تفکیک به معنای جداسازی چیزی از چیز دیگر است و نابسازی چیزی و خالص کردن آن است.

هر شخصی به اندازه استعداد و توان خویش باید در باره حقایق اعتقادی تحقیق کند نه تقلید صرف. این چگونگی پذیرش اعتقاد به مذهب غیر از اجتهاد اصولی در احکام است.فطرت ناب و پاک انسان حقایق را درک می کند ولی فطرت ثانوی انسان در کره خاکی در اثر انواع ملابسات طبیعی از حالت اولیه بر گشته و در پرده اوهام و افکار از درک حقایق محروم است.لذا خداوند در اغلب آیات قرآنی کلماتی نظیر و اکثرهم (لا یعلمون-لا یتفکرون- لا یعقلون-لا یتذکرون و ...) را به انسان خاکی گوشزد می نماید تا سمت و سوی صحیح را بازیابد.

مکتب تفکیک مکتب جداسازی سه راه و روش معرفت خداوند و سه مکتب شناختی در تاریخ شناخت ها و تاملات و تفکرات انسانی است.

یعنی:

۱- راه و روش قرآن

۲-راه و روش فلسفه

۳-راه و روش عرفان

جریان های شناختی نیز به سه روش جریان وحی(دین و قرآن)- جریان عقل(فلسفه و برهان -جریان کشف (ریاضت و عرفان ) تقسیم می شوند. به طور کلی هدف این مکتب شناخت های قرآنی و سره فهمی این شناخت ها و معارف است به دور از هرگونه تاویل  و تفسیر به رای و تطبیق تا حقایق وحی و اصول علم صحیح مصون ماند و با داده های فکر انسانی و ذوق بشری درنیامیزد و مشوب نگردد.

هدف مکتب تفکیک ستیز میان  دانشمندان علوم تجربی و فلسفه با علمای دینی نیست. چه بسیار دانشمندان حوزه علوم و فن آوری موفقیت خود را از برکات دین سعادتمند دانسته اند و در راه اعتلا و سربلندی دین گام برداشته اند.مکتب تفکیک موجودیت فلسفه اسلامی را می پذیرد و در عین اینکه اندیشه فلسفه پویا را مردود نمی شمارد به حذف فلسفه موجود فتوا نمی دهد و بر خواندن و دانستن آن برای واجدان شرایط تاکید می کند.

"مکتب تفکیک " یکی از نظریات اسلامی است که در مشهد ایجاد شده‌است. بینانگذاران این مکتب بر این باورند که می‌بایست میان روش‌های مختلف دسترسی به حقایق جدایی انداخت. در حقیقت قائل به تفکیک روش‌های مختلف معرفت شناختی هستند. آنان به شدت به روش معرفتی ملاصدرا شیرازی می‌تازند و روش او را موجب خلط روشی شناختی می‌دانند. یکی از معروف‌ترین ایشان سید موسی زرآبادی است. این مکتب در گذشته به این نام خوانده نمی‌شد. نام کنونی برای این روش از سوی محمدرضا حکیمی پیشنهاد شده و جا افتاده‌است. وی در مقاله‌ای در کیهان فرهنگی و سپس در کتاب مکتب تفکیک به روش و بینانگذارانش اشاره کرده‌است. دربارهٔ مکتب تفکیک در سال‌های اخیر کتاب‌های چندی نوشته و منتشر شده‌است. برخی تنها به بیان سرگذشت و برخی دیگر به تحلیل مکتب اقدام کرده‌اند. به سال ۱۳۸۷ هم کتاب الهیات الهی یا الهیات بشری در این راستا از حکیمی انتشار یافت. آیت الله صادق لاریجانی یکی از منتقدان این مکتب است. کتاب «صراط مستقیم» (نقد مبانی مکتب تفکیک) تألیف حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمدحسن وکیلی، مبانی و اصول فکری این مکتب را زیر سؤال برده‌است. در این کتاب به خوبی نشان داده شده که مدافعان کنونی مکتب تفکیک از علمیت چندانی برخوردار نیستند و با اینکه از ساده‌ترین اصطلاحات فلسفی و عرفانی بیگانه‌اند اما سرسختانه با این علوم به مبارزه می پردازند کتاب صراط مستقیم با نشان دادن سستی پایه های مکتب تفکیک سبب شد تا بسیاری از مدافعان این مکتب از آن جدا شده و به تحقیق در زمینه مباحث فلسفی بپردازند گفته می‌شود مکتب تفکیک در حدود سال ۱۳۴۰ خورشیدی در مشهد تأسیس شد. بنیان‌گذار آن، میرزا مهدی غروی اصفهانی، به حساب می‌آید.

مرحوم شیخ علی اکبر الهیان تنکابنی(سمامی)( ح۱۳۰۵ق-۱۳۸۰-ق)

این عالم ربانی از تربیت یافتگان مکتب سید موسی زرآبادی است.در قزوین به دنیا آمد . تنی چند از فرزندان و اعقاب ایشان راهش را ادامه داده و به تحصیل در علوم حوزوی و شناخت معارف قرآنی روی آوردند. ایشان بیشتر عمر خود را در سیر و سیاحت بود و نزد اساتید گرانقدری چون آیه الله سید ابولحسن رفیعی قزوینی تلمذ می نمود.در زمینه موضوعات "اصاله الوجود" و "جسمانیه الحدوث" با شاگردان و طلاب به بحث و تفحص می پرداخت.

منابع مورد استفاده:

  • محمدرضا حکیمی، مکتب تفکیک، قم، دلیل ما، چاپ هشتم، ۱۳۸۳.
  • منصوری، خلیل . آیت عرفان. قم: نشرلاهیجی، ۱۳۷۹
  • اسلامی، سید حسن، رویای خلوص، قم :صحیفهٔ خرد ۱۳۸۳
  • معرفی کتاب "صراط مستقیم: نقد مبانی مکتب تفکیک براساس تقریر": http://www.majzob.info/fa/content/view/2910/169
  • پایگاه اطلاع رسانی حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمدحسن وکیلی

http://www.erfanvahekmat.ir/

جهت کسب اطلاعات بیشتر

مکتب تفکیک

http://m-tafkik.blogfa.com/post-3.aspx