

روز اول فروردین که رسیدن آفتاب به برج حمل است
و ابتداء بهار است را نوروز می خوانند. روز اول فروردین را نوروز کوچک و نوروز
عامه و نوروز صغیر گویند ، (و نیز ششم فروردین
ماه روز خرداد که نوروز بزرگ و نوروز خاصه گویند. مدت برگزاری جشن هایی چون مهرگان،
یلدا، سده و بسیاری دیگر، معمولاً یک روز (یا یک شب) بیشتر
نیست. ولی جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح «جشن ها و آیین های نوروزی»
گویاتر است، دست کم یک یا دو هفته ادامه دارد.ابوریحان بیرونی مدت
برگزاری جشن نوروز را، پس از جمشید یک ماه می نویسد: «چون جم درگذشت،
پادشاهان همه ی روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش
نمودند: ۵ روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند. ۵ روز دوم را به اشراف، ۵ روز سوم را به خادمان
و کارکنان پادشاهی، ۵ روز چهارم را به ندیمان و درباریان، ۵ روز پنجم را به توده
مردم و پنجه ششم را به برزیگران.» از جمله آیین های این جشن ۵ روزه، که در شمار
روزهای سال و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاکم و امیری
انتخاب می کردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در
پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می کرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می
کند که با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم
را سرگرم می کرد و چیزی می گرفت. و هم اوست که حافظ به عنوان « میرنوروزی»
دوران حکومتش را « بیش از ۵ روز» نمی داند.
. از
عمده ترين آيين هايي كه همراه با موسيقي خاص خود هنوز هم بصورت كمرنگي در نواحي
مختلف كوهستاني ، كوهپايهيي و جلگهايي البرز از جمله منطقه سخت سر رواج دارد
بايد از نوروزخواني ياد كرد. مازندران پيوسته يكي از مراكز پر رونق ‹‹ نوروزخواني
›› بوده است. در اين رابطه علاوه بر نوروزخوانان مازندراني ، تعداد قابل توجهاي
از نوروزخوانان كومش و طالقان وظيفه اجراي آنرا در اين منطقه برعهده داشته اند .
نوروز و نساء
در
باورهای پیشینیان زنی بود به نام نساء که دارای فرزندی به نام
نوروز بود. نساء به همراه پسرش برای کسب روزی حلال از ولایت خود جدا شده و به مکان
بسیار دوری می رود. بعد از گذشتن از راههای سخت و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات
زیاد به شهر خود برمیگردد و این با شکوفه دادن درختان و فصل رویش گلهای پیام آور
بهار(به مطلب دوازده گل بهاری در همین وبلاگ مراجعه گردد) همزمان میشود و قس
علیهذا. جشنهای رابچره در گیلان، عروس گل(عروس گلی)، پیر بابو و عروس بهار و غیره
همه جهت زنده نگهداشتن این آیین و جشن همگانی برای شادی و سرور مردم در آغاز سال
نوی هجری شمسی است . .هم اکنون در ایران رویداد نوروز با دقتی بهتر از یکهزارم
ثانیه اندازه گیری می شود (ملک پور ، ۱۳۸۳).امروزه در کشورهایی نظیر
پاکستان ، افغانستان و کشورهای تازه استقلال یافته حاشیه دریای خزر و ایران بطور
همزمان نوروز باستانی را جشن می گیرند.
حضور نوروز خوانان در روستاها و
آباديها به منزله فرا رسيدن بهار و بشارت نوروز بوده است . از همين رو مردم ضمن
استقبال گرم از نوروز خوانان ، انعام قابل توجهاي را تقديم می کردند . (پیور کری در مازندران).
كار نوروزخوانان معمولا از
دوازدهم اسفند آغاز و تا يك روز قبل از تحويل سال نو ادامه مـي يافت . با اين حال
برخـي از نوروز خوانان چند روز اول سال نو نيز به كارشان ادامه مي دادند .
كار نـوروز خوانـان از نظر اوقـات
شبانـه روز نيز متفـاوت بوده است . اگـر چـه نوروز خوانان مازندراني طبق سنت هاي
نياكان خويش كار خود را بامدادان آغاز و غروب هنگام به پايان مي رساندند . ولي در
برخي نواحي كار نوروزخوان تا پاسي از شب ادامه مي يافت. بر اساس متون تاریخی
نوروز خوان و یا کسی که معتمد بود در ساعت بخصوصی
دریچه ای(روزنه ای) در بالای مناره ها و یا چهارتاقی ها نگاه می کرد و هر
موقع از آن دریچه خورشید رویت می شد زمانهای بخصوص را اعلام می نمود.احتمال دارد
قلعه ایزکی در جنت رودبار یکی از این چارتاقی ها(تقویم محلی) باشد.
در اواسط ماه اسفند اشخاصي به نام نوروزي خوان اشعاري را با اين
مضامين ميخواندند:
گل
در گلستان آمده باد بهاران آمده
عيد
بزرگان آمده مژده دهيد اي دوستان نوروز سلطان آمده
آمديم
در خانه تو در زده نوروزخان
در
وا كن براي ما مژده آوردم براتان
گل
در گلستان آمده باد بهاران آمده
چندي
بزنيم اين پا آن پا پاره بابا امه چموش پا
(ترجمه: چقدر اين پا و آن پا بكنيم _ پاي
افزار چرمي ما پاره گشته است)
نوروز
خان آمده گل در گلستان آمده
مژده
دهيد به دوستان سال نو باز آمده
دسته
ببينين شما محلي ها ته
خانه ور مه خانه ور مُوارك با
شما
محلي ها گروه مردم را ببينيد _ پيش خانه
تو پيش خانه من براي مبارك باد گفتن آمده اند.
