مادر: الهی پیر باباشی پسر، حمام کربلا بیشی!

مادر: الهی پیر شوی پسر(عمرت زیاد شود)، حمام کربلا بروی

 

پسر: امه خانه حمام اگر آو قطعا نباشِه  اَمِرَره خوبِه، وَسِّه دَا

پسر: حمام خانه ما اگر آب قطع نشود برای ما خوب است. دیگر بس است.

 

دختر: دِبار کیجاشانِ  عروس همرَه بخت آو زَن تا اُشانِ بخت بازا باشِه.

دختر: در گذشته دخترها همراه عروس به حمام عروسی می رفتند تا بختشان باز شود.

 

مادر: اَلَن با هیزار جور فیس و افاده ، شامپو خارجی، وُسون دُسِنِه هم اُشانِ بخت وا نُبونِه تا یِه شیر پاک خورده اَشانِ پَرِه وِگیره بُشَ. وَکِتِن امه دل من گُدِه!

مادر: الان با هزار کرشمه و ناز، شامپو خارجی، لوازم آرایش هم بختشان باز نمی شود تا یک شیر پاک خورده آنها را گرفته و برود. غصه سر دل ما شده اند.

 

پسر: اَلَن همه جار تَش وارِنِه، گرانی یَه. بیکاری یَه . بَشون نان خور اضافا کُنِن چی؟

پسر: الآن همه جا آتش می بارد. گرانی است.بیکاری است. بروند و نان خور اضافه کنند برای چه؟

 

دختر: همه خا دِ  ایتَه نیَن!! بعضی ها هنر دارِن. فنی کار بلدند.

دختر: همه که اینطور نیستند!! بعضی ها هنری دارند. کار فنی بلد هستند.

 

مادر: تی پَرِه گُورِه خا نور وانوزِنِه آستین بالا بزنِه.  اَمِه از این شانس ها نِدِریم.

مادر: از روی گور پدرت که  نوری بلند نمی شود.آستین بالا بزند. ما که از این شانس ها نداریم.


نتیجه اخلاقی

"کسب روزی حلال در گروی یادگرفتن کار و آموزش فنی و حرفه ای

علاوه بر داشتن تحصیلات آکادمیک برای تشکیل خانواده"