۱- یار تِرِه بخواه بی      وی سَر و بُن کاه بی

یار باید هواخواه تو باشد حتی اگر از مال دنیا چیزی نداشته باشد.

کنایه: دوستی و عشق قلبی

 

2- یار تِرِه بخواه بی  مازندران یِه چاشت رایَه

یار اگر هواخواه توباشد سفر از راه دشوار و سخت مازندران به اندازه یک ناهار خوردن طول می کشد(در زمان کم ممکن می شود)

کنایه : فرد عاشق مشکلات را نادیده می گیرد.

 

3-وِرگ بَگِنِه مال دارِه  وای به حال یکی دارِه

یک نفر یک گوسفند در گله ای دارد از قضا گرگ همان یکی را می برد.

کنایه: مواظبت و مراقبت بیشتر از تنها فرزند خانواده و ...  از حوادث روزگار

 

4- دِل خون دان چاکانِه(خون داکانِه)   خایِه نمکدان

دل را خون کرده و بیضه را به جای نمکدان  می گیرد.

کنایه: رنج و مشکلات ناشی از داشتن فرزند و یا همسر نالایق

 

5- دوتَه گُلِه یِه جا کَسِن دیم بَنِن  صدا کانِن

دو تا کوزه کنار هم قرار بگیرند با هم برخورد کرده و صدا می کنند.

کنایه: برخورد غیرقابل اجتناب بین دونفر هم اتاق، همسر، خواهر و برادر و غیره

 

6- خُمَر  کَِلات کینِه دِل آب خوارِه

کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.

کنایه: رنج و مشکل داشتن صاحب کار و صاحب مال در زندگی شخصی

 

کَِلات کینِه: گل رس قرمزکه سفت شده است و برای کوزه گران کاربرد دارد.

مثال: ای نان خشکا با خوده کِلات

این نان مثل گل کوزه گری خشک و سفت شده است.

 

7- ایزبیل لَر تَقی= ایسبیل لَر تقی

فردی بنام تقی که مثل یک چوب خشک نازک و قلمی و ضعیف است.

کنایه: افراد ناتوان و ضعیف البنیه

 

8-خانه فکر خرابِه( ویرانِه)

خانه فکر و اندیشه استحکام کامل ندارد.

کنایه: زیاد فکر نکردن و اوضاع را به تقدیر واگذار نمودن

 

9-شب سیاه گاو سیاه

شب و گاو هر دو سیاه هستند و غیرقابل تشخیص اند.

کنایه: عدم تمایز و اختلاف بین دو چیز مشابه، مشتبه شدن امر

 

10-دانا هم دانه سوال کانِه نادان نه دانِه نه سوال کانِه

دانا هم می داند و هم سوال می کند ولی فرد نادن نه می داند و نه سوال می کند.

کنایه: شوق افراد دانشمند  در دانستن چیزهای بیشتر

 

11-دوگ شُب گرزه وَچه شیر دَاده بی

دیشب داشتی بچه های موش را شیر می دادی؟

کنایه: خواب آلود بودن و خستگی فرد

 

12- یکی ای وسط بکاشت(بکاشتِه) داره

یک نفر بین دو نفر موش می دواند

کنایه: ایجاد اختلاف کردن بین دو نفر توسط فرد سوم.

۱۳- اون قبرستان سنگ تَوَدَه

او به طرف قبرستان سنگ انداخت

کنایه: از مرگ حتمی در اثر بیماری و تصادف و غیره نجات یافت- زندگی دوباره