آبگرم سر رامسر
محمد ولی تکاسی
mwtokasi@yahoo.com
رامسر از گذشتههای دور از چندین آبادی و ولایت تشکیل شده بود که به «سخت سر» معروف بوده است و در واقع؛ منطقه رامسر را در روزگاران کهن، "گرمه رود" میگفتند و پس از آن تا انقراض قاجارها سخت سر یا سوخته سر مصطلح بود که یکی از دلایل این نامگذاری، وجود صخرههای آهکی و زمینهای سخت بوده است. شهررامسر كه در دامنه جنگلی و ساحل دریای مازندران در فضایی سرسبز واقع شده از شهرهای قدیمی استان مازندران به شمار می رود . در برخی منابع و متون تاریخی ، سابقه و پیشینه آن را حدود ده قرن ذكر كرده اند . خاندان های بزرگی در شهر رامسر می زیستند كه بیشتر آنها از سادات بودند . رامسر پیش از سال 1310 هـ . ش دهی آباد به نام سخت سر بود . بعد از آن تغییرات مهمی در آن صورت گرفت و هم اكنون این شهر تاریخی از بهترین تفرج گاههای شمال ایران به ویژه از دیدگاه مسافران و گردشگران خارجی است .. شهرستان رامسر دارای 8/729 كیلومتر مربع وسعت می باشد كه 07/3 درصد كل مساحت استان را به خود اختصاص داده است .این شهرستان دارای 2 شهر ، یك بخش ، 4 دهستان ، 143 آبادی دارای سكنه و 63 آبادی خالی از سكنه می باشد .
حدود شهرستان رامسر از جنوب با استان قزوین ، از شمال با دریای خزر ، از مشرق با شهرستان تنكابن و از مغرب با استان گیلان هم مرز می باشد. شهر رامسر در 36 درجه و 52 دقیقه عرض شمالی و 50 درجه و 40 دقیقه طول شرقی ، و شهر كتالم و سادات محله در 36 درجه و 52 دقیقه عرض شمالی و 50 درجه و 44 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است.
آبگرم سر
ابگرم سَر از دو کلمه آبگرم و سَر(به معنای محل و جایگاه) تشکیل شده است که شمشادستان بود و مردم این محله از سخت سر به کار دامداری و کشاورزی اشتغال داشتند.

وجه تسمیه آن را به علت وجود آبگرم های گوگردی در آن می دانند. وجود گدازه ها و رسوبات آتشفشانی در بالای کوه قلعه بند که گهگهاهی از آن بخاراتی به هوا بلند می شود و غار بام بامِه یکی از عجایب هفت گانه رامسر(که به احتمال محل خروج مواد مذاب آتشفشانی از کمرکش کوه می باشد) و فعالیت های رادیواکتیو در زمین های اطراف، نشان از وجود فعالیت های آتشفشانی در این منطقه دارد. آب رودخانه گرمه رود (رودی با آب گرم) از چشمه های آب شیرین کوه های لیماکش سرچشمه می گیرد و بعد از گذشتن از صفحات سنگی و آهکی در چند کیلومتری عمق زمین از کنار مواد مذاب آتشفشانی رد می شود و به آب گرم شور در دمای حدود 40 تا 45 درجه سانتیگراد که حاوی نمک های منیزمی و گوگردی است تغییر می یابد.این آبگرم به صورت چشمه هایی جوشان به سطح زمین می رسد و حمام های گوگردی منطقه پشت هتل بزرگ رامسر را بوجود می آورد.(حدد 4 آبگرم گوگردی شامل حمام گوگردی سونا، حمام مادر شاه، سنگ بُنِه(نارزان) و حمام 4 ). با شروع ایجاد مجموعه گردشگری شامل احداث هتل قدیم، کاخ و بیمارستان در سال 1310 هجری شمسی مردم آبگرم سر را به منطقه ابریشم محله کوچ دادند تا نسبت به ایجاد مزارع کشاورزی و توتستا ن جهت پرورش کرم ابریشم اقدام کردند.هنوز آثار باقیمانده از شمشادستان و قبرستان قدیمی آبگرم سر در محل آبگرم های گوگردی سونا از طریق پارکینگ هتل بزرگ رامسر کنار پلههای ورودی وجود دارد. در آبگرم سر زندگی جریان داشت و چندین خانواده از جمله خانواده رحیمیان، جواهردهی، صفاتیان در آنجا سکونت داشتند و به کار کشت گندم و دامداری می پرداختند. استاد حسن رحیمیان اتفاق کشته شدن و خورده شدن گوشت خرس توسط اهالی آبگرم سر را در قالب یک شعر گیلکی در جلد سوم فرهنگ زبانزدهای رامسر(سخت سر) آورده است.
آقایان سخت سِری خرس گوشتا پیش افطاری!
آقایان سخت سری گوشت خرس مگر پیش افطاری می شود!.
خرس بکشتین جار کِیری قصاب وَکِته مامد عیلی
خرس را کشتید در سرخس زار بالا قصاب آن محمد علی شد.
مِن محلّه دَرِ کِیبلی حسین رمضان پشتِ کَلِ دَرِ حسین عموجان
وسط محله کربلایی حسین رمضان و پشت محله عموحسین جان(پدر مرحوم حسن رحیمیان) زندگی می کند
خرس گوشت بُخردِه تِرِه نیشیر جان
گوشت خرس را خوردی نوش جانت باشد.
بِشین بوگین سُهرابِ تِ کیجا نام رُبابِ میل بَزَ کبابِ
بروید به سهراب بگویید نام دختر تو رباب است که گوشت خرس را به سیخ کباب کشید.
عبدالخیر بلند بالایَ ، عیلی آقا زرد قَبایَ
آقای عبدالخیر بلند بالا است و علی آقا زرده قباست.
زن کاظم کیجِ سرِ چَرِه بُخُردِ خرس چَل
آهای زن کاظم چرا پس از زایمان دختر قُرمه ی خرس خوردی
پُلای داکُرده قاف میل بزی بی انار باغِ
پلو را در بشقاب ریختی سیخ تو از شاخه ی انار باغ بود.
ای زن احمد، کیجای وِرِه جاوَدِ طاهر بَدَ زحمت
آهای خانم احمد دخترت را پنهان کن به خاطر رسوایی که طاهر برایش به وجود آورده است.
زن میشتیلی لَرِه و چاقِ میل هَدَ بی سَر باغ
زن چاق و لاغر آقای مشهدی علی که سیخ کباب خرس را به سر باغ فرستادی
ورف بوکوردِ هَلاج ملاجِ شازده بُخُردِ خرس کله پاچِه
کم و بیش برف روی زمین نشست و شازده هم کله پاچه ی خرس خورد.
(نقل از مادر رحیم دانش پژوه و به نظر می رسد شعرگو حسین باشد)