شال واق= بوتیمار کوچک
منبع:زهرا فومنی http://www.butimar1365.blogfa.com/
بوتیمار یا غَمخورَک
نوعی پرنده است از راسته لکلکیان (Ciconiiformes)، خانوادهٔ حواصیلان (Ardeidae).
بوتیمار از جمله مرغان افسانهای ادبیات پارسی است که به خسیسی و خست شهرهاست .مشهور است که بوتیمار همیشه در تشنگی به سر میبرده اما آنهنگام که به رودخانه و دریا میرسیده، چه غم بسیار میخورده که مبادا آب دریا تمام شود و او از تشنگی بمیرد، زین جهت آب نمیخورده . از بوتیمار به نامهایی دیگر چون کیلان -غم خورک-مرغ غصه - نیز یاد میکنند . گرچه از بوتیمار به عنوان مرغی افسانهای یاد شده اما به حقیقت بوتیمار گونهای از بلند پایان است و زیر گونه خانواده حواصیلها شمرده میشود که بیش از پانزده گونه از انان تا به امروز شناخته شده و دو زیر گونه از انان نیز در ایران به همین نام شهرهاند که در سیستان و سواحل خزر به میان نیزارها و باتلاقها به فصول پر باران میزیند که بوتیمار و بوتیمار کوچک نامیده میشوند . بوتیمار آهسته و به دشواری و در ارتفاعی کم پرواز میکند و گردن خود را در هنگام پرواز جمع میکند و به هنگامه خطر بی حرکت میایستد و منقار خویش را به شکلی خاص عمودی نگاه میدارد و به شکلی گوژ پشتانه حرکت میکند . وی رابطه نا مانوسی با انسان دارد و غالبا از انسان دوری میجوید و بیشتر به صبح زود یا به هنگام غروب از مخفی گاه خود بیرون میآید.
| پس درآمد زود بوتیمار پیش | گفت ای مرغان من و تیمار خویش | |
| بر لب دریاست خوشتر جای من | نشنود هرگز کسی آوای من | |
| از کم آزاری من هرگز دمی | کس نیازارد ز من در عالمی | |
| بر لب دریا نشینم دردمند | دایما اندوهگین و مستمند | |
| ز آرزوی آب دل پر خون کنم | چون دریغ آید، نجوشم چون کنم | |
| چون نیم من اهل دریا، ای عجب | بر لب دریا به میرم خشک لب | |
| گرچه دریا میزند صد گونه جوش | من نیارم کرد از و یک قطره نوش | |
| گر ز دریا کم شود یک قطره آب |
ز آتش غیرت دلم گردد کباب |
"رامسر شهری آرمیده میان جنگل سبز و دریای آبی است پاسش بداریم و در حفظ آن کوشا باشیم"