حجاب فرهنگی و یا فرهنگ بی حجابی(6)
در اسلام و سایر ادیان آسمانی رعایت حجاب هم برای مردان و هم برای زنان توصیه شده و فواید آن نیز برشمرده شده است .

حجاب در مردان و زنان فقط پوشش بدن نظیر پوشیدن پیراهن ، لباس و چادر و ... نیست. بلکه اگر فکر و بینش انسان دچار لغزش نشود و تمایلات نفسانی همچون جذب جنس مخالف، پول پرستی، جمع کردن اموال(زمین-ماشین- خانه و ...) ، دروغ گویی به خاطر منافع شخصی و هزاران ناهنجاری دیگر در جامعه به منصه ظهور نرسد آنوقت صحبت از حجاب فرهنگی می شود. مردی نظیر استاد دانشگاه علوم پزشکی با تکیه بر اخلاقیات درست خود در جمع زنها سخنرانی می نماید و راجع به فیزیولوژی تولید مثل صحبت می کند و یا خانم متخصصی راجع به وضعیت بارداری و حامله نشدن همسر با مردی به راحتی صحبت می نماید. حجاب فرهنگی ایجاد پوششی بر باورها و داشته ها و نداشته ها یمان ، توجه نکردن به امیال و غریزه های انسانی ، عدم لذت بردن از مواهب یک زندگی اجتماعی درست و لذت نبردن از طبیعت زیبای اطراف ما نیست بلکه حجاب فرهنگی افزایش دانش و بینش افراد ، بالابردن ارزش انسانی خود و رفع نیازهای ضروری زندگی فردی و اجتماعی از طریق مناسب است. دین با قوانین و احکام خود راههای درست و نادرست زندگی را به ما نشان می دهد . اگر غیر از دین و احکام شرعی و عُرفی نیز به مقوله هایی از قبیل نجابت، صداقت در گفتار و رفتار، توجه به آرمانهای واقعی و انسانی فرد در جامعه ، احساس سرزندگی و مفید بودن، یادگرفتن علوم و فنون درست زندگی و ده ها مقوله دیگر نیز توجه شود
آنوقت نه تنها حجاب فرهنگی به عنوان محدودیت نیست بلکه راهی است تا افراد مسیر درست زندگی را یافته و ما شاهد ظاهر آرایی و هنجارشکنی ها در اجتماع نخواهیم بود. تکیه بر حجاب ظاهری و تنبیه بی حجابی اصل نیست بلکه تکیه بر عقاید غیر انسانی و مبارزه با انحرافات فکری و اخلاقی می تواند در جهت اصلاح زیر ساخت های یک جامعه مناسب و در خور شأ ن و مقام و منزلت مردان و زنان به عنوان اصل قرار بگیرد.چنان که در ابیات و اشعار بزرگان و شاعران ایرانی و .... نیز وصف عشق و تمنای معشوق اصلی یعنی خداوند بزرگ بر سر زبانهاست.
ظاهرآرایی نشان آدمیت کی بود؟ هرکه بالد نقش ظاهر را مگر آدم بود؟
ما درون را بنگریم و حال را ما برون را ننگریم و قال را
و ..............
"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"