باد
بهاران آمده گل در گلستان آمده
ارباب
زن تاج به سر خدا تره هده دوته پسر
(ترجمه:اي زن ارباب والامقام _خداوند دو تا پسر به
تو عنايت كند)
اولي
يه داماد اكنه اونه با بري حمام شا
)پسر
اولي ات را داماد كني _ او را به حمام شاه
ببري(
يه
دس شمعه يه دس حنا حالا بده انعام ما
)يك
دستت شمع باشد دست ديگرت حنا _ حالا انعام
ما را بده(
گل
در گلستان آمده باد بهاران آمده
در شهرستان رامسر و
حومه
بر طبق بعضی روایت های
دیگر 15 تا 16 روز قبل از تحویل سال نو
مرد میانسالی (دوکاره مرد) از اهالی غیر محلی( مازندرانی، گیلانی و یا از
طالقان ) به خانهها سر میکشید و خانه تکانی، سبزه
گذاشتن و آمدن بهار را همراه با شروع رویش گل زرد(زرد گلی) به اهالی خانه یاد آوری
می نمود. او هنگام ورود به خانه ها این اشعار را با صدای بلند و با قافیه شعری می
خواند:
اوّل می آیم من
سلام
دویَّم می آیم من کلام
کِبلِه(کِلِه) خانم
(کربلایی خانم) با ایمان خدا بده هفت تا
پسر
اون یکی را بوکونیم
داماد
اون رِ ببریم حمام شاه
عمو بیان (بیایید)
مبارک باد (2)
نوروز سلطان آمده
باد بهاران آمده
مژده دهم بر دوسِ
تان امسال نو باز آمده
کبلا خانم با خدا
کبلا خانم(کربلایی خانم) با ایمان
برام بیار یه کاسه
دانه
وی سر بذار مُرغانه
بده برای
نوروزخوانه نوروز خوان برات
بخوانه
نوروز سلطان آمده
باد بهاران آمده
مزده دهم بر دوس
تو
امسال نو باز آمده
سپس در قبال خواندن
این اشعار برنج، گندم، تخم مرغ یا خوراکی توسط نوروز خوانان دریافت می شدو اگر این هدایا در خور شأن و
منزلت آنها بود نوروزخوان تشکر کرده و وارد خانه همسایه می شد. حال اگر این هدایا
کم و یا بی ارزش بود نوروز خوان با گوشه و کنایاتی این کم توجهی را در خانه بعدی
به صاحبخانه گوشزد می کرد. و این موضوع را در قالب اشعاری به صورت بداهه سرایی
بیان می کرد.
آنها با اين مضامين آمدن بهار و عيد نوروز را به گوش اهالي شهر
يا روستا مي رساندند و با خواندن اين اشعار هدايا و انعامي
از صاحبان خانه ها دريافت مي كردند. زنان از یک تا دو هفته آخر اسفندماه گلكاري كردن و تميز كردن خانه هاي گلي و پاك
كردن پنجره ها و جارو كردن حياط خانه ها را آغاز مي
كردند. آنها در صورت تمكّن مالي براي فرزندان خود لباس نو تهيه مي كردند.
تهيه لباس نو معمولا بدين گونه صورت مي گرفت كه از بازار پارچه هاي ارزان قيمت و مناسب را مي خريدند و به خياط هاي
روستايي مي دادند تا براي هر يك از اعضاي خانواده حداقل يك دست
لباس نو بدوزند تا بتوانند در روز اول سال نو بر تن كنند.
خياط هاي محلي هم همه نوع لباس از لباس بچه گانه گرفته تا كت و
شلوار و پيراهن مردانه و انواع لباس هاي زنانه را مي
دوختند. در غروب آخرين سه شنبه سال كه شب چهارشنبه سوري نام داشت مراسم جشن
چهارشنبه سوري را برگزار مي كردند و امروزه هم برگزاري مراسم چهارشنبه سوري با كمي اختلاف در شهر و روستاهاي رامسر
انجام مي گيرد.
26
ماه و پختن آش نذری(جشن مردگان)
این
آیین مخصوص شمال کشور و نواحی آمل است که در برخی از روستاها انجام می شود. ولی در
رامسر و حومه به گونه ای دیگر برگزار می گردد.
غروب روز قبل
از عيد
مردم پس از رفتن به قبرستان و روشن كردن شمع روي مزار رفتگان خود و
خواندن
فاتحه به منزل برمي گردند. وقتي كه در شب عيد هوا كم كم رو به تاريكي مي رفت
شمع هاي
روشن را در چند جاي حياط خانه مثل كنار طويله، لانه مرغ و دستشويي قرار مي
دادند و
صبح روز عيد كه اولين روز ماه نو هم به حساب مي آمد شاخه كوچكي از درخت
مركبات
يا آلوچه را براي رفع چشم نظر بر سردر ورودي خانه مي گذاشتند و فردي را كه
معمولا
كم سن و سال بود و فكر مي كردند قدمش خوش يمن و سبك است به درون خانه مي
فرستادند
و اعتقاد داشتند با ورود آن فرد خوش يمن به درون خانه بلا و گرفتاري در آن
سال براي
افراد خانواده پيش نخواهد آمد.
همچنین
حنا گذاشتن بر دست و پای خود و یا پیشانی بز و قوچ، گذاشتن دو نارنج بر
شاخ آنها ، چیدن برگ سبز مرکبات و قراردادن آن در بالای درب ورودی منزل
،دوختن لباس عید برای اهل منزل توسط خیاط محلی در منزل و یا خرید لباس و
کفش نوروز و کمک به ایتام، مستمندان و سرکشی به مریض ها و اقوام یکی از
سنت های خوب مردم این دیار در این ایّام است.