منبع:

http://www.parsianforum.com/archive/index.php/t-46805.html

اگر قرابت زبان و عادات و رسوم مردم سواحل جنوبي درياي خزر، يعني «گيل ها» و «ديلم ها» و «تَپوري ها» و «آماردها» را با طالش ها در نظر بگيريم اينطور بنظر ميرسد كه تمام اين اقوام از راه گردنه هاي قفقاز و سواحل طالش به طرف گيلان و تپورستان آمده باشند، و چون سواحل درياي خزر براي زندگي مناسب نبود به ارتفاعات واقع در كنار جنگل ها رفته به گله داري در مراتع سبز جلگه هاي مرتفع البرز مشغول شدند. امروز در تمام اين نواحي قبرهاي متعدد از آنان وجود دارد، ولي تا اين تاريخ هيچ اثر ساختماني از منازل آنها بدست نيامده است. امروز در همين واحي پايه خانه ها را از قلوه سنگ و قسمت بالايش را از چوب مي سازند. شايد هم هنوز كاوش هاي دقيق براي پيدا كردن آثار مسكوني آنها بعمل نيامده است.

بهرحال تعداد قبرهايي كه در جلگه هاي مرتفع واقع در كنار جنگل هاي گيلان ومازندران قرار دارد بقدري زياد است كه بايد تصور كرد كه احتمالاً اجتماعاتي در آن نواحي مسكن داشته اند و آثار خانه هايشان ازميان رفته است. در ناحية مارليك و كلورز از قبرها آثار بسيار زيبايي بدست آمده كه هر كدام شاهكاري از هنراند.
بنابر گفته هاي بالا ميتوانيم اين نتيجه را بگيريم كه مردمان سواحل جنوبي و غربي درياي خزر جزو اقوامي هستند كه بزبان آريايي صحبت ميكنند و در حدود 1500 سال پيش از ميلاد مسيح احتمالاً از راه قفقاز و طالش به اين نواحي مهاجرت كرده اند و در ارتفاعات كنار دريا به گله داري و زراعت مشغول شده اند و تا اين تاريخ با هيچ قوم ديگري مخلوط نشده ومهاجمات متعددي كه در سرزمين ايران به وقوع پيوسته نتوانسته است آنها را تحت تأثير قرار دهد.

مردمي كه در ارتفاعات البرز يه گله داري مشغول بودند مانند اقوام ديگر آريايي با استفاده از اسب آشنايي داشتند و براي اينكه در دنياي ديگر نيز بتوانند از وجود آن استفاده كنند، مجسمه كوچك گلی آنرا در قبرشان مي گذاشتند. در ايام قديم تر خود اسب را مي كشتند و در گور قرار ميدادند. اين مجسمه كوچك از گل پخته در ارتفاعات واقع در جنوب املش كشف گرديده وامروز در يكي از مجموعه هاي خصوصي حفظ ميشود.

 

هیرکانی: نام قدیمی ناحیه ای بزرگ، در جنوب شرقی دریای مازندران.
آبسکون- جزیره ایست در ساحل تبرستان، که فاصله‌ی آن تا گرگان 3 روز راه یعنی 24 فرسنگ است. امروزه آن جزیره را آب فرا گرفته، دریای مازندران را به مناسبت همین جزیره «دریای آبسکون» می نامند(فرهنگ معین(.


خزر- نام اقوام آریایی که در شمال قفقاز و کرانه های دریای مازندران زندگی می‌کردند. نام «دریای خزر» از همین اقوام گرفته شده(ایران از آغاز تا اسلام، دکتر گریشمن – ترجمه دکتر محمد معین).

کاسپین: نام دیگر دریای مازندران، برگرفته از طایفه ای بنام «کاسپی» که قبل از ورود آریایی ها در فلات ایران و به خصوص در جنوب دریای مازندران سکونت داشته‌اند. (فرهنگ معین)


پارت: نام تیره‌ای از آریایی  ها که بین دریای مازندران و دریای خوارزم یا اورال امروزی زندگی می‌کردند که با بیرون راندن سلوکیان از خاک ایران، حکومت اشکانیان را در سراسر ایران تشکیل دادند.


ترکمن ها :در اوایل اسلام از جنوب مغولستان و غرب چین بطرف جنوب سرازیر شدند و اولین گروه آن ها، با نام های «آغوز» یا «غوز» که بعد ها بنام ترکمان یا ترکمن معروف گردیده اند.(سرزمین و مردم ایران تألیف عبدالحسین سعیدیان).



قزاق ها: قومی از تاتار که در قرن 13 میلادی زیر فرمان چنگیز خان درآمدند و تحت حکومت جوجی فرزند وی قرار گرفتند، که در استپ های ترکستان بسر می‌بردند.(فرهنگ معین).


*اُرد اول اشک 13» :پادشاه اشکانی، وی پس از عزل برادرش «مهرداد سوم» بر تخت نشست. او یکی از بزرگترین شاهان اشکانی ست، از مهمترین واقعه ای که در زمان او رخ داد: جنگ حران است (53 قبل از میلاد) که طی آن سردار نامی ایران «سورنا»، سردار رومی «کراسوس» را بسختی شکست داد(فرهنگ معین).


کاسیان=کاسپیان:

 سرزمینی که اکنون از غرب به شرق بخش جنوبی دریای مازندران، طالش و گیلان و مازندران را تشکیل می‌دهد، در شمال خاک ماد قرار داشت.هفتصد سال پیش از میلاد، تقریباً 150 سال قبل از آغاز هخامنشیان، بنا به منابع و قراین موجود در مجاورت کرانه های دریای مازندران، اقوامی بنام کاسپیان یا کاسیان سکونت داشته‌اند. به عقیدهٔ محققان موثق قوم کاسپی که نام کنونی دریای مازندران در زبان‌های اروپایی (کاسپین) از آن مأخوذ است، از زبان های سامی و هندی و اروپایی ریشه ندارد، بلکه بنا به اظهار نظر مستشرقین معروف(بار تولد) کاسپی جمع کاس به معنی چشم زاغ است که به نظر می‌رسد، یادگاری از نام های قدیمی نیاکان و دوران های پیش باشد. نظیر کاس گل، کاس آقا و غیره.(دائرة المعارف  سرزمین و مردم ایران).


 
شیروان: که تلفظ صحیح آن «شروان» است، شهری در جنوب شرقی قفقاز، و زادگاه خاقانی شاعر پارسی گوی ایران است. از این شهر به عنوان شهری که از خاک ایران جدا شده ولی خاقانی هنوز ایرانی باقی مانده است .


گنجه: یکی از شهرهای کشور آذربایجان، که از آن هم به عنوان شهری که از خاک ایران جدا شده ولی شاعر پارسی گوی این شهر «نظامی گنجه ای» هنوز ایرانی است.


گوگلانی و یموت:- قبایل ترکمن مقیم در دشت گرگان، در سواحل شرقی دریای مازندران.


http://www.iranboom.ir/didehban/maaz/3693-daryaye-mazandaran-horabadi.html