مَرده وَنِه   گونه برارِه تو زن نابارِه

خواهر شوهر می خواهد می گوید برادر تو نمی خواهی زن بگیری

یادآوری: به در می گوید دیوار تو گوش باش

12- خدا خوشته بنده شانِ رِچ دَشتِه نوتونه

خدا وند نمی تواند بنده هایش را راضی نگهدارد.

کنایه: ناراضی بودن عده ای از اجتماع در اثر تغییرات جوی، ایجاد مشکلات و یا راحتی برای افراد دیگر

13- وی زَهرِه بَتِرکِسِ

زهره اش(طحالش ) آب شد.   کنایه: ترسیدن از چیزی

یادآوری: 1- وی دیم سفیدا با خودِه گچ (صورتش مثل گچ سفید شد).

2- بنا بُکُردِه پَرکِسِن  (شروع به لرزیدن کرد).

14-وی گُلَه  وَتُن

کوزه اش را برداشتند.کشته شد.

کنایه: از کار برکنار شد. از منصب و مسئولیت خود برداشته شد.

یادآوری: طناب دُم دَشتِن (آخر طناب را نگهداشتن و نزدیک مرگ بودن)

گُلِه=کوزه:  رسم بود که بر سر قبر عزیران کوزه ای کامل یا شکسته گذاشته و کمی آب در آن می ریختند. کوزه گذاشتن بر سر قبرها ریشه ای دیرینه داشته و به قبل از اسلام بر می گردد.

14- آب از سَرگَل (سَربَند) خرابه

آب از سرچشمه گل آلود است.

یادآوری: خانه از پای بست ویران است.

15- همیشیک بِدَه تی تولِه  مُردُم پا دِل داباشِه(دوبو)

همیشه خار شما در پای مردم باشد

کنایه: همیشه تو برای مردم کار مثبتی انجام داده باشی

یادآوری:همیشیک مردم تی بدهکار باشِن نه تو بدهکار مُردُم

16- ایمروز دُخت  فردا لُخت نباشِه

امروز بدوزی و فردا از تن بیرون آوری نباشد

کنایه: دقت در خرید و یا دوخت پارچه و لوازم منزل از جنس خوب

یادآوری: ما هنوز آنقدر پولدار نشده ایم که جنس ارزان بخریم

17- تی فن می چموشِ بنده  تی اوستا  می شاگرد

فن شما بند کفش(چموش) و استاد تو شاگرد من است.

یادآوری: کنایه از آدم های زیرک و هوشیار

18- یادآوری: خدایا اَمِه (وی) بی کسی یه رحم بوکون

خداوندا به بی کسی من (او) رحم کن

19- آه نِدَرِه(نِداَشتِه) با ناله سودا بوکونِه

کنایه: آدم فقیر و تهیدست

یادآوری:آسمان به این بزرگی یه ستاره نداره

20-هرچی سنگِ برای کُلِ لنگِ

هرچه سنگ برای آدم لنگ است.  

یادآوری: شانس دشتِه بی امه نام با شمس الله (شانس الله).