در گذشته که تبرستان و رویان و دیلم مرزها را تعیین می نمودند همیشه بین سران و حاکمان این مناطق که عمدتأ از فرزندان  خوانین و یا نظامی ها بودند جنگ و خونریزی های زیادی بر سر تصاحب قدرت واقع می شد و نتیجه به ضرر مردم عادی تمام می شد.

با یکپارچه سازی این مناطق نسبت به توسعه و تجهیز امکانات شهری و روستاها اقدامات زیادی انجام شد. حال با افزایش جمعیت و توزیع ناعادلانه ثروت و صنایع و غیره بین غرب و شرق استان مازندران و تجربه های بسیار خوب حاصل از استان شدن مراکزی نظیر البرز، سمنان، اردبیل و .... (که از  نظر جمعیتی ،زبان و فرهنگ، وضعیت مهاجرت و شرایط اجتماعی ، اقتصادی و وجود صنایع سنگین و کارخانجات اصلا قابل مقایسه با منطقه غرب مازندران نیستند) راه برای استان شدن منطقه غرب مازندران باز شده است.افرادی که به هر شکل و صورتی مخالف استانی شدن منطقه غرب مازندران هستند ممکن است به منتزع شدن استان جدید و کاهش اعتبارات استان خود (در اثر از دست دادن مراکز گردشگری همچون رامسر و تنکابن که می توانند بودجه هایی را به خود اختصاص دهند ) فکر نمایند. از طرفی نباید زحمات چندین ساله متولیان استان مازندران در حفظ و توسعه امکانات شهری و روستاهای غرب مازندران را نادیده انگاشت و از زحمات آنها به دلایل مختلف قدردانی نکرد. به نظر می رسد جای یک جلسه بحث و تبادل نظر رادیو تلویزیونی بین مسئولین شرق و غرب استان در مقابل مردم عادی خالی است که با ارائه دلایل متقن و استوار از روی حس وطن پرستی و توسعه امکانات و زیرساخت ها همراه با تبعات اجتماعی،سیاسی و اقتصادی این مهم  را به چالش کشیده و به صورت همه جانبه موضوع را مطرح کرده  و سپس با مراکز عالی رتبه کشوری نیز رایزنی نمایند.

به نظر می رسد بعد از تبادل نظرها و بررسی های منتقدانه(و منصفانه) از هر دو طرف موافق و مخالف می توان در این مقوله از روی منطق و استدلال اقدام مناسبی انجام داد.

هرکسی کو دور ماند از اصل خویش - بازجوید روزگار وصل خویش